زنانه ترین روایت
روایاتی از حضرت معصومه (سلام الله علیها) که در کتب شیعه و حتی اهل سنت بیانشده است، روایاتی که علیرغم محتوای همگانیش از آن جهت که سلسله راویان آن فقط زنان هستند به زنانهترین روایات مشهور شده است.
حدیث غدیر و منزلت
از فاطمه دختر على بن موسیالرضا علیهالسلام
از فاطمه معصومه دختر موسی کاظم علیهالسلام
از فاطمه دختر جعفر صادق علیهالسلام
از فاطمه دختر محمدباقر علیهالسلام
از فاطمه دختر علی بن حسین علیهالسلام
از أم کلثوم دختر امیر مؤمنان علیهالسلام
از مادرش فاطمهزهرا؛ دخت رسول گرامی اسلام (ص) نقلشده است: «أنسیتم قول رسولالله صلیالله علیهوالهوسلّم، یوم غدیر خم: من کنت مولاه فعلی مولاه.» و قوله صلیالله علیه و اله و سلّه: «انت منی بمنزلة هارون من موسی علیهالسلام.»
حضرت فاطمهمعصومه (س)، به نقل از حضرت زهرا (س) فرمودند:
آیا فراموش کردید سخن رسول خدا را که در روز غدیر خم فرمود: «من مولای هرکه هستم، علی هم مولای او است.» و همچنین فرمود: «تو (علی) برای من مانند هارون برای موسی هستی.»
چند نکته در این روایت قابل تأمل است: اول آنکه، سلسله راویان این حدیث زناناند: فاطمه دختر امام رضا علیهالسلام، فاطمه معصومه دختر امام موسی کاظم علیهالسلام، فاطمه دختر امام صادق علیهالسلام، فاطمه دختر امام باقر علیهالسلام، فاطمه دختر امام سجاد علیهالسلام، فاطمه دختر امام حسین، امکلثوم و حضرت فاطمه سلامالله علیها؛ بهطوریکه شاید بتوان این حدیث را زنانهترین روایت موجود دانست.
نکته بعد، نام راویان است که جز یک مورد، همه فاطمه هستند؛ ازاینرو این روایت را به نام حدیث فواطم (فاطمهها) مینامند.
نکته بعد ، آن است که راویان، همه از بنیهاشم و دختران معصوماند و البته هر یک عمه راوی بعد هستند
نکته آخر اینکه منبع این روایت کتب اهل سنت است.
اسنى المطالب فى منافب سیدنا على بن ابى طالب از ابوالخیر شمس الدین محمد بن محمد بن جزرى شافعى،
امینی، الغدیر، ج1، ص196-197
رزق معنوی
زمانی که خواب هستی و ناگهان، به تنهایی و بدون زنگ زدن ساعت بیدار میشوی رزق است.چون بعضیها بیدار نمیشوند.
زمانی که با مشکلی رو به رو می شوی خداوند صبری به تو میدهد که چشمانت را از آن بپوشی، این صبر، رزق است.
زمانی که در خانه لیوانی آب به دست پدرت میدهی این فرصت نیکی کردن ، رزق است.
گاهی اتفاق می افتد که در نماز حواست نباشد (مقیم اتصال نباشی) ناگهان به خود می آیی و نمازت را با خشوع می خوانی (متصل میشوی) این تلنگر، رزق است.
یکباره یاد کسی میفتی که مدتهاست ازو بی خبری و دلتنگش میشوی و جویای حالش میشوی، این رزق است.
رزق واقعی این است.. رزق خوبی ها، نه ماشین نه درآمد،اینها رزق مال است که خداوند به همه ی بندگانش میدهد،اما رزق خوبیها را فقط به دوستدارانش میدهد.
خدایا ممنونم که دوستم داری و مرا از این ارزاق معنوی بهرمند می کنی.

فضلیت صلوات
حضرت علی علیه السلام فرمود :
وقتیکه پیامبر صلی الله علیه وآله را قبض روح کردند سر مبارکش بر سینه ی من بود وقتی مشغول غسل حضرت بودم
گروهی از فرشتگان به یاری من آمدند ،گروهی بالا و گروهی پایین می آمدند و صلوات بر حضرت پیامبر (صلی الله علیه وآله) میفرستادند.
???در اعجاز این ذکر همین بس که خداوند فرموده است من و تمام ملائک بر محمد وآل محمد صلوات میفرستیم پس شما نیز انجام دهید.
???از جمله آثار و برکات این ذکر بسیار شریف صلوات :
①سریع التأثیر و سریع الاجابه و ضامن اجابت حوائج بسیار مهم.
②افزایش روزی و از بین برنده ی فقر
③زایل شدن صفات زشت و ناپسند اخلاقی
④درمان و شفای بیماران
⑤از بین بردن فراموشی
⑥از بین رفتن گناهان
?حیاه القلوب، ج 2، باب 64، ص 976
❣ أللَّھُـمَ صل علی محمد و آل محمد وعـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج ❣

? دفن حضرت معصومه سلام الله علیها.
زمینی که هم اکنون مرقد مطهر حضرت معصومه (علیهاالسلام) و صحن و سرای آن حضرت در آن جای دارد، در عصر ورود حضرت معصومه علیهاالسلام به قم به نام بابلان خوانده می شد و از باغ های ساحلی جناب موسی بن خزرج اشعری بود. پس از شهادت حضرت معصومه علیهاالسلام، پیکر مطهر او را غسل داده و کفن کردند و به همین زمین آوردند تا به خاک بسپارند. آل سعد اشعری سردابی حفر کردند. در این وقت بین آل سعد اختلاف شد که چه کسی پیکر آن حضرت را در آن سرداب به خاک بسپارد. سرانجام اتفاق کردند که سیدی پرهیزکار و پیرمردی پارسا که به نام قادر معروف بود وارد سرداب شود و آن گوهر پاک را دفن کند. وقتی به سراغ آن پیرمرد رفتند ناگاه از جانب صحرا دو نفر سوار نقابدار پیدا شدند؛ وقتی به نزدیک رسیدند از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه (علیهاالسلام) نماز خواندند و سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند، آن گاه بیرون آمدند و رفتند و کسی نفهمید که آن ها چه کسی بودند. آن گاه موسی بن خزرج سقف و سایبانی بر سر قبر مطهر برافراشت تا هنگامی که زینب دختر امام جواد (علیه السلام) وارد قم شد و قبه ای بر روی آن مرقد مطهر بنا کرد. بعضی احتمال داده اند که آن دو نقابدار حضرت رضا (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) بوده اند.
? بحار الانوار 57/219
? منتهی الامال، 2/1615
✍ حَدَّثَنَا أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالا حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیهماالسلام فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ.
☀️امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است?
?عیون اخبار الرضا علیه السلام، 2/267
داغ پرسوز فراق بین حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرش
نظر به اینکه این ماجرا در سال 201 هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع) رخ داده است (امام رضا(ع) در سال 203 شهید شد) این نیز از مصائب دیگر حضرت رضا(ع) است، مصیبتی جانسوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید، و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جانسوز شهادت حضرت معصومه(س) قلب مبارک حضرت رضا(ع) را جریحهدار کرده و آن بانو نیز با دلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر شهید شده است.
قطعاً حضرت رضا(ع) نیز هنگام شهادت، همان گونه که از یگانه فرزندش حضرت جواد(ع) یاد کرده، از خواهر مهربانش، حضرت معصومه(س) نیز یاد کرده.
ماجرای دفن جنازه حضرت معصومه(س)
زمینی که آستانه حضرت معصومه(س) در آن واقع است، با بلان نام داشته، و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشته است، فقط ملکی از ملکهای موسیبن خزرج بوده است، این زمین را موسیبن خزرج که هم مهماندار حضرت معصومه بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، برای دفن آن حضرت معین کرد.
آلسعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه(س) قرار دهند.
پس از آنکه جنازه مطهر آن بیبی بزرگوار را غسل داده کفن نمودند، آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آلسعد گفتوگو شد که چهکسی داخل قبر شده جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتفاق کردند که شخصی بهنام قادر که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود، داخل قبر شود و آن گوهر پاک را دفن کند. چون بهسراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقابدار پیدا شدند، همین که نزدیک رسیدند، از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه(س) نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده جنازه را دفن کردند، آنگاه بیرون آمده رفتند، و کسی نفهمید که آنها چهکسی بودند. آنگاه موسیبن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر برافراخت تا هنگامی که حضرت زینب دختر امام نهم(ع) وارد قم گردید و قبهای بر آن مرقد مطهر بنا کرد.
بعد از مدتی اممحمد دختر موسی پسر امام جواد(ع) وفات کرد، جنازه او را کنار مرقد حضرت معصومه به خاک سپردند.
مدتی بعد، میمونه خواهر اممحمد وفات کرد، او را نیز کنار مرقد حضرت معصومه به خاک سپردند و قبهای جداگانه روی قبر آن دو بانو، بنا نمودند. سپس بریهیه دختر موسیبن امام جواد(ع) وفات نمود، او را نیز در آنجا به خاک سپردند.
مرحوم محدث قمی، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که کنار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد(ع)، اماسحاق کنیز محمدبن موسی مبرقع، و امحبیب کنیز محمدبن احمدبن موسی مبرقع(184).
بنابراین در مجموع شش تن از امامزادگان، و منسوبین به امامان(ع) کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شدهاند. ازاینرو شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه(س) را زیارت میکنند، از آنها نیز یاد کنند، گرچه با این جمله کوتاه باشد:
“اَلسَّلامُ عَلَیْکُنَّ یا بَناتِ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُنَّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ؛
سلام بر شما ای دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد".
پیکرهای تر و تازه، پس از هزار و چند سال
از گفتنیهای عجیب و معجزهآسا که در عصر ناصرالدین شاه، متوفای 1313 هـ.ق. مرحوم آیتالله حاج آقا حسینی مجتهد جد پدری حرمپناهیها و جد مادری اشراقیها که قبرش بهصورت مرتفع در صحن نو، مقابل قبر مرحوم آیتالله شیخ فیضالله نوری است، نقل کرد: هنگام فرش کردن حضرت حرم مطهر حضرت معصومه(س) با سنگهای مرمر، در قسمت پایین پای حضرت، روزنهای به سرداب باز شد، ضروری به نظر رسید که افرادی انتخاب شوند و داخل سرداب بروند و وضع آنجا را بررسی کنند که اگر نیاز به تعمیر داشت، تعمیر نمایند. دو نفر بانوی صالحه انتخاب شدند، چراغی برداشته داخل سرداب شدند، دیدند قبر مطهر حضرت معصومه در آن سرداب نیست، بلکه آن سرداب در پایین قبر مطهر آن حضرت است، در آن جا سه پیکر مطهر تر و تازه را دیدند که گویی همان روز، روح از بدنشان جدا شده بود؛ یک تن بانو، و دو تن کنیز و سیاهچهره بودند. از بررسی کتب فهمیده میشود که آن بانوی ارجمند میمونه دختر موسی مبرقعبن امام جواد(ع) بوده، و آن دو کنیز، اماسحاق و امحبیب، بودهاند. آری پس از گذشت یازده قرن از وفاتشان، بدن مبارکشان، هیچ تغییر نکرده بود، و مصداق این سخن پیامبر (ص)شدند که فرمود:
اِنَّ اللّهَ حَرَمَ لُحُومَنا عَلَی الْاَرْضِ فَلایَطْعُمُ مِنْها شَیْئاً
خداوند گوشتهای ما را بر زمین حرام کرده، هرگز زمین چیزی از گوشت ما را نمیخورد.
علت مهاجرت حضرت معصومه به ایران
مأمون عباسی در سال 200 هجری قمری، با نامهها و پیامهای بسیار، حضرت رضا(ع) را به خراسان دعوت کرد، آن بزرگوار، ناگریز از روی اکراه، این دعوت را پذیرفت و با کاروانی که مأمون فرستاده بود، بهسوی خراسان آمد. یک سال بعد (سال 201) حضرت معصومه بهشوق دیدار برادرش حضرت رضا(ع) عازم خراسان گردید و با همراهان حرکت کردند، ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنیدار و عظیم حضرت معصومه برای حمایت از ولایت امام علیبن موسی الرضا(ع) و تقویت مسأله رهبری بود، که در ظاهر بهصورت سفر برای دیدار برادر عنوان میشد.
ساوه در مسیر هجرت
در مورد هجرت آن حضرت از ساوه به قم، مطالب مختلفی گفته شده است.
ولی دراینباره بهترین و اصیلترین مدارک، تاریخ قدیم قم است که در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و بزرگان از علما به آن اعتماد میکنند، آنچه “حسنبن محمد نویسنده تاریخ قدیم قم” بهگفته علامه مجلسی در بحار الانوار، و محدث قمی در سفینة البحار دراینباره نظر میدهد، چنین است: حضرت رضا(ع) بهدعوت مأمون در سال 200 هجری از مدینه به خراسان آمد، حضرت معصومه در سال 201 برای دیدار برادر، از مدینه رهسپار خراسان شد (ناگفته پیداست که در این سفر دور، گروهی از برادران و خدمتکاران همراه حضرت معصومه بوده) وقتی که به ساوه رسیدند، حضرت معصومه(س) بیمار شد، آن حضرت پرسید: از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند: ده فرسخ، به خدمتکار دستور داده که به جانب قم رهسپار گردند، به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسیبن خزرجبن سعد اشعری که از اصحاب امام رضا(ع) بود، وارد شد.
اما روایت صحیحتر این است: چون خبر ورود آن بانوی باعظمت حضرت فاطمه معصومه(س) به آلسعد رسید، همگی بهاتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند، در میان آنها موسیبن خزرج به کاروان حضرت معصومه رسید، زمام شتر آن حضرت را گرفته به طرف قم آمد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذایریی کرد، ولی پس از 16 یا 17 روز آن بانوی ارجمند، رخت از جهان بربست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید.
آری، خاطر حضرت معصومه خیلی آزرده بود، آرزوی دیدار پدر و برادر در دلش ماند، و با دنیایی از غم و اندوه با این جهان وداع گفت.
در این چند روزی که حضرت معصومه در قم بود از فراق برادر میگریست و محزون و غمگین بود، در سرای موسیبن خزرج عبادتگاهی داشت که هنوز باقی است و هم اکنون آن مکان شریف با بنایی مجلل و جالب مشخص است، دارای حجرههایی است که در آن طلاب علوم دینی هستند، و در جنب آن، مسجد باشکوهی ساختهاند.
اینک آنجا بهنام مدرسه ستیه در محله میدان میر قم، معروف میباشد.
ماجرای ورود حضرت معصومه(س) به قم در روایات دیگر
امام کاظم(ع) وقتی که زندانی شد، به فرزندش امام رضا(ع) وصیت کرد تا سرپرستی دخترانش (که خواهران حضرت رضا(ع) باشند) را عهدهدار گردد، و به آنها سفارش کرد، که در همه امور از برادرشان حضرت رضا(ع) اطاعت کنند. حضرت معصومه هنگام شهادت پدر (که در سال 183 هـ.ق. رخ داد) ده سال داشت و بخش مهمی از دوران کودکیاش را با روزگار تلخ فراق پدر (که در زندان بهسر میبرد) گذراند.
حضرت معصومه(س) در پناه برادرش زندگی میکرد، زیرا پدرش در زندان بود، هنگامی که یگانه برادر و پناهگاهش از روی اکراه به خراسان رفت، یک سال در مدینه بدون برادر زندگی کرد، ولی کاسه صبرش لبریز شد، تصمیم گرفت بهخاطر دیدار برادر، سفر دور و دراز بین مدینه و خراسان را بپیماید، سرانجام همراه کاروانی از بستگانش، مدینه را بهقصد خراسان ترک کرد، و با یک جهان اشتیاق و امید، بلکه پس از یک سال دوری برادر و سرپرستش، به فیض زیارت او نایل گردد، ولی در ساوه بیمار گردید… .
بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشتهاند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، ازاینرو وقتی که موکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه در این جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمهاش زینب(س) بهوقتی که بدنهای پاره پاره آن 23 نفر را دید، بهشدت غمگین گشته بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید، و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.
و در روایت دیگر آمده: هارونبن موسیبن جعفر(ع) همراه 23 نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه(ع) بود، در یک کاروانی وارد ساوه شدند، دشمنان اهلبیت(ع) به کاروانی که در حال غذاخوردن بودند، حمله کردند و آنها را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند. نقل شده در غذای حضرت معصومه(ع) زهر ریختند و آن بانوی گرامی، مسموم گشته بستری شد، و طولی نکشید که در قم به شهادت رسید.
مطابق نقل بعضی، مسموم نمودن آن حضرت توسط زنی درساوه انجام شد.
حضرت معصومه(س) ازدواج نکرده است؟
تقریباً قطعی است که حضرت معصومه ازدواج نکرد، در این صورت این سؤال پیش میآید که با توجه به اینکه سنت ازدواج مستحب مؤکد اسلامی است، تا آنجا که رسول اکرم(ص) فرمود:
مابُنِیَ فِی الْاِسْلامِ بَناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ اَعَزَّ مِنَ التَزویجِ؛
در اسلام در پیشگاه خدا بنایی برپا نشده که محبوبتر و عزیزتر از بنای ازدواج باشد.
نیز فرمود: اَلنِکاحُ سُنَّتِی، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی؛ ازدواج سنت و برنامه من است، پس کسی که از سنت من دوری کند از من نیست.
در عصر امام باقر(ع) بانویی بهخاطر ریاضت و کسب فضیلت، ازدواج نمیکرد، امام باقر(ع) به او فرمود: اگر در ترک ازدواج، فضیلتی به دست میآمد، حضرت فاطمه(ع) سزاوارتر از تو بود، که بهخاطر کسب فضایل اخلاقی، ازدواج نکند، زیرا هیچ بانویی در کسب کمالات، از فاطمه(ع) پیشی نگرفته است.
پاسخ: در پاسخ به این سؤال دو مطلب گفته شده که هرکدام، یا یکی از آنها، دلیل شایستهای است که موجب ترک ازدواج حضرت معصومه(س) شده است:
1ـ دختران امام کاظم(ع) بهویژه حضرت معصومه(س) در سطحی از کمالات بودند که برای خود کفو مناسب خود نیافتند، تا با او ازدواج کنند، امام کاظم(ع) فرموده بودند تا با مورد سفارش معصومین و مشورت برادرشان حضرت رضا(ع) ازدواج کنند. این سفارش و قرائن دیگر بیانگر این است، که باید برای آنها همسر مناسبی باشد. با توجه به اینکه در مورد حضرت زهرا(ع)، اگر خداوند متعال علی(ع) را نمیآفرید، در سراسر زمین از حضرت آدم گرفته تا هر انسانی بعد از او، همسر و همتای مناسبی برای فاطمه(س) پیدا نمیشد.
2ـ ترس و وحشت حکومت پر از خفقان و اختناق هارون، بهگونهای بود که کسی جرأت نمیکرد با دختران امام کاظم(ع) ازدواج نماید و داماد آن حضرت شود، زیرا دامادی آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتی هارون، موجب خطر شدید برای آن داماد میشد، به این ترتیب، حضرت معصومه(س) و بعضی از خواهرانش، از ازدواج صرفنظر کردند. در ضمن نباید این مطلب را از نظر دور داشت که امام کاظم(ع) در زندان بهسر میبرد، و اطلاع امام رضا(ع) از آینده (در مورد شهادت پدر، و هجرت اجباری او به خراسان) شاید دلیل دیگری برای ترک ازدواج حضرت معصومه(ع) باشد. و این نیز از مصائب و رنجهای روزگار نسبت به خاندان نبوت است، که ستمگران کینهتوز، با ایجاد شرایط نامساعد، آنها را از مواهب زندگی، محروم ساختند و باعث هجرت عظیم حضرت معصومه(س) از حجاز به ایران شدن
بررسی و شرح کوتاه زندگانی
در بعضی از مدارک فوق، سال ولادت حضرت معصومه 183 ذکر شده، که صحیح چنان که در مستدرک سفینه آمده 173 است، زیرا با توجه به این که امام کاظم(ع) در 25 رجب سال 183 هـ.ق. در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید، و کمترین مدت زندانش، چهار سال بود، در این مدت از خانوادهاش که در مدینه ساکن بودند، دور بود، بنابراین ممکن نیست ولادت حضرت معصومه(س) در سال 183 رخ داده باشد، و ظاهراً در این شماره اشتباه شده و بهجای 173، 183 نوشته شده است.
ازاینرو محقق کاوشگر، مرحوم عمادزاده اصفهانی، بدون ابهام مینویسد: حضرت معصومه(س) در مدینه در ماه ذیقعده سال 173 متولد شد، و در ربیع الثانی سال 201 (در قم) دیده از جهان فرو بست.
بنابراین باید پرونده این مطلب را در همین جا بست، و از باب تسامح در ادله سنن، تاریخ ولادت حضرت معصومه را همان آغاز ذیقعده سال 173 هـ.ق. اعلام کرد، چنان که اخیراً آستانه مقدسه قم همین اعلام را نموده است، با توجه به ولادت باسعادت حضرت رضا(ع) که در روز 11 ذیقعده سال 148 در مدینه رخ داد، این ده روز بین روز ولادت حضرت معصومه(س) و روز ولادت امام رضا(ع) بهعنوان دهه کرامت نامگذاری شده است.
بهراستی توصیف عظمت هلهله و غریو شادی از دودمان رسالت را بهخاطر اینکه امام رضا(ع) دارای خواهری شده که سالها قبل در خبرهای غیبی به وجود او مژده داده شده بود نمیتوان ترسیم کرد، چرا که فروغی از کوثر، و گلی تابناک از گلشن آلمحمد(ص)، چشم به جهان گشوده بود، و جهان معنی را صفای دیگری بخشیده بود.
#دین_شناسی_حضرت_معصومه_علیهاسلام
آیت الله سید نصر الله مستنبط از کتاب «کشف اللئالی » نقل فرموده که:
روزى جمعى از شیعیان به قصد دیدار حضرت موسى بن جعفر علیه السلام و پرسیدن سوالاتى از ایشان به مدینه منوره مشرف شدند.
چون امام کاظم(علیه السلام) در مسافرت بود, سوالات خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکى خردسال بیش نبود, تحویل دادند.
فرداى آن روز براى بار دیگر به منزل امام شرف حضور پیدا کردند, لیکن هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. چون ناگزیر به بازگشت بودند, مسائل خود را مطالبه نمودند تا در مسافرت بعدى خدمت امام برسند. غافل از این که حضرت معصومه جواب پرسشها را نگاشته است.
وقتى پاسخها را ملاحظه کردند, بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزارى فراوان شهر مدینه را ترک گفتند.
از قضاى روزگار در بین راه با امام موسى بن جعفر(علیه السلام) مواجه شده, ماجراى خویش را باز گفتند.
چون امام پاسخ سوالات را مطالعه کرد, سه بار فرمود: (فداها ابوها)
پدرش فدایش.
?کریمه اهل بیت, ص 64 و 63.

مقام علمی حضرت معصومه سلام الله علیها…
روایتی از صالح بن عرندس حلی، عالم بزرگوار شیعی قرن نهم در کتاب (کشف اللئالی) است که وی گوید:
روزی جمعی از شیعیان به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) و پرسیدن سؤالاتی از ایشان به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (علیه السلام) در مسافرت بود، سوالات خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام شرف حضور پیدا کردند، لیکن هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. چون ناگزیر به بازگشت بودند، مسائل خود را مطالبه نمودند تا در مسافرت بعدی خدمت امام برسند. غافل از این که حضرت معصومه جواب پرسشها را نگاشته است. وقتی پاسخها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (علیه السلام) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. چون امام پاسخ سوالات را مطالعه کرد، سه بار فرمود: ((فداها ابوها)) پدرش فدایش.
? کریمه اهل بیت 63
یافاطمه اشفعی لنا فی الجنه
▪️در بین قم، جنّت نگویید عرش اعلاست/
▪️او جلوه ای از جلوه ی انوار زهراست/
▪️پاداشِ زوّارِ حریمش، جنّت حق/
▪️جنّت، کنار حضرت معصومه زیباست/

حضرت آیت الله #خامنه_ای (مد ظله العالی):
جالب است که پیدایش شهر قم هم ناشی بود از یک حرکت جهادی و توأم با بصیرت. یعنی خاندان اشعریون که آمدند این منطقه را محل سکونت خودشان قرار دادند، در واقع اینجا را پایگاهی کردند برای نشر معارف اهلبیت (علیهمالسّلام)؛ یک مجاهدت فرهنگی را در اینجا شروع کردند. اشعریون قبل از آنکه به قم بیایند، جهاد در میدان نبرد هم انجام داده بودند؛ جهاد نظامی هم کرده بودند؛ بزرگِ اشعریون در رکاب جناب زیدبنعلی (علیهماالسّلام) مبارزه کرده بود؛ لذا بود که حجاجبنیوسف بر اینها خشم گرفت و اینها مجبور شدند بیایند و این منطقه را با تلاش خود، با بصیرت خود، با دانش خود، منطقهی علم قرار بدهند. همین هم موجب شد که حضرت فاطمهی معصومه (سلام اللَّه علیها) وقتی به این ناحیه رسیدند، اظهار تمایل کردند که به قم بیایند؛ به خاطرِ بودن همین بزرگان اشعریون. آنها رفتند از حضرت استقبال کردند، حضرت را به این شهر آوردند و این بارگاه نورانی از آن روز و از بعد از وفات این بزرگوار در این شهر نورافشانی میکند.
? بیانات در تاریخ 89/07/28

در کتاب ریاض الازهر نقل شده است
زنی دخترش را
بعد از فوت او در خواب می بیند
در حالی که در عذاب است
مادر گریان از خواب بیدار شد
و در فکربود که
چه کاری انجام دهد که
دخترش از عذاب روحی در آید
تا اینکه چند شب بعد
بازهم دختر به خواب مادر آمد
درحالی که
شاد و خندان در باغی وسیع قدم میزد
مادر با تعجب از دخترش سوال کرد
این چه حالی ست که می بینم؟
دخترپاسخ داد
مادر برای بعضی از گناهانم
گرفتار عذاب برزخی بودم اما
امروز غریبه ای وارد قبرستان شد
و از مقبره ی ما گذر کرد
و درحال صلوات فرستادن زیاد بود
و در آخر ثواب آنها را
به همه اهل قبرستان هدیه کرد
خداوند ارحم الراحمین به برکت آن صلوات ها عذاب را از اهل قبور برداشت و گرفتاری ها تبدیل به
زیبایی های برزخی شد
شادی روح همه ی اموات صلوات

(( حسبی الله، خدا برایم کافیست))
ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ
ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ ﺑﯿﻔﮕﻨﻨﺪ،
ﯾﻮﺳﻒ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ!
ﯾﻬﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ…!
ﯾﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ با ﻣﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ
ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ…!
ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ
“ﻧﺒﺎﯾﺪ جز خدا ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩﺍﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩ…”
ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ؟
اَلَیْسَ اللهُ بِکافٍ عَبْدِه
ﺳﻮﺭﻩ ﺯﻣﺮ، ﺁﯾﻪ36

#تهران در آخر الزمان
?در کتاب مناقب العتره از حذیفه یمانی (رضوان الله علیه) از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله روایت نموده:
الویل الویل لامتی فی الشورى الکبرى والصغرى ، فسئل فی تعیینهما، قال الشورى الکبرى تنعقد فی بلدی بعد وفاتی لغصب خلافة أخی وحق بنتی، والصغرى تنعقد فی الغیبة الکبرى فی الزوراء لتغییر سنتی وتبدیل أحکامی.
?وای وای بر امت من از شورای بزرگ و شورای کوچک. پرسیدند: کدام است؟ فرمود: شورای کبری منعقد می شود در شهر من، بعد از وفات من برای غصب خلافت برادر من و حق دختر من. و شورای صغری منعقد می شود در غیبت کبری، در زوراء، برای تغییر دادن سنت من و تبدیل احکام من.
?تفسیر اثنی عشری،ج2،ص278
اسکن روایت:
http://l1l.ir/-qh
زوراء کجاست؟
?معاویه بن وهب گوید که امام صادق علیه السلام به من فرمود:
زوراء را می شناسى؟ من عرض کردم: جانم به قربانت! می گویند: زوراء همان بغداد است! فرمود: نه، سپس فرمود: آیا به «ری» رفته ای؟ عرض کردم: آری، فرمود: بازار چهارپایان رفته اى؟ عرض کردم: آری. فرمود: آن کوه سیاه را که در طرف راست جاده است دیده اى؟ همان زوراء است.
?الکافی،ج8،ح 198،ص 101-102
اسکن روایت:
http://l1l.ir/-qm
?هم چنین در روایت دیگر امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر رضوان الله علیه فرمودند:
یا مفضل ان فى حوالى الرى جبلا اسود یبتنى فى ذیله بلدة تسمى بالطهران و هى دار الزوراء التى تکون قصورها کقصور الجنة و نسوانها کالاحور العین، و اعلم یا مفضل انهن یتلبسن بلباس الکافر و یتزیین بزى الجبابره و یرکبن السروج و لا یتمکن لازواجهن و لا تکفى مکاسب الازواج لهن، فیطلبن الطلاق منهم و یکتفى الرجال بالرجال و النساء بالنساء و تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال فانک ان ترید حفظ دینک فلاتسکن فى هذه البلدة و لا تتخذها مسکنا لانها محل الفتنة و فرّ منها الى قلة الجبال و من الحجر الى حجر کالثعلب باشباله.
?امام صادق علیه السلام فرمودند:
ای مفضل آیا می دانی زوراء کجا واقع شده است؟ عرض کردم خدا و حجتش داناترند. فرمود :بدان ای مفضل در حوالی ری کوه سیاهی ست که در دامن آن شهری بنا می شود که آن را طهران می نامند و آن است زوراء که قصرهایش مثل قصرهای بهشت و زنهایش مثل حور العین است بدان ای مفضل آن زنها متلبس به لباس کفار می شوند و در هیئت ظالمان می باشند و به محل سکونت شوهر ها کفایت نمی کنند و از ایشان درخواست طلاق می کنند و مردها به مردها و زنها به زنها اکتفا می کنند و مردها شبیه به زنها و زنها شبیه به مردها می شوند پس اگر تو بخواهی دینت را حفظ کنی پس دراین شهر سکونت مکن و مسکن برای خود قرار مده چون محل فتنه است پس از آنجا به قله کوه ها و از سوراخی به سوراخی مثل روباه و بچه اش فرار کن.
?مستدرک سفینة البحار،ج4،ص270
اسکن روایت:
http://l1l.ir/-qp

بسم الله الرحمن الرحیم
فریاد مهتاب! (فریادی به بلندای تاریخ)
…..این قصّه فدک بود که برایت گفتم . اکنون میدانی که فاطمه سلام الله علیها ثروتی بس بزرگ دارد.
درست است که فاطمه علیهاالسلام در بستر بیماری است ، امّا امروز میخواهد با ثروت خود ، حق را یاری نماید . همین روزهاست که کارگزار او از فدک بیاید و درآمد امسال فدک را به او تحویل بدهد. فاطمه با این پول میتواند کارهای زیادی بکند .
در گوشهای از مدینه جلسهای تشکیل شده است . در این جلسه خلیفه همراه با عُمَر و جمع دیگری حضور دارند . عُمَر مشغول سخن گفتن با خلیفه است:
ــ ای خلیفه ! تو میدانی که مردم بنده دنیا هستند و همه به پول علاقه دارند ، تو باید فدک را از فاطمه بگیری تا مردم به این خاندان علاقمند نشوند ……(1)…..
ــ امّا فدک از آنِ فاطمه است ، همه مردم این را میدانند ، سه سال است که فدک در دست اوست .
ــ من فکر همه چیز را کردهام ، فقط کافی است نماینده و کارگزار فاطمه را از فدک بیرون کنی .
ابوبکر سخن عُمَر را قبول میکند ، عدّهای را مأمور میکند تا به فدک بروند و کارگزار فاطمه را از آنجا بیرون کنند .
خبر به فاطمه میرسد که خلیفه ، کارگزار او را از فدک بیرون کرده و آنجا را تصرّف کرده است .
فاطمه علیهاالسلام تصمیم میگیرد نزد خلیفه برود و با او سخن بگوید:
ــ ای ابوبکر ! تو که ادّعا میکنی خلیفه پیامبر هستی، چرا فدک مرا غصب نمودهای و کارگزار مرا از فدک اخراج کردهای ؟ …..(2)……
ــ مگر فدک ، مالِ توست ؟
ــ آیا تو نشنیدهای که پیامبر فدک را به من بخشید
ــ ای دختر رسول خدا ، برو برای این سخن خود شاهد بیاور ……(3)……
فاطمه سلام الله علیها قبول میکند و میرود تا شاهد بیاورد .
آن روز که پیامبر ، فدک را به فاطمه داد اُم اَیمَن و علی شاهد بودند .
فاطمه علیهاالسلام به خانه اُم اَیمَن میرود و جریان را برای او تعریف میکند .
اُم اَیمَن برمیخیزد و همراه با فاطمه به مسجد میآید ، علی هم میآید .
ام اَیمَن رو به ابوبکر میکند و میگوید:
ــ ای ابوبکر ، من از تو سؤالی دارم .
ــ چه سؤالی؟
ــ بگو بدانم آیا شنیدهای که پیامبر فرمود: «اُم اَیمَن ، زنی از زنان بهشت است» ؟ …..(4)…..
ــ آری ، شنیدهام .
ــ اگر قبول داری که من از اهل بهشتم ، اکنون ، شهادت میدهم که پیامبر فدک را به فاطمه بخشید . …..(5)…..
علی (علیه السلام) هم شهادت میدهد که پیامبر فدک را به فاطمه داده است .
?ابوبکر به فکر فرو میرود ، او دیگر چارهای ندارد جز اینکه فدک را به فاطمه برگرداند .
ادامه دارد…..
قسمت سی وهفتم
کتاب فریاد مهتاب نوشته مهدی خدامیان
منابع:
1.مستدرک الوسائل ج 7 ص 290، بحار الأنوار ج 29 ص 194
2. الاختصاص ص 185، بحار الأنوار ج 29 ص 192
3.الاحتجاج ج 1 ص 122، بحار الأنوار ج 29 ص 128، بیت الأحزان ص 133
4.الاحتجاج ج 1 ص 122، بحار الأنوار ج 29 ص 128
5.الاختصاصص 183.
#از_شهادت_تا_شهادت
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

امام علی علیه السلام کدام مکان را جهت درخواست حوائج از خداوند معرفی فرمودند؟
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
اموات خود را زیارت کنید؛
چرا که آنان از دیدار شما خوشحال مىشوند، انسان باید حاجت خود را در کنار قبر پدر و مادرش از خداوند درخواست کند،
پس از آنکه در حق پدر و مادرش دعا میکند.
متن حدیث:
امیرالمؤمنین علیُّ علیه السلام:
زُورُوا مَوتاکُم؛ فإنّهُم یَفرَحُونَ بِزِیارَتِکُم، ولْیَطلُبِ الرَّجُلُ حاجَتَهُ عِندَ قَبرِ أبیهِ واُمِّهِ بعدَما یَدعُو لَهُما
منبع:
?بحارالانوار، ج10، ص97
?خصال،ص 618

#هشدار
تحریک مردم برای براندازی انقلاب توسط اصلاحات
تشخیص فشار سنگین اقتصادی با چاشنی رکود و گرانی برای براندازی نظام سخت نبود آن هنگام که اکثریت فتنه گران سال 88 در پست های مهم و گاها امنیتی چیده شده بودند. چند سال پیش پرده از نقشه کثیف اصلاحات برای براندازی نظام برداشته شد. اولویت این طرح نارضایتی های اجتماعی است نه سیاسی.
به زبان ساده اصلاحات می خواهد با کوچک کردن سفره مردم و گرانی آنها را به کوچه و خیابان بکشاند، در این صورت دیگر کسی نمیتواند به آنان انگ سیاسی بزند اما در حقیقت هدف گرانی نیست، سرنگونی نظام است.
البته بنای این نقشه اصلاحات در سال 98 بود اما چرا به این زودی و آن هم در مشهد و نیشابور و … استارت خورد را باید از تیم عملیات جنگ روانی آن حسنِ کلید ساز پرسید که یقینا این روز ها برای تحت فشار قرار دادن نظام و رهبری به دنبال برداشت محصول است.
اصلا تعجب نکنید از این بازی که گاها به روحانی و دولت ناسزا می گویند، در چند روز آینده شعار ها دوباره به اصل نظام و رهبری و مخالفت با کمک به سوریه و یمن و ….. باز می گردد و چهره واقعی خود را در این بازی سیاسی نشان خواهند داد.
بازی نخ نمای فتنه 98 به کمکی برخی نفوذی ها هر چند با ریختن خون ما اما دوباره همانند فتنه 88 شکست خواهد خورد.
کانال اساتید انقلابی
قالب فتنه جدید
همزادوطن
غربزده ها در فتنه 88 شکست خوردند ، اما خیانت احمدی نژاد و هموار کردن مسیر برای به قدرت رسیدن جریان فتنه در سال 92 باعث شد که این جماعت ،فتنه جدید خود را در قالبی جدید طراحی کنند. فتنه جدید فتنه ناکارآمدی است ، مدیریت فاسد اختلاسگر ، رانتخوار، اشرافی ، تنبل بی تحرک ، وابسته به غرب، فقط باعث ایجاد نارضایتی و بدبینی مردم به نظام و انقلاب میشود و اصلاحطلبان به خوبی با مدیران خود در حال اجرای آن هستند.
ضدانقلاب و اصلاح طلبان اخیرا پروژه عبور از نظام رو کلید زدند!
حقوق کم کارگران و افزایش نجومی قیمت ها و حذف یارانه ها و مشکلات مالباختگان بانکی و….فقط در حال افزایش خشم عمومی در جامعه است.
اما شبکه های گسترده اجتماعی و رسانه ای داخل و خارج وابسته به این جریان برانداز به کمک جریان نفوذ و عناصر آلوده امنیتی، بجای بانیان این مدیریت فاسد فلاکت بار، آدرس اصل نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را بعنوان کانون مشکلات میدهند…
هنوز یادمان نرفته که در فتنه 88 این جماعت شعار میدادند که انتخابات بهانه است اصل نظام نشانه است ، هنوز شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه این جماعت یادمان نرفته است…
وقتی دولت اعتدال خط قرمز رهبری را رعایت نمیکند و به جریان فتنه مجال رسیدن به مدیریت و نفوذ میدهد ، آنها هم ازین فرصت طلایی استفاده کرده تا با ارائه یک مدیریت فاسد ناکارآمد ، مردم را ناراضی کنند و به کمک رسانه هایشان اصل نظام و رهبری را هدف قرار دهند…
اما اینبار یک فرق اساسی دارد … ملت آگاهی و بصیرت و هوشیاری کامل دارد و فریب آدرسهای عوضی را نخواهد خورد، کما اینکه در طی چند شبانه روز گذشته صدها شبکه و کانال ضدانقلاب داخلی و خارجی سعی در سو استفاده از تجمعات مال باختگان در دولت روحانی را داشتند و آدرس بیت رهبری را میدادند اما مردم مال باخته ناراضی، فریب این تبلیغات را نخوردند و در دام آنها نیفتادند
فرق اساسی دیگری هم با فتنه 88 هست و آن اینکه بالاخره خشم ملت انقلابی ، بنیان کاخهای فتنه و خیانت و اشرافیگری و وطن فروشی را برا همیشه جمع خواهد کرد و طومارشان را در هم خواهد پیچاند و مانند سال 88 دیگر فرصت تنفس به آنها نخواهد داد….

❖﷽❖
معصومه ای که تالی زهرای اطهر است
ناموس حق و دختر موسی ابن جعفر است
همچون رضا برادر والا تبار خویش
باشد غریب و دور ز بابا و مادر است
احرام اشک بند وبنه پا به احترام
بر آستانه اش که به کعبه برابر است
نومید کس نرفته و هرگز نمی رود
تا حشر هر که امیدش به این در است
جبریل گرد این حرم آهسته می پرد
خواهر دلش شکسته ز داغ برادر است
در شهر قم به سوگ برادر نشسته است
بهر برادر اشک فشان چشم خواهر است
با پهلوی شکسته به قم آید از بقیع
زهرا دلش ز ماتم دختر مکدر است
چشم و چراغ فاطمه است و به ماتمش
هر دیده را که بنگری از خون دل تر است

رزق معنوی و قرآنی
از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده:
هر کس سوره شوری را قرائت کند در شمار کسانی است که فرشتگان بر او درود می فرستند و برای او طلب آمرزش و رحمت الهی می کنند.2
امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس سوره شوری را قرائت کند خداوند در روز قیامت به گونه ای او را بر می انگیزد که چهره اش مانند برف سپید و مانند خورشید درخشان است تا اینکه نزد پروردگارش می ایستد. خداوند می فرماید: ای بنده ام! بر قرائت سوره شوری مداومت کردی در حالی که از ثوابش آگاه نبودی! اما اگر ثواب آن را می دانستی دائما قرائت می کردی. ولی من جزا و پاداش تو را به شکل کامل به تو عطا می کنم. سپس می فرماید: او را به بهشت درآورید و به او قصری از یاقوت سرخ بدهید که خداوند به آن شرافت داده است و به گونه ای است که از درون بیرون آن و از بیرون، درونش دیده می شود و در آن هزار حوریه بهشتی و هزار خدمتکار زن و هزار خدمتکار مرد برای خدمت به او هستند.3
آثار و برکات سوره
?1) رفع عطش
امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکس این سوره را بنویسد و بشوید و از آب آن در سفر بنوشد بعد از آن نیازمند آب نمی شود و دچار عطش نخواهد شد…4
?2) رفع شک
از حضرت صادق علیه السلام روایت است که: هر کس سوره شوری را بنویسد و بشوید و…
این آب را با خاک رس مخلوط کنند و از گل بدست آمده کوزه ای بسازند و پس از آن آب در آن بریزند و کسی که شک زیاد دارد از آن بنوشد به حالت عادی بر می گردد.5
?3) دیدن خواب خوش
اگر این سوره را نوشته و شب هنگام خواب زیر بالشت نهد خواب های خوشی ببیند.6
??پی نوشت ها :
(1)درمان با قرآن،ص 92
(2)مجمع البیان، ج9، ص25
(3) ثواب الاعمال، ص113
(4)مستدرک الوسائل، ج4، ص312
(5) همان
(6) درمان با قرآن، ص93
فتنههای قبل از #قیام حضرت مهدی عجل الله فرجه
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره فتنههای آخرالزّمان و بلاهای قبل از قیام حضرت مهدی علیه السلام و وضعیّت روحی و اخلاقی مردم و فسادهای اجتماعی آن زمان میفرماید:
هنگامی که زعیم و رهبر مردم فاسق باشد، و مردم از روی ترس به کسی اکرام کنند، و اهل دنیا تعظیم شوند، و علما و حاملین قرآن سبک شمرده شوند، و تجارت مردم همراه با ربا باشد، و مردم مال ایتام را بخورند، و مساجد تعطیل شود، و جوان به دوست خود اکرام کند و به پدر خود ظلم نماید [ و از او نافرمانی کند]، و روابط مردم با یکدیگر از راه باطل و حرام انجام شود، و مردم با خویشان خود قطع رابطه کنند، و کتاب خدا را با لحنهای حرام بخوانند، و فقه را برای دین نخوانند، و در امانت خیانت کنند، و به اهل خیانت اعتماد کنند، و به اهل امانت خیانت نمایند، و افراد سفیه و نادان را به کار بگیرند، و صداها در مساجد بلند شود، و عبادت وسیله معاش و درآمد گردد، و درس زیاد خوانده شود و فقیه کمیاب باشد، در چنین زمانی منتظر سه بلا باشید: باد سرخ، فرو بردن زمین اهل خود را، #زلزلهها و حوادث بزرگ دیگر!!! »
?راوی این حدیث گوید: حضرت زین العابدین علیه السلام هر گاه این حدیث را میخواند گریه شدیدی مینمود و میفرمود: من اسباب این حوادث را میدانم.
?نهج السّعادة: ج3،ص 437
مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی قدّس سره بارها برای طلاب می فرمودند:
علّت آمدن من به قم این بودکه پدرم، آقا سید محمود مرعشی نجفی - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امیر المؤمنین علیه السلام، بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. پس شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی علیه السلام را مشاهده کرد که به ایشان فرمود: سید محمود چه می خواهی؟
عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا سلام اللّه علیها کجاست؟ تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.
عرض می کند: پس من هنگام زیارت چه کنم؟
حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ی معصومه سلام اللّه علیها عنایت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه زهرا نایل شود، به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیها برود.

شفاعت شیعیان توسط حضرت معصومه علیها السلام
امام صادق علیه السلام
الَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى
??وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که
??همانا بهشت را 8 در است که 3در آنها به سوى قم است، در آن زنى از فرزندانم بنام فاطمه درگذرد و بشفاعت او همه شیعیانم به بهشت خواهند رفت.
?بحارجلد57 صفحه 228

ازتون خواهش میکنم. این متن رو با دقت مطالعه کنید
بسم رب الشهدا
کات استیون از خواننده های معروف انگلستان بود که پس از سال ها خوانندگی و آوازخوانی به سرطان حنجره دچار شد.
❣️کات استیون به بیمارستان مراجعه کرد و دلیل ریزش این همه خون از گلویش را جویا شد و پزشکان متخصص بعد از انجام آزمایشات پزشکی مشخص کردند که آقای کات استیون به سرطان حنجره دچار شده است. توصیه های پزشکان این بود که او نباید تا آخر عمر با صدای بلند صحبت کند و هرگز نباید آواز بخواند.
❣️پس از مدتی که کات استیون از حرفه ی خوانندگی کنار رفت سلول های سرطان زا به تمام قسمت های عصبی حنجره او نفوذ کرده بود تا جایی که به سختی می توانست صحبت کند. او
میگوید بسیار نا امید شده بودم چون باور کرده بودم که به زودی مرگ به سراغم می آید لذا تصمیم گرفتم این
مدت محدود باقیمانده عمرم را به کشورهای دیگر سفر کنم و خود را مشغول شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملت های دیگر کنم.
❣️دراولین سفر خودم به کشور مصر که کشوری تاریخی و کهن سال است سفر کردم به نمایشگاه کتاب در شهری رفتم که در این نمایشگاه کتاب های قدیمی از نویسندگان برتر مصر و دیگر نویسندگان مطرح دنیا آنجا موجود بود که ناگاه چشمم به کتابی افتاد که هر چقدر آن را نگاه کردم اثری از نویسنده نیافتم.کتاب تقریبا پرحجم و به زبان عربی نوشته شده بود و من هم توانایی مطالعه ی آن را نداشتم لذا نگهبانی را صدا زدم و سراغ نویسنده کتاب را گرفتم گمان میکردم کتاب آنقدر قدیمی است که نویسنده ی آن معلوم و مشخص نیست.
نگهبان نگاهی به من کرد و گفت: نویسنده ی این کتاب خداوند آسمان ها و زمین است با شنیدن این سخن حس بسیار غریب و غم انگیزی به من دست داد و به قول معروف تمام موهای بدنم راست شد گفتم:
امکان دارد من یک نسخه ی انگلیسی از این کتاب را ببینم؟
آن نگهبان یک نسخه از ترجمه قرآن را برایم آورد من هم وقتی آن را بازکردم میانه های کتاب بود
اولین نگاهم به سوره ی یوسف افتاد وقتی آن را خواندم آنقدر برایم لذت بخش بود که سه بار دیگر پشت سر هم آن را خواندم و با اشتیاق تمام به فراگیری زبان عربی پرداختم و با تلاش بسیار اندلکی از متن عربی را هر روز میخواندم و برایم خیلی عجیب بود که احساس می کردم گلو درد من شدت روزهای قبل را ندارد و کم کم از درد آن کاسته میشود تا اینکه روزی در اتاقم قرآن می خواندم که خون بسیار زیادی از گلویم بیرون آمد من هم بسیار ترسیدم و گمان کردم سرطان تمام گلوی من را از بین برده است به سرعت من را به بیمارستان رساندند و پزشکان به بررسی آزمایشات و معالجه من پرداختند که پس از مدتی همه ی آنها بهت زده و در نهایت تعجب و شگرف ساکت بودند و به من نگاه می کردند من هم اشک از چشمانم جاری شد گمان کردم اتفاقات بسیار بدی افتاده است ولی پزشکان من را در آغوش کشیدند و با صدای بلند گفتند: مژده ای بدهید آقای کات استیون اثری از سرطان باقی نمانده است من هم بلافاصله دانستم
کتاب خدا برای من شفا بخش بوده است و از آن روز به بعد قرائت قرآن را ترک نکرده ام و مردم رابه دین اسلام دعوت می کنم همیشه خدا را شاکرم چون قبل از اینکه مسلمانان را بشناسم قرآن را شناختم.
کات استیون بعد از اینکه مسلمان شد به ساخت مسجدهای زیادی در اروپا پرداخت و مردمان زیادی را خداوند به
سبب ایشان هدایت کرده است وی نام خود را به یوسف اسام تغییر داد چون شفای خود را از سوره ی یوسف می داند و هم اکنون همراه پسرش(سامی یوسف) به خواندن سرودهای اسلامی به زبان عربی و انگلیسی مشغول هستند.

یکی از نکاتی که #قبل_از_بارداری باید رعایت شود، مدیریت نگاه است. انسان حتی محیطی که در آنجا بچه می خواهد تشکیل شود، باید در و دیوارش را هم مدیریت کند.
حضرت موسی ع که داماد حضرت شعیب ع بودند٬ از حضرت شعیب تقاضای مزد کردند. حضرت شعیب گفتند که از این به بعد هر گوسفند ابلق (سیاه و سفید) که در گله به دنیا آمد برای تو باشد. چون اصولا این نوع گوسفندان کم است در میان گله. لذا حضرت موسی ع عصای خود را وسط تپه ای نصب کردند و دور این عصا پشم های سیاه و سفید پوشاندند و در هنگام جفت گیری با نگاهی که این گوسفندان به این عصای سیاه و سفید می انداختند٬ بسیاری از گوسفندان ابلق (سیاه و سفید) شدند. لذا نگاه خیلی مهم است. باید توجه کرد.
خیلی از در و دیوار ها٬ عکس حیوان و یا مجسمه است و این خیلی تأثیر دارد و حتی بچه ها بر اساس آنچه که هست تربیت می شوند. مثلا مادر در اتاق کودک عکس ببر زده است!! بعد می گوید؛ نمی دانم چرا درنده خو است..دیدن اثر می گذارد. بر اثر دیدن انسان تربیت می شود.
[استاد تراشیون]
#کانال_تربیتی_نوردیده

والدینى که هرگز براى کارهاى بد
و خطرناک فرزندشان مرز نمیگذارند
یا اجازه میدهند فرزندشان به حقوق دیگران تجاوز کند…
فرزندانشان حیله گر، خودخواه و ضد اجتماع خواهند شد.

نماز مثل لیمو شیرینه
آیت الله بهجت ره:
نماز مانند لیمو شیرین است
هر چه از اول وقت دورتر شود
تلخ تر می شود.
هر که عادت به تاخیر نمازها کرده؛
خود را برای تاخیر در امور زندگی آماده کند!
تاخیر در ازدواج،
تاخیر در اشتغال،
تاخیر در تولد اولاد،
تاخیر در سلامتی!
هر قدر که امور نمازت منظم باشد،
امور زندگیت هم تنظیم خواهد شد!
دشمنان عقل
میگویند بزرگ ترین دشمنان بشر احساسات سرکش و نفس اماره اوست، هیچ دشمنی به پایه این دشمن نمیرسد. علت این امر این است که این دشمن به نقطهای دسترسی دارد و مرکزی را خراب میکند که هیچ دشمن دیگر به آن نقطه و به آن مرکز دسترسی ندارد. آن نقطه و آن مرکز، دستگاه تشخیص و بینش انسان است. آدمی در برابر هر دشمن با نیروی عقل و تدبیر ایستادگی میکند و اگر دشمنی توانست در مرکز تدبیر و بینش اختلالی به وجود آورد بدیهی است که از هر دشمنی خطرناک تر است.
درباره پیغمبران گفتهاند که آنها خدمتگزار عقل و فطرت اند همان طوری که طبیب خدمتگزار طبیعت و مزاج بدن است. خدمتی که پیغمبران به عقول بشر میکنند از نوع خدمت یک آموزگار نسبت به شاگردان خود نیست که یک کتاب معین و یا یک علم و فن معین را به شاگرد تعلیم کند، بلکه پیغمبران از همان راه که به تهذیب اخلاق و پاک نگهداشتن نفوس مردم به آنها خدمت میکنند، از همان راه به عقلها و خردهای آنها نیز کمک میکنند. اگر اخلاق آدمی تعدیل شود و جلو حکومت هوا و هوس و حرص و طمع و خشم و شهوت گرفته شود برای عقل و فکر آدمی آزادی پیدا میشود، دست عقل باز میگردد.
? #حکمتهاواندرزها ، شهید مطهری (ره)
ربا ،جنگ با خدا ورسول خدا است.
امام خمینی (ره): #سیستم_بانکداری به این وضعی که الان در ایران هست، این وضع، وضع طاغوتی است. ربا در اسلام حرام است، در قرآن اعلام به حرمت شده است. کسی که ربا بخورد، ربا بگیرد، در اسلام، در قرآن گفته شده است که جنگ با خدا می کند. این سیستم باید متحول بشود. سیستم بانکی باید عوض بشود و ما امیدواریم که با همت همه کارمندان و کارگران اینطور مسائل حل بشود.
?صحیفه نور جلد 5 صفحه 280
#سیستم_بانکداری
#ربا

ازامام جعفر صادق - علیه السلام - روایت شده: هنگامی که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتاری پدید آید:
➊ چنانچه زنا رایج گردد
زلزله ـ و مرگ ناگهانی ـ فراوان شود.
➋ چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود
حیوانات نابود شود.
➌ اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بی عدالتی
نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمی بارد.
➍ و اگر اهل ذمّه تقویت شوند
مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.
?«وسائل الشیعة، ج 8 ص 13»
امیرالمومنین على علیه السلام:
به مورچه نگاه کنید که با آن همه کوچکى و ظرافت اندام که تقریبا به چشم نمى آید …
روزى اش تضمین شده و به فراخور حالش روزى او مى رسد.
خداوندِ نعمت بخش، از او غافل نیست و پروردگارِ جزا دهنده، او را محروم نساخته است، اگر چه در دل تخته سنگ سیاه و خشک و یا در میان صخره سخت باشد.
?نهج البلاغه، از خطبه 185
عوارض آروغی
روزی پادشاهی خزانه را خالی دید، پس به وزیر زیرک خود دستور داد طرحی برای بودجه سال بعد ارائه کند.
وزیر پس از مشورت با اصحاب اقتصاد ،برای جبران کسری بودجه طرحی ارائه کرد که شامل سه بند بود:
?مالیات دو برابر شود
?نیمی از گاو و گوسفند ها به نفع دولت مصادره شود
?کسی حق ندارد آروغ بزند!
پادشاه که طرح را دید، با پوزخندی به وزیر گفت اول و دوم اش قبول، اما سومی یعنی چه؟ چرا نباید آروغ بزنند؟
وزیر زیرک گفت قسمت سوم ضمانت اجرای دو قسمت قبل است.
او ادامه داد: بند سومی برای تخلیه انرژی اعتراضی مردم است و ما با استفاده از جارچی ها آروغ نزدن را به مهمترین مسئله مردم تبدیل می کنیم. مردم هم به جای پرداختن به بندهای اول و دوم ، به قسمت سوم خواهند پرداخت.
در نهایت، پس از بالا گرفتن اعتراضات، به نشانه احترام به خواست مردم، با دستور ملوکانه شما بند سوم را لغو می کنیم و مردم هم خوشحال به خانه می روند و درد اجرای دو بند قبلی را تحمل می کنند.
بودجه سال 97 توسط دولت تقدیم شد، در این بودجه، سهم فرهنگ به شدت کاهش یافته و بناست قریب به سی میلیون نفر از یارانه محروم شوند و …
اما قسمت آروغی آن ، افزایش عوارض خروج از کشور است.
پس از تقدیم بودجه و رسانه ای شدن اجزاء آن، موضوع افزایش عوارض خروج از کشور، توسط رسانه ها و سلبریتی هایِ همیشه هماهنگ با دولت، برجسته و همه گیر شد.
به زودی هم این قسمت از بودجه با دستور دولتی ها تصحیح خواهد شد و مردم هم خوشحال از این انعطاف عجیب دولت، با مصیبت های بودجه 97 و وعده های سر خرمن دولت کنار خواهند آمد.
این است کاربرد بند های آروغی در اقدامات دولت از بودجه گرفته تا متن مذاکرات و …
امام حسن عسکری علیهالسلام فرمودند:
پرهیزکارترین مردم آن کسی است که به هنگام شبهه توقف میکند؛
عابدترین مردم کسی است که واجبات را به پا دارد؛
زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند؛
مجاهدترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند.
منبع: تحفالعقول، ص 489

انقلابینمایی غیر از انقلابیگری است
امام فرمودند ملاک، حال فعلی افراد است
رهبر انقلاب، در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی:
انقلابینمایی غیر از انقلابیگری است. انقلابیگری کار سختی است؛ پابندی و تدین لازم دارد.
نمیشود که انسان یک دهه همهکارهی کشور باشد، بعد یک دههی بعدی تبدیل شود به مخالفخوان کشور.
9دی که آنقدر عظمت دارد، پاسخ ملت به این بازیها بود. 9دی دفاع از ارزشها و دین بود. آنجا ایستادگیای که کردیم برای دفاع از [اصل] انتخابات بود.
خیلی باید مراقب خودمان باشیم؛ امام فرمودند که ملاک، حال فعلی افراد است؛ امام حکیم بود، معنای این سخن آن است که هیچکس ضمانت درست بودن تا دم مرگ را ندارد و باید مراقب خودش باشد. حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است. 96/10/06
نقد باید منصفانه و مسئولانه باشد
سیاهنمایی هنر نیست، هر بچهای میتواند سنگ بردارد و شیشهها را بشکند
رهبر انقلاب، صبح امروز در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی:
همهی مدیران جمهوری اسلامی از اول تا امروز، خدمات مهمی انجام دادهاند؛ خب ما بودیم و از نزدیک دیدهایم؛ البته صدماتی هم زدهاند.
انسان باید خدمات دولتیها و قضائیها و مجلسیها را در طول زمان -هر چه بوده- سپاسگزاری کند.
صدمات را هم باید نقد کرد؛ منتها نقد منصفانه و مسئولانه، نه نقد همراه با تهمت. نقد و نقدپذیری واجب است، تهمت و لجنپراکنی حرام است. نقد با تهمت زدن و تکرار کردن حرف دشمن فرق دارد.
نقد باید منصفانه و عاقلانه و مسئولانه باشد. سیاهنمایی هنر نیست.
اینکه برداریم همینطوری بیهوا این قوه و آن قوه را بدون هیچ تمییزی محکوم کنیم، اینکه هنری نیست. هر بچهای هم میتواند سنگ بردارد و شیشهها را بشکند؛ اینکه هنری نیست.هنر این است که انسان منطقی و منصفانه حرف بزند و برای قدرتیابی حرف نزند و خدا را در نظر داشته باشد. 96/10/06
آن کسانی که همه امکانات کشور دستشان هست یا بوده حق ندارند نقش اپوزیسیون بازی کنند
رهبر انقلاب، در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی:
در جنگ باید حدس بزنید دشمن میخواهد چهکار بکند. امروز حدس زدن نیاز ندارد، هزاران توپخانهی دروغپردازی به سمت این ملت مشغول شلیک هستند، برای اینکه مردم را ناامید و بدبین کنند و اعتماد به نفس مردم را بگیرند.
متأسفانه در داخل هم گروهی، درست همان کار دشمن را ادامه میدهند: ناامید کردن مردم، متهم کردن، #دروغهای_شاخدار دشمنساز را در ذهن مردم جا انداختن؛ اینها کارهایی است که عدهای دارند انجام میدهند.
اینها #تقوا_ندارند؛ آن کسانی که کار دشمن را در داخل انجام میدهند تقوا ندارند. اینها دینشان سیاسی است؛ بهجای آنکه سیاستشان دینی باشد، دینشان سیاسیکاری است.
همان کار دشمن را انجام میدهند که فلان جناح یا فلانکس را بالا یا پایین ببرند. بعضیها صاحب رسانهاند، بعضیها صاحب منبرهای تبلیغاتی هستند، میتوانند حرف بزنند و نه خدا، نه دین، نه #انصاف را رعایت نمیکنند.
اینها دشمن را شاد میکنند به قیمت #ناامید_کردن_مردم و نسل جوان؛ بخصوص کسانی که همهی امکانات مدیریتی، یا امروز دستشان است یا دیروز دستشان بوده، فرقی نمیکند؛ تمام امکانات دست اینها بوده یا هست و آنوقت به قول فرنگیمآبان، نقش #اپوزیسیون به خود میگیرند.
این کسانی که کشور در اختیارشان هست یا بوده، دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند؛ اینها باید پاسخگو باشند.
بندهای که امکانات در اختیارم هست نمیتوانم مدعی باشم، من باید پاسخگو باشم که با این امکانات چه کردهام. بهجای اینکه پاسخگویی کنم، نقش مدعی را علیه این و آن بازی کنم؛ مردم این را قبول نمیکنند. حالا ممکن است کسی فکر کند در مردم تأثیر میگذارد [اما] مردم هم آگاهند و این را نمیپذیرند.96/10/06

گوهرهای امام حسن عسکری علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام در قنوت خود می فرمودند:
امر(خلافت) ما را کسانی به سرقت بردند که معادن ابنه (لواط)بودند.
?مصباح المجتهد،ص1٥٧
امام حسن عسکری علیه السلام:
تقوای الهی پیشه کنید و مایه زینت ما باشید،
نه مایه سرشکستگی ما.
?بحارالانوار،ج78،ص372
امام حسن عسکری علیه السلام:
آنکه از مردم پروا نکند از خدا نیز پروا نمی کند.
?بحارالانوار،ج71،ص٣٣٦
امام حسن عسکری علیه السلام:
از ادب همان بس که از آنچه از دیگران نمی پسندی دوری کنی.
مسندالامام العسکری،ص،288

قلب هایمان به ده دلیل مرده است
?اول : خدا را شناختیم ولیکن حقش را ادا نکردیم..
?دوم : گمان بردیم که پیامبر خدا رو دوست داریم سپس سنتش را ترک نمودیم..
?سوم : قرأن را قرائت کردیم ولی بدان عمل نکردیم..
?چهارم : نعمت خدا را خوردیم ولی شکرش را بجا نیاوردیم..
?پنجم : گفتیم شیطان دشمن ماست ولی با او در امور توافق کردیم..
?ششم : گفتیم بهشت حق است ولی برای رسیدن به آن کوشش نکردیم..
?هفتم : گفتیم جهنم حق است ولی از آن نگریختیم.
?هشتم : دانستیم مرگ حق است اما برای آن آماده نشدیم.
.?نهم : به عیب مردم مشغول گشتیم و عیب خویش را فراموش کردیم.
.?و دهم : مردگانمان را دفن کردیم ولی عبرت نگرفتیم…

پیغامی از محبوب دور از نظر …
قال مولانا صاحب العصر و الزمان عجل الله فرجه:
إنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لِذِکرِکُم وَ لَو لا ذلکَ لَنَزَلَ بِکُم أللّأواءُ وَ اصطَلَمَکُم الأعداءُ.
ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده ایم و یادشما را از خاطر نبرده ایم؛ و اگر جز این بود، دشواری ها و مصیبت ها بر شما فرود می آمد و دشمنان شما را ریشه کن می کردند.
? احتجاج طبرسی 495/2
? الزام الناصب ص136
? یوم الخلاص ص488
? بحارالانوار 175/53
? کلمة الامام المهدی 190/1

رژیم پهلوی حضور جوانها را در کشور تهدید میدانست
رهبرانقلاب: رژیم پهلوی حضور جوانها و تحرّک جوانها را فرصت نمیدانست، تهدید میدانست -این هم از آن حرفهایی است که استدلال کاملاً متّکی به آمار، برای آن ممکن است که حالا مجالش اینجا نیست- آنها دلشان میخواست جوانها حضور نداشته باشند؛ نه حضور علمی، نه حضور سیاسی، نه حضور اجتماعی، و خیلی چیزها ترویج میشد برای اینکه این حضور را تضعیف کنند.
جوان را واقعاً تهدید میدانستند. هر چه هم میتوانستند، خارج میفرستادند تا آنهایی که نخبه هستند، آنهایی که سرشان به تنشان میارزد به نظر آنها، بروند و اینجا نباشند.
در جمهوری اسلامی اینجور نیست؛ جمهوری اسلامی متّکی به خود است، درونزا است، قدرت خود را در درون خود و در معنویّات خود و در موجودی خود میداند، لذا بزرگترین ثروت جمهوری اسلامی، در واقع نیروی انسانی او است؛ یعنی همین جوانهای هوشمند، متعهّد، علاقهمند، درسخوان و آیندهدار. خب، این جزو مسلّمات ما است. 1394/07/22

رفع بلایاى آسمانى و زمینى در بیان نورانی امام جواد علیه السلام:
على بن مَهزِیار می گوید:
نامه اى به امام جواد علیه السّلام نوشتم و از زیادى زلزله در اهواز شکایت کردم و عرض کردم اجازه مى دهید که از اهواز خارج شوم و در جاى دیگر سکونت کنم؟
حضرت فرمودندخارج نشوید، ولیکن روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بدارید و در روز جمعه غسل کنید و لباس پاکیزه بپوشید و از منازل خود خارج شوید و در مکانى دست به دعا بردارید و از خدا بخواهید که زلزله را از شهر شما بردارد
? على بن مهزیار گوید ما اینکار را انجام دادیم دیگر #زلزله نیامد
? انوار الملکوت، ج 1، ص 215

آقا امام زمان در کلام آیت الله بهجت
اصلاح فعلی ما، در چیست؟ به بازگشت و توبه از کارهایی که خودمان میدانیم، در داخل یا در خارج انجام میدهیم. در خلوتمان با خدا، در تضرّعاتمان و توبهمان، در نمازهایمان و عباداتمان، دعاها خصوصاً دعای شریف «عظم البلاء و برج الخفاء» را بخوانیم و از خدا بخواهیم صاحب کار را برساند و با او باشیم. حالا اگر خداوند حضرت را رساند که رساند و الا از کنار حضرت و از رضای او، دور نرویم. حضرت حرفهایی را که ما به هم میزنیم، میشنوند و میدانند.
ایشان « عَیْنُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أُذُنُهُ السَّامِعَة »(1) میباشند. جلوتر از ما، حرفهای ما را میشنوند، بلکه خودمان که حرف میزنیم، این صدا از لب تا به گوش برسد، فاصلهای دارد، حضرت جلوتر از این فاصله، حرف خودمان را میشنود. آن وقت آیا ما میتوانیم کاری کنیم که حضرت متوجه نشود و نداند؟
نقل کردهاند، دو نفر بودائی بودند و با این که در دینشان عقد ازدواجی وجود دارد، با هم وعدة فحشا کردند و گفتند، باید یک مکان خلوتی پیدا کنیم و یک خانهای هم پیدا کردند. در این خانه هم یک اتاقی پیدا کردند که اگر فرضاً کسی داخل خانه شود، نتواند داخل این اتاق بشود. یکی از آنان فهمید در این اتاق، بتی هست. جامهای برداشت و روی آن انداخت که مثلاً بُت قضایای آنان را نبیند، خدای دروغی نبیند که دارند چه کار میکنند. آیا ما میتوانیم از خدای حقیقی، کارهایمان را مخفی کنیم، بهطوری که کارهایمان را نبیند و نداند که چه انجام دادیم؟
از خدا میخواهیم توسط انبیاء و اوصیائش و وصیّ حاضرش که در پیش عارفان حاضر است، که ما را از خدائی بودن و از خدائیان و از وسائط امداد خدا، منحرف نکند، بصیر و بینا بکند و خودشناس باشیم، خودیها را بشناسیم، خدائیها را بشناسیم، آن وقت خلاف اینها هم شناخته میشوند
گاهی میآیند به آدم میگویند: «چیزی نیست. یک نوشتهای را اجازه بده ما امضاء بکنیم. لازم نیست شما زحمت بکشید و امضا بکنید. همین که شما اذن بدهید تا ما از جانب شما امضاء بکنیم، کافی است و کار تمام است. این هم فروش، آن هم بهایش، آن هم…»!
حالا چه کار بکنیم؟ خودمان از خودمان بترسیم تا چه رسد از دیگران!
از خدا میخواهیم توسط انبیاء و اوصیائش و وصیّ حاضرش که در پیش عارفان حاضر است، که ما را از خدائی بودن و از خدائیان و از وسائط امداد خدا، منحرف نکند، بصیر و بینا بکند و خودشناس باشیم، خودیها را بشناسیم، خدائیها را بشناسیم، آن وقت خلاف اینها هم شناخته میشوند.(2)
?پی نوشت:
1. بخشی از زیارت مطلقة حضرت علی علیه السلام مفاتیح الجنان و بحارالانوار، ج 100، ص 305. «چشم بینای خدا و گوش شنوای خدا هستند».
2. فیضی از ورای سکوت، ص 68.
بسم الله الرحمن الرحیم
مهتاب(فریادی به بلندای تاریخ)!
پیامبر شخصی را در فدک به عنوان کارگزار خود قرار داد و به سوی مدینه بازگشت .
پیامبر ، دلش برای دخترش ، فاطمه خیلی تنگ شده بود ، برای همین اوّل به خانه فاطمه رفت …..(1)…..
وقتی پیامبر وارد خانه شد دید که اُم اَیمَن به دیدن فاطمه آمده است .
ام اَیمَن ، یکی از زنانی بود که به خاندان پیامبر علاقه زیادی داشت ، شوهر او یکی از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود …..(2)…..
فاطمه ، حسن و حسین در کنار پیامبر نشستند ، پیامبر به عزیزان دل خود نگاه میکرد و لبخند میزد . آری ، دلخوشی پیامبر در این دنیا ، فقط اهل این خانه بود .
در این هنگام، جبرئیل نازل شد و آیه 26 سوره «إسراء» را برای پیامبر خواند
….«وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ
…ای پیامبر ، حقّ خویشان خود را ادا کن ».
پیامبر به فکر فرو رفت ، به راستی منظور خدا از این فرمان چیست ؟
ــ ای جبرئیل آیا میشود برایم بگویی که من حقّ و حقوق چه کسی را باید بدهم ؟
ــ ای حبیب من ، اجازه بده من نزد خدا بروم و جواب را بگیرم و برگردم .
لحظاتی گذشت ، جبرئیل باز گشت
ــ ای جبرئیل ، چه خبر ؟
ــ خدا میگوید که تو باید فدک را به فاطمه بدهی ، فدک از این لحظه به بعد مالِ اوست ……(3)…..
پیامبر نگاهی به فاطمه کرد و فرمود:
ــ دخترم ، فاطمه! خدا به من دستور داده است تا فدک را به تو بدهم ، من فدک را به تو بخشیدم . ….(4)….
آری ، در آغاز اسلام ، خدیجه (مادر حضرت فاطمه) ، همه دارایی و ثروت خود را در راه پیشرفت اسلام داد و اکنون، خدا میخواست تا ثروتی را که خدیجه در راه اسلام خرج کرده است به دختر او ، فاطمه برگرداند .
فدک از آنِ فاطمه شد ، پیامبر همه غنیمتهای فدک را تحویل او داد .
?فاطمه به فقرای مدینه خبر داد تا به خانه او بیایند و همه آن غنائم را بین آنها تقسیم کرد . همه فقیران خوشحال شدند ، آری ، تا فاطمه هست، دیگر هیچ فقیری، غم و غصّه ندارد .
این قصّه فدک بود که برایت گفتم .
ادامه دارد……
قسمت سی و ششم
کتاب فریاد مهتاب نوشته مهدی خدامیان
منابع:
1.مسند احمد ج5 ص275 کشف الغمه ج2 ص78
2.الطبقات الکبری ج8 ص223
3.الکافی ج1 ص543
4.تفسیر ابن کثیر ج3 ص29 الکافی ج1 ص534 و……..
#از_شهادت_تا_شهادت
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

بسم الله الرحمن الرحیم
فریاد مهتاب(فریادی به بلندای تاریخ)!
فدک ؟ تو چه میدانی که فدک چیست . فدک ، شمشیر برّنده فاطمه علیهاسلام است . نام فدک است که لرزه بر اندام حکومت سیاهیها میاندازد .
…..فدک ، سرزمینی آباد و حاصلخیز است ، این سرزمین ، چشمههای آب فراوان و نخلستانهای زیادی دارد ، فاصله آن تا مدینه حدود دویست و هفتاد کیلومتر است .
میدانم دوست داری قصّه فدک را برایت بگویم . جریان به سال هفتم هجری برمی گردد ، یعنی حدود سه سال قبل .
آن روز، یهودیانِ قلعه خیبر دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند تا به مدینه حمله کنند ، امّا پیامبر صلی الله علیه وآله از تصمیم آنها باخبر شد و با سپاه بزرگی به سوی خیبر حرکت کرد . قلعه خیبر به محاصره نیروهای اسلام در آمد .
سپاه اسلام به سوی قلعه نزدیک شد ، امّا برق شمشیر «مَرحَب» ، پهلوان یهود ، همه را فراری داد . سپاه اسلام مجبور به عقب نشینی شد و سرانجام پیامبر تصمیم گرفت تا علی علیه السلام را به جنگ پهلوان یهود بفرستد . …..(1)…..
صدای علی علیه السلام در فضای میدان طنین افکند:
«من آن کسی هستم که مادرم مرا حیدر نام نهاد» !…(2)…..
جنگ سختی میان این دو پهلوان در گرفت و سرانجام «مَرحَب» به قتل رسید . علی علیه السلام به قلعه حمله کرد و آن را فتح کرد .
خیبر منطقه آبادی بود ، نخلهای خرما و زمینهای سرسبزی داشت و پیامبر همه غنیمتهای این سرزمین را در میان رزمندگان اسلام تقسیم کرد …..(3)……
….در نزدیکیهای خیبر ، گروهی دیگر از یهودیان ، در فدک زندگی میکردند . آنها نیز با یهودیانِ خیبر همدست شده بودند ، پیامبر صلی الله علیه وآله قصد داشت که به فدک حمله کند ، پیامبر صلی الله علیه وآله منتظر بود تا سپاه اسلام از خستگی بیرون بیایند و با روحیّه بهتری به جنگ با یهودیان فدک بروند .
در یکی از این روزها، پیرمردی به سوی اردوگاه اسلام آمد و سراغ پیامبر صلی الله علیه وآله را گرفت ، یارانِ پیامبر، او را نزد آن حضرت بردند .
او فرستاده مردم فدک بود و از طرف آنها پیام مهمّی را برای پیامبر صلی الله علیه وآله آورده بود .
او به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:
«ای محمّد ، مردمِ فدک مرا فرستادهاند تا من از طرف آنها با شما پیمان صلح را امضا کنم ، آنها حاضر هستند که نیمی از سرزمین خود، فدک را به شما بدهند و شما از حمله به آنها صرف نظر کنی و در مقابل، آنها فرمانروایی شما را نیز قبول میکنند» .
پیامبر صلی الله علیه وآله لحظاتی فکر کرد و لبخندی بر لبهای او نشست ، او با این پیشنهاد موافقت کرد ……(4)…..
….پیمان صلح نوشته شد ، سپاهیان اسلام همه خوشحال شدند ، دیگر از جنگ و لشکرکشی خبری نبود ، آری ، سرزمین فدک بدون هیچگونه جنگ و لشکرکشی تسلیم شد .
در این میان جبرئیل فرود آمد …
و آیه ششم سوره «حشر» نازل شد:
«وَ مَآ أَفَآءَ اللَّه علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکاب
آن غنائمی که در به دست آوردن آن ، لشکر کشی نکردهاید، مالِ پیامبر است».
خدا فدک را به پیامبر بخشید ، فدک ، مالِ پیامبر شد . این حکم قرآن بود و هیچکس با آن مخالف نبود و همه با دل و جان ، حکم خدا را قبول کردند . ….(5)…..
ادامه دارد…..
قسمت سی و پنجم
کتاب فریاد مهتاب نوشته مهدی خدامیان
منابع:
1.الخصال ص 555 الارشاد ج1 ص64 و…….
2.مقاتل الطالبین ص14 الامالی للطوسی ص 4 صحیح مسلم ج5 ص195 و……
3.تاریخ الطبری ج2 ص306
4.مناقب ال ابی طالب ج1 ص167 بحار ج21 ص25
5.نور الثقلین ج5 ص277 بحار ج21 ص23
#از_شهادت_تا_شهادت
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

سفارش امام #حسن عسکری به #شیعیان:
#شیعیان اینگونه باشید:
1⃣ درباره #دین و آخرت کوتاهی نکنید؛
2⃣ #تقوای الهی داشته باشید؛
3⃣ #راستگو و #امانت_دار باشید؛
4⃣ #سجده_های_طولانی انجام دهید؛ ??
5⃣ به #همسایگان#نیکی کنید؛
6⃣ به #بستگان خود #احسان و #محبت کرده و آنان را به #خوش_اخلاقی دعوت کنید؛
7⃣ #زینت ما باشید و مایه نه ننگ ما نباشید؛
?ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص487

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
▪️اِذا غَضَبَ الله عُلی اُمّةٍ وَلم یَنْزلْ بِها العذابَ… .
هرگاه خدا بر امتی غضب کند و عذاب بر آنها نفرستد، آنها را به چند بلا مبتلا می کند:
❶ «ارزانی را از آنها گرفته»
❷ «و عمرهایشان را کوتاه»
❸ «و بازارگانانشان را بی سود»
❹ «درختهایشان را بۍثمر»
❺ «نهرها را بی آب»
❻ «بارانها را بی موقع»
❼ «و انسانی بداخلاق را بر آنها حاکم می کند.»
? خصال صدوق، ج 2، ص 415
عادتهایى که معجزه میکند:
با ملایمت = سخن بگوئید،
عمیق = نفس بکشید،
شیک = لباس بپوشید،
صبورانه = کار کنید،
نجیبانه = رفتار کنید،
همواره = پس انداز کنید،
عاقلانه = بخورید،
کافى = بخوابید،
بى باکانه = عمل کنید،
خلاقانه = بیندیشید،
صادقانه = عشق بورزید،
هوشمندانه = خرج کنید،
خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید…

دعای امروز تقدیم به دوستان
الهی
دردهایی هست که نمی توان گفت
و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست
الهی
اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت
و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد
و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند
الهی
پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست
درهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید
قصد هایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود
الهی
تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد
تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست
و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود
الهی
قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی
و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی، شرمنده خواهم شد.
الهی
با این همه باکی نیست
زیرا من همچو تویی دارم
تویی که همانندی نداری
رحمتت را هیچ مرزی نیست
ای تو خالق دعا و مالک” آمین"…

امام صادق علیه السلام :
هر کس اوامر خداوند را اطاعت کند سپس او را از جهت دعا بخواند، اجابتش مى کند. پرسیدند: جهت دعا چیست؟ فرمودند: با حمد الهى آغاز و نعمت هاى او را یاد و او را شکرمى کنى، سپس بر پیامبر صلی الله علیه و آله درود مى فرستى و گناهانت را یاد و به آنها اعتراف مى نمایی ، آنگاه از آنها (به خدا) پناه مى برى؛ جهت دعا این است.
کافى، ج2، ص 486

رسول خدا(صلی الله علیه و آله ):
از [وقوع] غرق [یا دفن] شدن و مسخ و زلزله چاره ای نیست! عرض کردند: ای رسول خدا! آیا در این امت؟ فرمود: آری،
▫️هنگامی که زنان خوانندگی کنند،
▫️ زنا را حلال شمارند،
▫️ ربا خورند،
▫️ شکار در حرام را حلال گردانند،
▫️لباس ابریشم پوشند،
▫️ مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کنند
? مستدرک الوسائل: ج6 ص 188

