بسم الله الرحمن الرحیم
فریاد مهتاب!
آیا موافقی ما هم همراه آنها برویم و ببینیم که آنها در این تاریکی شب به کجا میروند؟
نگاه کن ! آنها به سوی محله بنی هاشم میروند و درِ خانه عبّاس ، عموی پیامبر را میزنند .
عبّاس در را باز میکند و خلیفه و همراهانش وارد میشوند :
ــ شما هم همراهیان خلیفه هستید ؟
ــ نه ، من نویسندهام ، این هم دوست عزیز من است. خواننده قصه ام است ، ما آمدهایم ببینیم خلیفه با شما چه کار دارد .
ــ خوش آمدید .
ما وارد خانه میشویم و در گوشه اتاق مینشینیم .
نگاه کن ، عبّاس در فکر است که خلیفه در این وقت شب برای چه به خانه او آمده است .
ابوبکر دستی به ریشهای سفیدش میکشد و سخن خود را آغاز میکند و من هم قلم و کاغذ را برمیدارم و مینویسم :
«خداوند پیامبرش را برای هدایت ما فرستاد و او برای هدایت ما تلاش نمود تا آنکه به سوی خدا سفر کرد . بعد از مرگ پیامبر ، مردم مرا به عنوان خلیفه انتخاب کردند و من هم این مقام را قبول کردم و امیدوارم که بتوانم وظیفه سنگین خود را با توکّل به خدا به خوبی انجام دهم . شنیدهام که یک نفر میخواهد میان مسلمانان اختلاف بیاندازد و او تو را که عموی پیامبر هستی به عنوان یار و یاور خود معرّفی میکند .
ای عبّاس! چقدر خوب است تو هم مانند بقیّه مردم با من بیعت کنی . اگر تو این کار را بکنی من قول میدهم که بعد از خود ، تو را به عنوان جانشین معرّفی کنم ، زیرا تو عموی پیامبر هستی و مردم به تو توجّه زیادی دارند ، اگر تو با ما بیعت کنی هم به نفع خودت و هم به نفع اسلام است »…..(1)…..
*همه منتظر هستند تا ببینند عبّاس چه میگوید؟ آیا او برای رسیدن به ریاست و حکومت ، دست از یاری حق بر خواهد داشت؟
اکنون عُمَر چنین میگوید:
«ای عبّاس ، ما نمیخواهیم در میان مسلمانان اختلاف بیفتد ، ما نمیخواهیم کسی تو را به عنوان شخص تفرقهانگیز بشناسد »…..(2)…..
لحظه سرنوشت سازی است ، آیا عبّاس سخن آنها را قبول خواهد کرد؟
ادامه دارد…..
قسمت پانزدهم
کتاب فریاد مهتاب نوشته مهدی خدامیان
?منابع
1.تاریخ الیعقوبی ج2 ص124 الامامه و السیاسه ج1 ص32
2.معالم المدرستین ج1 ص 123 تاریخ الیعقوبی ج2 ص124
#از_شهادت_تا_شهادت
موضوعات: "بدون موضوع" یا "لقب امام زمان"
جبرئیلی که از او جلوه ی رب می ریزد
به زمین آمده و نُقل طرب می ریزد
دارد از نخل خبرهاش رُطب می ریزد
خنده از لعل لب «بنت وهب» می ریزد
آمنه ! پرچم توحید برافراشته ای
آفرین ! دست مریزاد ! که گل کاشته ای
پیش گهواره ی خورشید ، قمرها جمع اند
ملک و حور و پری ، جن و بشرها جمع اند
بعد تو شاید و امّا و اگرها جمع اند
جلوی بتکده ها باز تبرها جمع اند
ماه و خورشید و فلک مژده به عالم دادند
لات و عزّی و هبل ، سجده کنان افتادند
«یوسف مکّه» شدی بس که جمالت زیباست
چه قدَر ای پسر آمنه ! خالت زیباست
رحمت واسعه ای ، خلق و خصالت زیباست
چه کسی گفته که زشت است بلالت ؟! زیباست
ای که در دلبری از ما ید طولی داری
«آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری»
هدف خلقتی و «خواجه ی لولاک» شدی
«انّما» خواندی و از رجس و بدی پاک شدی
یکی یک دانه ی حق ، محور افلاک شدی
در جنان صاحب یک باغ پر از تاک شدی
ما که از باده ی پیغمبری ات مدهوشیم
فقط از جام تولای تو مِی می نوشیم
تا تو هستی به دل هیچ کسی غم نرسد
از کرمخانه ی تو هیچ زمان کم نرسد
به مقام تو که درک بنی آدم نرسد
پر جبریل به گرد قدمت هم نرسد
شب معراج ، تو از عرش فراتر رفتی
به ملاقات علی ـ ساقی کوثر ـ رفتی
آمدی امر نمایی که امیر است علی
ولی الله وَ مولای غدیر است علی
اوج فتنه بشود باز بصیر است علی
صاحب تیغ دو دم ، شیر دلیر است علی
چه بلایی به سر اهل هنر آورده
ذوالفقارش که دمار از همه در آورده
«اوّل ما خلق الله» فقط نور تو بود
حامل وحی خدا خادم و مأمور تو بود
یکی از معجزه ها سبحه ی انگور تو بود
دوستی علی و فاطمه منشور تو بود
ما گرفتار تو و دختر و داماد توایم
تا قیامت همگی نوکر اولاد توایم
پشت تو فاطمه و حضرت حیدر ماندند
اهل نجران ، همه در کار شما در ماندند
نسل تو سبز و حسودان تو ابتر ماندند
نوه هایت همگی سیّد و سرور ماندند
ای پیمبر چه نیازی به پسرها داری ؟
صاحب کوثری و حضرت زهرا داری
ای عبای نبوَی ! پنج تنت را عشق است
ای اولوالعزم ! علی ـ بت شکنت ـ را عشق است
یاس خوشبو و حسین و حسنت را عشق است
می نویسم که اویس قرنت را عشق است
بُرده هوش از سر ما عطر اویس قرنی
حرف من حرف اویس است : تو در قلب منی
زندگی تو که انواع بلاها را داشت
با وجودی که ابوجهل سر دعوا داشت
خم به ابروت نیامد ، لب تو نجوا داشت
صبرت ایّوب نبی را به تعجّب وا داشت
بُت پرستی که برای تو رجز می خواند
به خدا مال زدن نیست خودش می داند
ای که در شدّت غم «چهره ی بازی» داری
چون مسیحا چه دم روح نوازی داری
تا که چون شیر خدا شیر حجازی داری
به فلانی و فلانی چه نیازی داری ؟!
کوری چشم حسودان زمین خورده و پست
افتخار تو همین بس که کلامت وحی است
عشق تو عاشق بی تاب عمل می آرد
قمر روی تو مهتاب عمل می آرد
خم ابروی تو محراب عمل می آرد
خاک پای تو زر ناب عمل می آرد
همه ی عشق من این است مسلمان توام
عجمی زاده و همشهری سلمان توام

بسم الله الرحمن الرحیم
فریاد مهتاب!
خوب نگاه کن ، آیا آن پارچه را میبینی که در دستهای اوست؟
امام علی قرآن را نوشته و در داخل این پارچه گذاشته و به مسجد آورده است
*او با صدای بلند با مردم سخن میگوید:
??«ای مردم ، من در این مدّت، مشغول نوشتن قرآن بودم ، نگاه کنید ، این قرآنی است که من نوشتهام ، من به تفسیر همه آیههای قرآن آگاه هستم چرا که از پیامبر در مورد همه آنها سؤال کردهام» ….(1)…
اگر کسی خواهان فهم قرآن باشد باید نزد علی برود ، زیرا او از همان ابتدایِ نزول قرآن همراه با پیامبر بود و هر گاه آیهای نازل میشد، تفسیر آن را از پیامبر میپرسید.
در این هنگام عُمَر از جا بلند میشود و میگوید: «ما نیاز به قرآن تو نداریم» ….(2)…..
وقتی که عُمَر این سخن را میگوید علی قرآنی را که نوشته است به خانه خود میبرد .
این مردم چقدر زود سخن پیامبر را فراموش کردند، پیامبر فرمود:
? «من شهر علم هستم و علی دروازه آن است و هر کس خواهان علم است آن را از علی بیاموزد ».
چرا اینان امروز با علی اینگونه برخورد میکنند؟ مگر آنان خواهند توانست قرآن را به درستی تفسیر کنند؟
??هنوز تعدادی از یاران گرامی پیامبر مثل سلمان ، مقداد ، ابوذر و عمّار با خلیفه بیعت نکردهاند ، همچنین عبّاس ، عموی پیامبر هم برای بیعت نیامده است .
اینها به خانه علی رفت و آمد میکنند و بر سر بیعتی که در غدیر نمودهاند باقی هستند .
اکنون باید کاری کرد تا آنها هم با خلیفه بیعت کنند . مهمّترین شخصیتی که در این میان به چشم میخورد عبّاس عموی پیامبر است ، اگر آنها بتوانند او را به سوی خود جذب کنند ، خیلی از مشکلاتشان، بر طرف خواهد شد .
آری ، او ریشسفیدِ بنی هاشم است و اگر او حاضر شود با خلیفه بیعت کند امتیاز بسیار خوبی برای حکومت ابوبکر خواهد بود .
دیگر هوا تاریک شده است ، نگاه کن ، خلیفه همراه با عُمَر و چند نفر دیگر از خانه بیرون میآیند .
آیا موافقی ما هم همراه آنها برویم و ببینیم که آنها در این تاریکی شب به کجا میروند؟
قسمت چهاردهم
ادامه دارد……..
کتاب فریاد مهتاب نوشته مهدی خدامیان
?منابع
1.الاحتجاج ج1 ص 107 بحارالانوار ج28 ص265
2. الاحتجاج ج1 ص 107 بحارالانوار ج28 ص265
#از_شهادت_تا_شهادت
بسم الله الرحمن الرحیم
وقایع روز چهاردهم ربیع الاول
1⃣…مرگ یزید بن معاویه
در سال 64 ه در شب چهاردهم ربیع الاول یزید بن معاویه بن ابى سفیان در سن 39 سالگى یا 37 سالگى به درکات جحیم شتافت ….(1)…..
اقوال دیگر در مرگ یزید دوازدهم و پانزدهم این ماه است …(2). …
مادر یزید میسون دختر بجدل کلبى است . او کسى است که غلام پدر خود را به خود متمکن ساخت و به یزید ملعون بارور شد. از همینجاست که طبق فرمایش ائمه علیهم السلام قاتل امام حسین علیه السلام ولد الزناست ، که این کلام شامل شمر، عمر سعد، ابن زیاد و غیر آنها نیز مى شود.
??او شارب الخمر، قمار باز، میمون باز، ناکح با محارم ، صاحب اشعار کفرآمیز
و تارک الصلوه بود.
?? او بود که واقعه جانسوز کربلا را به وجود آورد و امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند و امام زین العابدین علیه السلام و عمه سادات زینب کبرى علیها السلام و دیگر علویات و فاطمیات را با آن وضع در کوچه و بازار به اسارت برد.
او بود که خانه خدا را خراب کرد و پرده کعبه را سوزانید. همچنین او بود که در واقعه حره در مدینه کشف ستر زنان مهاجر و انصار کرد، و سه روز مال و جان و ناموس مردم را بر سربازان خود حلال کرد….(3)…..
بعد از این ماجرا فرزندانى به هم رسیدند که پدر معینى نداشتند. بعد از آن قتل و غارتى در مدینه شد و حرمت حرم شریف نبوى هتک گردید، و مردم را داخل حرم مطهر کشتند.
در علت مرگ او چند قول است : یکى اینکه به بلاى ناگهانى هلاک شده است . شیخ صدوق رحمه الله مى فرماید: یزید شب با حال مستى خوابید و صبح او را مرده یافتند در حالیکه بدن او تغییر کرده ، مثل آنکه قیر مالیده شده باشد . بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.
?احمد بن حنبل و جماعتى از اهل سنت لعن یزید را تجویز کرده اند و عده اى از آنان معتقد به کفر یزید هستند، و ابن جوزى کتابى بر رد یزید نوشته است …(4)…..
?در این روز زیارت امام حسین (علیه السلام ) مناسب است …(5)…..
2⃣…مرگ موسى خلیفه عباسى
در این روز و به قولى در 15 و 18 ربیع الاول موسى الهادى ، فرزند مهدى عباسى به درکات جحیم شتافت ….(6)…
در همان شب هارون خلیفه شد و ماءمون نیز به دنیا آمد…(7)…..
خلافت موسى الهادى یک سال و سه ماه طول کشید و 25 یا 26 سال عمر کرد. او به قساوت و قلب و قلت رحم و خشونت طبع و شرارت نفس مشهور بود…(8). …
سید بن طاوس رحمه الله در منهج الدعوات روایت مى کند که موسى الهادى لشکر فرستاد حسین بن على بن حسن مثنى بن امام حسن مجتبى علیه السلام صاحب فخ را با اصحابش شهید کرد، و سر او را با اسیران به نزد او آوردند، چون نظرش بر آن سر افتاد اشعارى خواند.
پس اسیران را یکى پس از دیگرى مى آوردند، و او بعد از سرزنش و توبیخ امر به قتل آنها مى کرد. در یک روز جماعتى از اولاد امیر المؤ منین علیه السلام را به قتل رسانید و طالبیین را دشنام مى داد تا رسید به نام مبارک موسى بن جعفر علیه السلام نسبت به آن حضرت بد گفت و فریاد کشید که حسین صاحب فخ خروج نکرد مگر به امر موسى بن جعفر علیه السلام
چون او صاحب وصیت در این خانواده است . بخدا قسم او را به قتل مى رسانم . خدا بکشد مرا اگر او را زنده بگذارم و خدا بکشد مرا اگر او را عفو کنم و اگر نبود که سفاح و پدر مهدى فضایل بسیار در حق جعفر بن محمد از کثرت علم و دین و فضلش برایم نقل کرده اند، هر آینه قبر او را مى شکافتم و بدن او را به آتش مى سوزانیدم .
على بن یقطین نامه اى از بغداد براى حضرت کاظم علیه السلام فرستاد و صورت حال را شرح داد. چون نامه به حضرت رسید، اهل بیت و شیعیان خود را خبر کرد و فرمود: راءى شما در این باب چیست؟
عرض کردند: صلاح این است که شما خود را از این جبار ظالم پنهان دارى . حضرت فرمود: اول نامه اى که از عراق بیاید متضمن خبر مرگ موسى الهادى است و چنان شد که آن حضرت خبر دادند…(9)……
?منابع
1.مستدرک سفینه البحار:ج4
2.مسار الشیعه:ص29
3.تتمه المنتهی:ص55_56
4.فیض العلام:ص216
5.بحارالانوار:ج98 ص201
6.قلائد النحور:ج ربیع الاول ص89
7.قلائد النحور:ج ربیع الاول ص91
8.تتمه المنتهی:ص222_224
9.قلائد النحور:ج ربیع الاول ص92
#تقویم_شیعه
#داستان
صبح #جمعه، وقتی مجلس روضه در خانه برگزار میشد، همان جلوی در مینشست.
هرکس وارد میشد، جلوی پای او میایستاد و با خوشرویی از او استقبال میکرد؛ فرقی نداشت چه کسی باشد.
اگر کودک بود، برایش دعایی میخواند و نوازشش میکرد.
گاه میگفت روضۀ علیاصغر علیهالسلام بخوانند.
یک روز جمعه، در بین #روضه در باز شد،
آقا برخاست و دست بر سینه، احترام گذاشت.
نگاه که کردم کسی را ندیدم!
تعجب کردم!
آقا که نشست، تازه متوجه شدم #کودکی وارد شده بود که بهنظر، بیش از ده سال نداشت.
?این بهشت، آن بهشت، ص5٧؛ بر اساس خاطرۀ یکی از شاگردان آیتالله بهجت
رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:
بهترین زنان شما کسانی هستند که:
بچّه زا باشند، با شوهران خود مهربان باشند، با حجاب و پوشیده باشند، در بین طایفه خودشان با عزّت باشند، در مواجهه با شوهران خود متواضع و نرمخو باشند، برای شوهران خودشان خود را آرایش و زینت دهند، در میان نامحرمان و در جامعه عفیف باشند، سخن شوهران خود را گوش داده و اطاعت کنند، و هرگاه که با شوهران خود خلوت میکنند خود را کاملاً در اختیار آنها بگذارند و…. .
?الکافی ،ج5،ص324
?الفقیه،ج3،ص389
?التهذیب ،ج7،ص400
?روضة الواعظین ،ص374
?وسائل الشیعة،ج20،ص29
?مکارم الاخلاق ،ص200

- امام علی (علیه السلام) :
خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده:
1- رضای خود را در طاعت ها؛
پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضای خدا باشد
2- غضبش را در گناهان؛
پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد
3- استجاب خود را در دعاها؛
پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد
4- ولی و دوست خود را در میان بندگانش؛
پس به هیچ بنده ای بی اعتنایی نکنید شاید او ولی خدا باشد و شما نشناسیدش.
“"هفت پند “”
↔شب باش : در پوشیدن خطای دیگران
↔زمین باش : در فروتنی
↔خورشیدباش : در مهر و دوستی
↔کوه باش : در هنگام خشم و غضب
↔رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران
↔دریاباش : در کنار آمدن با دیگران
↔خودت باش : همانگونه که می نمایی..
به خدا گفت :خداوندا عزﯾﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﻼﻓﯽﮐﻨﻨﺪ! ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ، ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ…!
منبع:تحف العقول صفحۀ 182
#نهج_البلاغه
خطبه42-پرهیز از هوسرانی
پرهیز از آرزوهای طولانی و هواپرستی
ای مردم! همانا بر شما از دو چیز می ترسم،
هواپرستی و آرزوهای طولانی.
اما پیروی از خواهش نفس، انسان را از حق باز می دارد،
و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می برد.
آگاه باشید! دنیا به سرعت پشت کرده و از آن جز باقیمانده اندکی از ظرف آبی که آن را خالی کرده باشند، نمانده است.
به هوش باشید که آخرت به سوی ما می آید، دنیا و آخرت، هر یک فرزندانی دارند.
بکوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا، زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش باز می گردد.
امروز هنگام عمل است نه حساب رسی، و فردا روز حساب رسی است، نه عمل.

غرائب رخ داده به هنگام ولادت حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه…
ﺻﺒﺢ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺘﻮﻟّﺪ ﺷﺪ ﻫﺮ ﺑﺘﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻯ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﺮ ﺭﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻳﻮﺍﻥ ﻛﺴﺮﻯ ﻳﻌﻨﻰ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻋﺠﻢ ﺑﻠﺮﺯﻳﺪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﻛﻨﮕﺮﻩ ﺁﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﺭﻳﺎﭼﻪ ﺳﺎﻭﻩ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﭘﺮﺳﺘﻴﺪﻧﺪ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﺸﻚ ﺷﺪ ﻭ ﻭﺍﺩﻯ ﺳﻤﺎﻭﻩ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﻛﺴﻰ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎﺭﻯ ﺷﺪ ﻭ ﺁﺗﺸﻜﺪﻩ ﻓﺎﺭﺱ ﻛﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮﻳﻦ ﻋﻠﻤﺎﻯ ﻣﺠﻮﺱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﺷﺘﺮ ﺻﻌﺒﻰ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺒﺎﻥ ﻋﺮﺑﻰ ﺭﺍ ﻣﻰ ﻛﺸﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺟﻠﻪ ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﺑﻠﺎﺩ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻃﺎﻕ ﻛﺴﺮﻯ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻧﺶ ﺷﻜﺴﺖ ﻭ ﺩﻭ ﺣﺼّﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺁﺏ ﺩﺟﻠﻪ ﺷﻜﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺼﺮ ﺍﻭ ﺟﺎﺭﻯ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﻧﻮﺭﻯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺣﺠﺎﺯ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻕ ﺭﺳﻴﺪ…
? #منتهی_الآمال ، باب اول …

باید بدانید که
هر چقدر کودک احساس کند که مورد محبت قرار دارد
و به عنوان یک عضو خانواده به حساب می آید، بیشتر به حرفهای شما گوش می دهد

️ راهکارهای تربیتی جهت
#نمازخوان_شدن_فرزندانمان
خودتان الگوی خوبی باشید، اگر شما نماز عاشقانه و اول وقت نخوانید انتظار نداشته باشید فرزندتان نمازخوان شود.
بعد از نماز کودک یکی دوساله به بالا را در آغوش بگیرید و رفتار بامحبت تری با او داشته باشید تا فرزند ببیند شما هر وقت نماز میخوانید مهربانتر میشوید و به این وسیله به نماز علاقه مند میشود.
او را از کودکی به نماز جماعت و نماز جمعه و حرم و مساجد و مراسم مذهبی ببرید مخصوصا اگر برایش این مکانها را با جایزه وخاطره و تشویقی شیرین کنید.
امر به نماز را درست وقتی فرزند به سن بلوغ رسید نگذارید بماند، باید چند سال قبل از سن تکلیف او را مشتاق به نماز کنید و نماز را به آموزش دهید.
برای مشتاق کردن کودک به نماز قبل سن تکلیف برای دختران یک چادر نماز و جانماز و مهر و تسبیح قشنگ و برای پسران هم همین ها غیر از چادر را تهیه کنید.
تا زمانی که به سن خاصی نرسیده و نماز برایش واجب نشده او را همیشه مجبور به نماز خواندن نکنید.
مثلا میتوان قبل از اذان با کودک کمی بازی کرد بعد موقع اذان که شد بگوئید دخترم اذان میگویند من میخواهم نماز بخوانم تو چه!
دستور ندهیم پیشنهاد بدهیم.
از کودکی هر وقت نماز میخواند به او محبت بیشتری کنید و نماز خواندنش را برای دیگران و در جمع خانواده و فامیل تعریف کنید و تشویق و تحسینش کنید.
با خانواده های مذهبی و دوستان خوب معاشرت و رفت و آمد کنید.
آقا امام جعفرصادق (علیه السلام) در تفسیر آیه 62 سوره نمل می فرماید:
«امّن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء و …..» آیا کسی هست که به فریاد بیچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانیها را نماید ؛ فرمود: این کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را می خواند برای دفع دشواری و به زودی پروردگار، وی را بر کرسی اقتدار جهانی می نشاند.
? الزام النواصب ص 172
?????????????
آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:
زمانی قیام صورت می گیرد که جهان بشریت به یک سوم جمعیت ، تقلیل یافته باشد و امواج بلایای طبیعی دو سوم را نابود کند.
منتخب الاثر ص 453
?????????????

هدیه ای سبز
سال 67 ازدواج کردیم. 7 سال انتظار کشیدیم و پیش دکترهای مختلف رفتیم ولی خدا به ما بچه ای نداد. به همسرم گفتم حال که از دکترها جوابی نگرفتیم، بیا بریم مسجد جمکران. هر هفته میرفتیم جمکران و به امام زمان متوسل میشدیم. یک هفته قبل ولادت حضرت زهرا خواب دیدم که:
شوهرم صدایم کرد که آقایی سید با شما کار دارد. رفتم بیرون و دیدمشون و فرمودن: “اینقدر گریه و زاری نکن، صبرکن، حاجتت را میدهم” گفتم جواب مردم را چه بدهم؟ سید سه بار فرمود: “حاجتت را میدهم”
شب بعد رفتیم جمکران. خواب دیدم امام زمان “پارچه ای سبز” در دامن من گذاشت و فرمود بازش کن. دیدم بچه ای زیبا داخل پارچه بود. به صورتم چسباندم و با ولع میبوسیدمش… بعد از مدتی فهمیدم باردار هستم…
دکتر غلامرضا باهر و دکتر محسن توانانیا از اعضای هیات پزشکی دارالشفای حضرت مهدی در این رابطه میگویند: بررسی های پزشکی “آقای ص” و “خانم ع” که تا 7 سال صاحب فرزند نمی شدند، نشان میداد مشکل از آقای ص بوده و در چنین مواردی جواب درمان مشکل تر است و درمان قطع شده بود و پس از مدتی خود به خود و با عنایت حضرت حق، بارداری رخ داده است.
? کتاب کرامات حضرت مهدی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
#حکایات_و_تشرفات 19

آیتاللهالعظمی نوریهمدانی:
طلبگی شغل نیست
طلاب شئونات طلبگی را رعایت کنند
طلبگی شغل نیست بلکه طلبگی تفقه در دین است. ازافتخارات حوزهها و حوزیان این است که در مسیری گام بر میدارند که شیخ مفیدها در آن راه بودهاند و قدم برداشتهاند.
طلبه موفق کسی است که نسبت به اتفاقات و حوادث بصیرت داشته باشد، عقل و علم را باهم داشته باشد و تا بتواند حق را از باطل تشخیص دهد.
انسان با بصیرت کسی است که بتواند در فتنه ها تصمیم درست گیرد و گرفتار فتنه ها نشود.

رهبرانقلاب: خصوصیت مدرس چه بود؟ #مدرس خصوصیت عمدهاش این بود که هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمیکرد.1378/11/26
?تصویری از رهبرانقلاب در کنار مزار شهید مدرس

امیرالمومنین امام علی علیه السلام:
آنان که ملاک کارهاشان را شیطان قرار دادند
◀️ و شیطان هم آنها را در دام خود قرار داد
◀️ پس در سینه های آنان تخم کرد و جوجه گذاشت
◀️ و به تدریج در خردهای آنان نفوذ کرد
◀️ و با چشمهایشان نگریست
◀️ و با زبانشان سخن گفت،
◀️ پس آنها را گرفتار خطاها و لغزشها کرد
◀️ و نادرستی را در نظرشان آراست،
◀️ کارهای آنان مانند کار کسی است که شیطان در قدرتش شریک شده و زبان او را به باطل گویا کرده است!
?نهج البلاغه، خطبه 7

در طول روز یک تماس با مادر اجباریست…
یا دیداری، یا تلفنی… همدلی…
تا هست قدرشو بدونید
خیلی زود دیر میشه….

امام صادق علیه السلام
سه عامل اساسی برای عاقبت بخیر شدن
1. حق خدا را بزرگ بشمار و نعمت های خدا را در معصیت صرف نکن. این آدم عاقبت بخیر می شود.
2. میخواهی عاقبت بخیر شوی، به صبر خدا مغرور نشو خدا حلیم است شما چرا پررویی میکنید؟ امان از زمانی که کاسه ی صبر سر ریز شود.
خداوند بین بنده و آبرویش وقتی گناه میکند، گاهی چهل پرده میاندازد و این از الطاف و مهربانی خداوند است که ما باید مراقب باشیم از این صبر سوء استفاده نکنیم
3. به کسی که به ما منصوب است و ارادت داردو اظهار مودت میکند ولو به دروغ ، احترام کن.
?جلد 73 بحار صفحهی 351 محدث خبیر، مرحوم مجلسی

هفت طبقه وحشتناک جهنم
در این باره از امام باقر علیه السلام روایت شده است که ایشان فرموده اند: خداوند برای دوزخ هفت طبقه (در) قرار داده است که آن ها عبارتند از:
1. #جحیم: آن بالاترین طبقه می باشد که اهل آن بر روی تخته سنگی می ایستند که از شدت حرارت آن، مغز سرشان به جوش می آید؛ مانند به جوش آمدن دیگ بر روی آتش
2. #لظی: و آن مملو از شعله های سوزان آتش است که دست و پا و پوست را می کند و در خود ذوب می نماید و در آن کسانی که به فرمان خداوند پشت کرده و یا در پی جمع آوری اموال و ذخیره آن بوده اند جای می گیرند
3. #سقر: آن آتشی است که نه چیزی را باقی می گذارد و نه چیزی را رها می کند و آن آتش پوست تن را به کلی دگرگون می سازد و نوزده تن از فرشتگان عذاب بر آن گمارده شده اند
4. #جطفه: که عبارت باشد از آتش خُرد کننده ای که شعله هایی می افکند که هر یک به بلندی کاخی عظیم می باشد و اهل جهنم به وسیله ی آن عذاب می شدند.
5. #هاویه: در آنجا گروهی جای دارند که دست به دعا برمی دارند و می گویند: مالکا؛ به فریادمان برس؛ پس در جواب آن ها ظرف های زرد رنگ آتشین به آن ها می دهند که محتوی آن زردآبه و چرکی است که همچون مِسِ گداخته بر بدنشان جاری می شود.
6. #سعیر: و در آن طبقه نیز آتشی گداخته قرار دارد که شامل سیصد سراپرده از آتش است
7. #جهنم: و آن چاهی است که چون دهان باز کند، آتشی از آن زبانه می کشد که دردآورترین آتش برای اهل آن می باشد.
امام رضا علیه السلام : خداوند تا آخرین لحظه توبه را می پذیرد تا دیر نشده توبه کنیم که وقت تنگ است.
?علامه مجلسی. بحارالانوار، ج 8: 289.
? محمدی. جهنم میعادگاه پیروان شیطان: 132
کپی فقط با ذکر منبع مجاز است

امام علی علیه السلام:
إِنَّ اللّه َ افْتَرَضَ عَلَیْکُمُ فَرائِضَ، فَلاَ تُضَیِّعُوها؛وَحَدَّ لَکُمْ حُدُودا، فَلاَ تَعْتَدُوها؛وَنَهاکُمْ عَنْ أَشْیاءَ، فَلاَ تَنْتَهِکُوها؛وَسَکَتَ لَکُمْ عَنْ أَشْیاءَ وَلَمْ یَدَعْها نِسْیانا، فـَلاَتَتَکـَلَّـفُوها.
?خداى بزرگ فریضه هایى را بر شما واجب شمرده است، پس تباهشان مسازید
?و مرزهایى تعیین کرده است، از آن حدود پا فراتر مگذارید
?و شما را از امورى نهى کرده است، حرمت این حریمها را نشکنید
?در مواردى نیز سکوت کرده است که بى گمان از روى فراموشى آنها را واننهاده است پس خود را ـ با کاوش بیهوده در مورد آنها ـ به رنج و زحمت میندازید.
?نهج البلاغه، نامه ١٠٦

قال الامام العسکرى علیه السلام:
مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ و مَن وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَد شانَهُ؛
امام حسن عسکرى علیه السلام فرمودند:
هر که برادرش را در خلوت پند دهد، او را آراسته است، و هر کس برادرش را در جمع پند دهد، او را سرشکسته کرده است.
? تحف العقول ، ص 489 .

️پیام علامه حسن زاده آملی به تمام حاضرین در دنیای مجازی
پیام 12 گانه به تمام حاضرین در دنیای مجازی را مطالعه بفرمایید.
1- حق را با یاد کردن و تکرار کردنش زنده کنید.
2- باطل را با ترک کردنش نابود کنید.
3 - از تصاویر حرام و غیرشرعی پرهیز کنید.
4 - از بحثهای بیهوده بپرهیزید.
5 - از جوکهایی که دین و عبادات و مقدسات و اشخاص و ملتها و قومیتها را مسخره میکند، بپرهیزید.
6- مصدر نقل شایعات نباشید و قبل از نقل و انتشار هر حدیث یا روایت یا داستان و خبری از صحت آن مطمئن شوید.
7- بگذارید آن کلامی که میفرستید بهنفع شما گواهی دهد نه علیهتان.
8- خودتان را کلید خیر و قفل شر قرار دهید.
9- هر متنی و پیامی که میفرستید بهمنزله تأیید و با امضای شماست. نگو که به من رسیده و کپی کردهام.
10- تمام سعی خودتان را برای استفاده بهینه از این تکنولوژی به کار بگیرید و از آن برای دعوت الی اللّه و امر به معروف و نهی از منکر و آموزش مسائل دینی و فرهنگی و علمی و آموزشی استفاده کنید یعنی بهعنوان یک اصلاحگر بهتمام معنا، و نیت خودتان را درست و خالصانه کنید.
11- برای بیان حق مجاملات و رودربایستی را کنار بگذارید٬ دین و حق بر هر چیز مقدم و شایستهتر هستند.
12 - تصویر پروفایل شما و پیامهایتان معرف شخصیت شماست.

سه راه برای #عاقبت_بخیری
امام صادق(علیه السلام) به یکی از دوستانشان یک نامه ای نوشتند، ایشان در آن نامه به دوستشان می نویسند اگر می خواهی عاقبت بخیر بشوی سه کار را باید انجام بدهید:
1. #نعمت های خدا را در #معصیت صرف نکنید.
مثلا به شما گوش و چشم داده در راه نگاه به نامحرم یا شنیدن غیبت صرف نکنید. حرفش آسان است اما عملش سخت است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: سه مرحله نامه اعمال شما را پیش ما می آورند. جوانی آمد پیش امام صادق(علیه السلام) امام می دانست که او امروز با مادرش دعوا کرده است تا آمد نشست پای درس امام، امام به او گفت: بلند شو برو اول دل مادرت را به دست بیاور بعد بیا در کلاس بنشین. شخصی دیگری بود غلامش پشت سرش بود و صدایش کرد و نشنید و به او گفت: حرام زاده کجا هستی، امام ایستاد و گفت: من فکر می کردم تو ایمان داری ؟ چرا فحش دادی به او، بعد آن شخص گفت: این مادرش مسلمان نیست و از جای دیگر است، امام گفت: هرقومی ازدواج دارد، مگر همه ازدواج ها اینگونه است، هر قومی برای خودش ازدواج دارد و هرکس پدر مادر دارد، راوی می گوید: امام رابطه اش را با او قطع کرد.
ببینید این است که نعمت ها را باید در مسیرش خرج کنید. یک آیه در قرآن است که بسیار جالب است می گوید شیطان دور مردم طواف می کند که یک روزنه پیدا کند تا نفوذ کند. حدیث داریم که هرکسی که گوش بدهد از سخنرانی که دارد از خدا می گوید این گوش عبادت گوش است، و این شخص عبادت خدا کرده است، نگاه کردن درست عبادت چشم است، زبان هم همین طور است، مراقب باشیم.
2. به #حلم خداوند #مغرور نشوید.
خداوند ستار و حلیم است ، می پوشاند اما شما به این کار خداوند مغرور نشوید.
3. اگر می خواهید عاقبت بخیر بشوید به کسی که به ما منصوب است و #ارادت دارد #احترام بگذارید. اگر مداح است چه می دانم چایی بریز است یا منبری است یا سادات است و شاعر است به او احترام کنید.
تشرف شیخ محمد طاهر نجفی خدمت آقا امام زمان عج
سالها خادم مسجد کوفه بود.ایشان از هر دو چشم نابینا شد،می گفت:
« هفت یا هشت سال قبل زندگی ام نمی چرخید.
شب جمعه ای هیچ غذایی نداشتیم و بچه ها از گرسنگی ناله می کردند.
بسیار دلتنگ شدم. رو به قبله،نشسته بودم و اظهار می کردم که خدایا به همین حالت فقر و پریشانی راضی هستم.
و برایم چیزی بهتر از آن نیست که چهره مبارک سید و مولای عزیزم را به من نشان دهی و دیگر هیچ نمی خواهم.
ناگهان خود را سر پا دیدم که در یک دستم سجاده ای سفید و دست دیگرم در دست جوان جلیل القدری که آثار هیبت و جلال از او ظاهر است، قرار داشت. ایشان لباس نفیسی مایل به سیاه در برداشت.
من ظاهربین، خیال کردم که یکی از سلاطین است؛ اما عمامه به سر مبارک داشت و نزدیک او شخص دیگری بود که لباس سفیدی به تن کرده بود.
با این حالت به سمت دکه ای که نزدیک محراب است به راه افتادیم وقتی به آن جا رسیدیم، آن شخص جلیل که دست من در دست او بود فرمود:
یا طاهر افرش السجاده.( ای طاهر سجاده را فرش کن.)
آن را پهن نمودم دیدم سفید است و می درخشد و با خط درخشان چیزی بر آن نوشته شده بود ولی جنس آن را تشخیص ندادم. من با ملاحظه انحرافی که در قبله مسجد بود، سجاده را رو به قبله فرش کردم.
فرمود: چطور سجاده را پهن کردی؟
من از هیبت آن جناب از خود بی خود شدم و از شدت حواس پرتی گفتم: فرشتها بالطول و العرض ( سجاده را به طول و عرض پهن نمودم. )
فرمود: این عبارت را از کجا گرفته ای؟
گفتم: این کلام از زیارتی است که با آن، حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت می کنند.
در روی من تبسم کرد و فرمود: اندکی فهم (دانایی)داری.
بعد هم بر آن سجاده ایستاد و برای نماز تکبیر گفت و پیوسته نور عظمت او زیاد می شد به طوری که نظر بر روی مبارک ایشان ممکن نبود. آن شخص دیگر، به فاصله چهار وجب پشت سر ایشان ایستاد.
وقتی از نماز فارغ شدند، حضرتش را دیگر در آن جا ندیدم اما مشاهده کردم که آن بزرگوار روی یک کرسی حدود دو متری که سقف هم داشت، نشسته اند و آن قدر نورانی بودند که چشم را خیره می کرد.
از همان جا فرمودند:
« ای طاهر احتمال می دهی من کدام سلطان از این سلاطین باشم؟ »عرض کردم: مولای من، شما سلطان سلاطینید و سید عالمید و از این سلاطین معمولی نیستید.
فرمود:
« ای طاهر به مقصد خود رسیدی دیگر چه می خواهی؟ آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ »
بعد هم وعده گشایش از تنگدستی را به من دادند.
در همین لحظه شخصی که او را می شناختم و کردار زشتی داشت از طرف صحن مسلم وارد مسجد شد.
آثار غضب بر آن جناب ظاهر و روی مبارک را به طرف او کرد و رگ هاشمی در پیشانیش پدیدار شد و فرمود:
« ای فلان، کجا فرار می کنی؟ آیا زمین و آسمان از آن ما نیست و در احکام و دستورات ما جاری نمی شود؟ تو چاره ای جز آن که زیر دست ما باشی، نداری!»
آنگاه به من توجه کرد و تبسم نمود و فرمود:
ای طاهر به مراد خود رسیدی؛ دیگر چه می خواهی؟
از شدت هیبت آن جناب نتوانستم سخنی بگویم. ناگهان خود را در میان مسجد، تنها دیدم. به طرف مشرق نگاه کردم، دیدم فجر طلوع کرده است.
طبق وعده حضرت، از آن تاریخ تا به حال الحمدلله در امر زندگی گشایش شده و هرگز به سختی و تنگی نیفتاده ام. »
?داستان هایی از ملاقات با امام زمان عج
یه جمله روقاب کنیم بزنیم گوشه ذهنمون، هرزگاهی نگاهی بهش بندازیم:
دونه
دونه
گناه
“من”
لحظه لحظه ظهور “مهدی فاطمه” رو عقب میندازه

چهار حدیث زیبا از صلوات
با صدای بلند صلوات فرستادن ، نفاق را بر طرف می کند
? ثواب الاعمال ص 190
هر کس یک مرتبه صلوات بفرستد ، خدا درِ عافیت را بر او می گشاید.
? جامع الاخبار ص 67
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب می شود
? جامع الاخبار ص 67
یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید ، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد
? شرح صلوات ج 116
اللّٰهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمّدٍ وآل مُحمّدوَ عَجّل فَرَجهُم

برای دختران سرزمینم
شما را نمی دانم. اما برای من دردناک است وقتی می بینم زنان ایرانی در باشگاه نه برای سلامتی، بلکه برای “برجسته کردن باسن” ورزش می کنند! و نه برای اصلاح یک عیب کوچک، که برای کن فیکون کردن کل ظاهرشان به آرایشگاه مراجعه می کنند.
دردم می آید که دیگر هیچ دختری مجال نمی دهد که ببیند بینی اش در بیست سالگی چه شکلی خواهد شد؟! دردم می آید که برخی پزشکان ایرانی برای پول به راحتی دختران 17ساله را جراحی_زیبایی می کنند و منتظر تکمیل رشد و جا افتادن چهره به عنوان یک جوان نمی شوند
نمی دانم چه کسی به دختران ایرانی گفت که باید لب هایشان رابرجسته کنند؟چه کسی گفت که دختری که هنوز موهای ابرو در چهره اش وجود دارند، باید همه را از ته بتراشد تا ابرویی غیر واقعی و نازیبا برای خود بسازد؟
دردم می آید که وقتی کسی با مطالعه به این ظواهر انتقاد می کند، او را به “عهدقجری” بودن متهم می کنند
نمی دانم شما چند کشور را دیده اید؟!
اگر در جهان گشتی میزدند ، و یا لااقل کمی مطالعه می داشتند، می دیدند که در کشورهای جهان اول، تنها زنان معدودی که مشکل روان و اعتماد به نفس، یا بیماری اعتیاد به جراحی زیبایی دارند برای خود چنین شمایلی می سازند.
هیچ انسان عادی تکرار می کنم هیچ انسان عادی فرانسوی یا آلمانی و.…
در کشورهای اروپا این چنین به آرایش های غلیظ و جراحی های زیبایی متوسل نمی شود که در ایران می شود در اروپا تنها برخی از دختران نوجوان که دوران طبیعی دمدمی مزاجی را می گذرانند، و نیز زنان محترم سالخورده کمی آرایش می کنند.
ما بقی نه…حتی خیلی ها در روز ازدواجشان تنها لباس سفید می پوشند و بازهم آرایشی چندانی نمی کنند
ما نمی گوییم آرایش نکنید. آرایش و زیبایی خیلی هم دلپذیرست. این بدن شماست و خود صاحب اختیارش هستید.
اما یادتان باشد، که “جهان سوم” را من و شما می سازیم. با کارهای “جهان سومی” خودمان. دستکاری تمام بدن برای خوشامد مردان یک حرکت جهان سومی و مردسالارانه است.
مردها هم آدم های معمولی هستند، قصد اهانت به آنهارا ندارم ولی درست نیست که خود را زیر تیغ و سوزن ببرید تا آن ها “خوششان بیاید
وقتی برای خوشامد آن ها خود را شبیه به ستارگان …می کنید، درواقع تبدیل به کالای جنسی شده اید.
“پلنگ شدن” به راستی یک اصطلاح مختص خاورمیانه و جهان سوم است

خداوند به انسان دستور داد
گندم نخور وقتی خورد،
اولین سیلی خدا به او
برهنه شدن بدنش بود…
این نشان میدهدکه
رهاکردن لباس سیلی خداست نه تمدن!
“استاد قرائتی”

امام علی علیه السلام:
خدایا به تو پناه می برم که ظاهر من در برابر دیده ها نیکو، و درونم در آنچه که از تو پنهان می دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتاری که تو از آن آگاهی، توجه مردم را به خود جلب نمایم، و چهره ظاهرم را زیبا نشان داده با اعمال نادرستی که درونم را زشت کرده به سوی تو آیم، تا به بندگانت نزدیک و از خشنودی تو دور گردم.
? نهج البلاغه، حکمت 276

آیت الله سید احمد نجفی:
برخی می آیند و به ما می گویند بهترین و موثرترین ذکر چه ذکری هست
ما عرض می کنیم بالاترین و کارسازترین ذکر صلوات است چرا که اصل نماز هم از صلوات است نماز صلاة است که از صلوات گرفته شده از طرفی رمز اتصال با توحید و مبدأ اعلی ذکر {صلوات} است
صلوات همه اش رحمت
و موجب رحمت است.
آیت الله بها الدین در یک مکاشفه فرمودند اگر کسی بُرِش و تاثیر صلوات رو در عبادات بداند بجز ذکر صلوات ذکری دیگه نمی گویند
هرگز از این ذکر شریف غافل نشوید
چرا که صلوات موجب تقرب به ولایت و توحید است.
در صلوات هم توحید است (اللهم)
هم نبوت است (محمد)
هم امامت است (آل محمد)
هم عدل است که مصداق کامل عدل (محمد و آل محمد علیهم السلامند)
و هم معاد است که انسان را بازگشت می دهد به اصل خودش که (شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا)

امام حسن عسکری (علیه السلام) میفرماید:
اَقَلُّ النّاسِ راحةً الحَقودُ.
کم آسایشترین مردم، #کینه_توز است.
? فرهنگ جامع سخنان امام عسکری (علیه السلام)، ص 414.
یکی از خصلتهایی که هم خودِ شخص رو آزار میده و هم دیگران رو، «کینه» است.
#کینهتوزی و #کینهورزی، صفای زندگی رو از بین میبره و سبب رنج دائمیِ صاحبِ کینه میشه.
#کینه یعنی سلبِ آسایش از خود، یعنی خودزنی
دلهای پاک از کینه، خیلی قیمتی هستند.
به همین خاطر قرآن کریم میفرماید، دعای مؤمنین اینه که خدایا غِل و کینه نسبت به مؤمنینِ دیگه رو از دلهای ما دور کن
?رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا… وَ لَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا (حشر/10)
«پروردگارا! ما و برادرانمان را بیامرز… و در دلهایمان حسد و کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده!»
قرآن کریم همچنین، در وصف بهشتیان میفرماید
?وَ نَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِل (اعراف/43)
آنچه در دلهای آنها از غِل و کینه و حسد وجود دارد را از بین میبریم، تا در صفا و صمیمیّت با هم زندگی کنند.
یعنی اگر جایی #کینه و #حسد وجود نداشته باشه، اونجا بهشته.
وقتی درون سینهای #کینه وجود داشته باشه این کینه، مثل یک غده سرطانیِ خطرناک همهی وجود آدم رو میگیره و آسایش رو از آدم سلب میکنه باید این غدّه رو درمان کرد تا به آسایش رسید.
راه درمانش هم #عفو و #گذشت است.
به همین خاطر گفتند:
«در #عفو، لذتی هست، که درانتقام نیست

بیتأثیر بودن بدگویی بر فرد بیگناه
به تجربه ثابت، و اخبار و آثار شاهد است بر اینکه: هر که میان خود و خدا از عیبى خالى باشد، به عیب گوئى دیگران مرتبه او ساقط نمى شود و مذمت کسى به او ضرر نمى رساند. چنان که مشهور است که: «سر بى گناه، به پاى دار نمى رود». بلکه، غالب آن است که: آن عیبگو در نظرها بى وقع، و در میان مردم رسوا مى گردد. آرى، کسى که خداوند عالم او را پاک داند، به عیب گفتن ناپاکى، معیوب نمى شود. و از مذمت دیگران پست و مذموم نمى گردد. و آن ذم و پستى به مذمت کننده راجع مى شود.
کى شود دریا ز پوز سگ نجس
کى شود خورشید از پف «منطمس»
اى بریده آن لب و حلق و دهان
کان کند پف سوى ماه آسمان
تف به رویش بازگردد بى شکى
تف سوى گردون نیابد مسلکى
#معراج_السعاده

امیرالمومنین امام علی علیه السّلام:
هان! میان #حق و #باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.
از آن حضرت درباره معناى این فرمایش سؤال شد.
امام انگشتان خود را به هم چسباند و آنها را میان #گوش و #چشم خود گذاشت و آن گاه فرمودند:
#باطل این است که بگویى: #شنیدم
و #حق آن است که بگویى: #دیدم.
? نهج البلاغه، خطبه 141

سخن نیکو
خوشبختی ازآن کسی است که
در فضای الحمدالله زندگی کند
چه دنیابه کامش باشد
و چه نباشد
چه آن زمان که می دود و نمی رسد
وچه آن زمان که گامی برنداشته
خودرادرمقصدمیبیند

بالاترین عمل #مستحبی روز جمعه
پیامبر اکرم(صلی لله علیه وآله):
هیچگاه #غسل_جمعه را ترک نکن، هر چند ناچار باشی از پول غذا و خوراک خود #صرفه_جویی کرده و برای غسل خرج کنی؛ زیرا غسل #جمعه یکی از بزرگترین و برترین کارهای #مستحب است
?بحار الانوار ج 18 ص 129

حضرت علی علیه السلام فرمودند:
روزی من و فاطمه بر منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم داخل شدیم، و دیدم که رسول گرامی گریه شدیدی میکنند، عرض کردم: پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا، چه چیزی تو را به گریه انداخته است؟
فرمود: ای علی، شبی که مرا به آسمانها بردند، زنانی از امّت خود را دیدم که در عذابهای بسیار سختی به سر میبردند، عذاب سخت آنها را یاد کردم و گریه بر من غلبه نمود:
⬇️زنانی را دیدم که از موهای سرخود آویزان هستند و از آتش جهنم آب دماغشان میجوشید؛
⬇️عدّه ای از زنان را دیدم که از زبانهای خود آویزان بودند و آب جهنّم در گلوی آنان ریخته میشد؛
⬇️گروهی دیگر از پستانهای خود به طرف جهنّم آویزان شده بودند؛
⬇️و برخی دیگر گوشت بدن خود را میخوردند در حالیکه آتش جهنّم از زیر آنها شعله ور بود؛
⬇️و برخی از آنها، پاهایشان به دستهایشان بسته شده بود و مارها و عقربهای جهنّمی آنها را احاطه کرده بودند؛
⬇️برخی از زنان کر و کور و لال بودند و در داخل تابوتی از آتش اسیر بودند و آب دماغ آنها میجوشید و از بینی آنها خارج میشد و دستان آنها از جذام و پیسی قطع شده بودند؛
⬇️و زنانی از پاهای خود به طرف تنوری از آتش آویزان بودند؛
⬇️و برخی از آنها گوشت بدنشان توسّط قیچیهایی از آتش از عقب و جلو بریده میشد؛
⬇️و برخی صورت و دستهایشان میسوخت و جگرهای خودشان را میخوردند؛
⬇️و برخی را دیدم که سرشان شبیه سرخوک و بدنشان مثل الاغ بود و در هزاران عذاب گرفتار بودند؛
⬇️و برخی به صورت سگ بودند و آتش از پشت آنها داخل بدنشان میشد و از دهانشان خارج میشد و ملائکه الهی با گرزهایی از آتش بر سر و بدن آنها میکوبیدند!
?آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام عرض کردند: ای محبوب من و ای نور چشم من! ما را با خبر کن از عمل و گناه این زنان در دنیا که به آن عذابهای سخت گرفتار بودند!
?رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ای دخترم،
⬆️امّا آن زنانی که از موهای سرشان آویزان بودند کسانی هستند که در دنیا موهای سرشان را از مردان نامحرم نمی پوشاندند،
⬆️و آنها که از زبانشان آویزان بودند زنانی هستند که در دنیا شوهران خود را با زبانشان میرنجاندند،
⬆️و آنها که از پستانهای خود به طرف جهنّم آویزان بودند کسانی هستند که به تقاضای شوهران خود برای هم بستر شدن پاسخ مثبت نمی دادند،
⬆️و آنها که از پاهای خود آویزان بودند زنانی هستند که بدون اجازه شوهرشان از خانههای خود خارج میشدند،
⬆️و آنها که گوشت بدنهای خودشان را میخوردند کسانی هستند که خود را برای نامحرمان زینت میکردند،
⬆️و آنها که دستهایشان به پاهایشان بسته شده بود و مارها و عقربها آنها را احاطه کرده بودند زنانی هستند که در وضو و لباسهای خود نجاست را مراعات نمی کردند و از جنابت و حیض غسل نمی کردند و پاکی را رعایت نمی نمودند و نماز را سبک میشمردند،
⬆️و امّا زنان کر و کور و لال آنهایی هستند که از زنا بچّه بدنیا آورده اند و آن را به شوهر خودشان بسته اند،
⬆️و آنها که گوشت بدنشان با قیچیها بریده میشد زنانی هستند که در دنیا با رفتارهای مختلف به نامحرمان اظهار تمایل مینمودند و خود را برای آنها نشان میدادند،
⬆️و آنها که صورت و بدنهایشان میسوخت و جگرهای خودشان را در دهان هایشان میجویدند زنانی هستند که در دنیا واسطه بین زنای دو نفر بوده اند،
⬆️و آنها که سرشان سرخوک و بدنهایشان بدن الاغ بود در دنیا سخن چین و دروغگو بوده اند،
⬆️و آنها که بصورت سگ بودند و آتش از پشت آنها داخل بدنشان میشد و از دهانشان بیرون میآمد زنان آوازه خوان و ترانه خوان و حسود در دنیا هستند.
و در پایان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: وای بر آن زنی که شوهرش را به غضب آورد، و خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد.
?عیون أخبار الرضا علیه السلام،ج1،ص13
?وسائل الشیعة،ج20،ص213 و ج14،ص156
?بحار الانوار،ج8،ص309 و ج18،ص351 و ج100،ص254

حرف دل حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف…
خانه ی تک تک تان را زده ام درب، ولی
اثر از یاری ما در دلتان نیست که نیست
انتظارم ز شما بیشتر است از دگران
یک دعای فرجی بر لبتان نیست که نیست

بسم الله الرحمن الرحیم
فریاد مهتاب!
ابوبکر رو به عُمَر میکند و از او میخواهد که بنشیند .
امّا او نمینشیند ، ابوبکر او را قسم میدهد که آرام بگیرد وبنشیند ….(1)….
*عمَر مینشیند و ابوبکر رو به قُنفُذ میکند و میگوید:
«برو به علی بگو که ابوبکر تو را میطلبد ، همه مسلمانان با ابوبکر بیعت کردهاند و تو هم یکی از آنها هستی و باید برای بیعت به مسجد بیایی» …..(2)…..
قنفذ این بار همراه با ده نفر به سوی خانه علی میرود و میگوید:
ــ ای علی ! ابوبکر تو را میطلبد ، تو باید برای بیعت با او به مسجد بیایی .
ــ پیامبر به من وصیّت کرده است که وقتی او را دفن نمودم از خانه خود خارج نشوم تا اینکه قرآن را به صورت کامل بنویسم …..(3)…
نگاه کن!
علی بعد از گفتن این سخن وارد خانه میشود و در را میبندد .
او برای حفظ اسلام ، صبر میکند و در خانه خود مینشیند . پیامبر از دنیا رفته است و هنوز قرآن به صورت کامل ، جمع آوری نشده است ، درست است که عدّهای به فکر ریاست و حکومت دنیای خود هستند، امّا علی به فکر قرآن است .
قنفذ به سوی مسجد باز میگردد و سخن علی را به ابوبکر میگوید . خلیفه، خیلی ناراحت است ، برای این که دیگر نمیتواند علی را به زور از خانه بیرون بیاورد ، همه فهمیدهاند که علی مشغول جمعآوری قرآن است و دیگر کسی نمیتواند مزاحم علی شود، گویا چارهای نیست، باید صبر کرد تا علی(علیه السلام)، کار نوشتنِ قرآن را تمام کند .
*امروز پنج شنبه ، اوّل ماه ربیع الأوّل است ، مردم برای خواندن نماز در مسجد جمع شدهاند . علی وارد مسجد میشود . همه تعجّب میکنند ، او که قسم خورده بود تا قرآن را ننویسد از خانه خود خارج نشود .
خوب نگاه کن ، آیا آن پارچه را میبینی که در دستهای اوست ؟ علی قرآن را نوشته و در داخل این پارچه گذاشته و به مسجد آورده است .
قسمت سیزدهم
ادامه دارد…..
کتاب فریاد مهتاب نوشته مهدی خدامیان
منابع
1.کتاب سلیم بن قیس ص 384 بحار الانوار ج28 ص298
2.تفسیر العیاشی ج2 ص66
3.تفسیر العیاشی ج2 ص66 بحار الانوار ج28 ص227
#از_شهادت_تا_شهادت
نشانه های یاران مهدوی
امام صادق - علیه السّلام - فرمودند: گفتار حضرت لوط - علیه السّلام - درباره قومش که فرمودند: «ای کاش مرا قوتی و یا پناهگاهی امن و استوار بود تا از شرّ شما محفوظ می ماندم» آرزویی است در حیطه قدرت قائم مهدی و استواری یارانش که عبارتند از رکن شدید، هر یک از یاران مهدی - علیه السّلام - دارای قدرت چهل مرد هستند، دلهای آنها از فولاد محکم تر است، اگر بر کوهها بگذرند کوهها درهم فرو ریزند و دست از شمشیرهای خود برنمی دارند تا آنکه خدا از آنان راضی شود.
ینابیع المودّه، ص 9
آقا امام صادق - علیه السّلام - فرمودند: در میان آنان (لشگریان امام زمان _ عجل الله تعالی فرجه الشریف - ) رجالی دیده می شوند که شبها را بیدار می مانند و همچون زنبور عسل شب را در زمزمه (عبادت و راز و نیاز) به سر می برند و نیز شبها را در دفاع و نگهبانی بروز می رسانند، … شعار آنان «یا لثارات الحسین» است وقتی که بحرکت درمی آیند ترس و وحشت نیز در پیشاپیش آنان در دلهای مخالفان ایجاد می شود و خداوند توسط آنان امام حق را نصرت می بخشد.
مستدرک سفینة البحار، ج 6، ص 184

آقا امام حسین(علیه السلام) :
در بیان آنچه هنگام ظهور امام زمان علیهالسلام رخ مى دهد : برکت از آسمان به سوى زمین فرو مى ریزد، تا آنجا که درخت از میوه فراوانى که خداوند در آن مىافزاید، مى شکند. (مردم) میوه زمستان را در تابستان و میوه تابستان را در زمستان مى خورند و این معناى سخن خداوند است که: (و اگر مردمِ آبادى ها ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى کردند، برکتهایى از آسمان و زمین به روى آنان مى گشودیم، لیکن تکذیب کردند)
الخرائج و الجرائح ج2 ،ص849
?????????????

دلتنگ که می شوی…
پیدایش کن
و دردهای نگفته ات را بروی شانه هایش زار بزن!
یافتنش، سخت نیست!
یک سلام…
راه آغوشش را برایت باز می کند؛
سلام بر تو…صاحب دلها
حیف ازاین آقاکه بی یاور میان ما رهاست
بر دلش هردم هجوم غصه ها واشکهاست
خوش به حال آنکه با اخلاص گردد نوکرش
برلبش گوید دمادم حضرت مهدی کجاست..

مـا گـمشـده ایـم……
عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل #دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح میکنند:
سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچهای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور میکنند.
بچه جلب ویترین مغازهها میشود و دست پدر را رها میکند و در بازار گم میشود و وقتی متوجه میشود که دیگر پدر را نمیبیند، گمان میکند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است.
انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را میگیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاعهای دنیا شدهاند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شدهاند. امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشتهایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. ﴿خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.﴾
?برگرفته از کتاب “امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ص 30″
بی تــو ای یـوسـف زهــرا
گره ازکار کسی وا نــشود!

چـنـد خـط روضـه…
. .
مهدی جان
ما که ندیدیم پهلوے شکسته ی مادر را
ما که ندیدیم دستان بسته ی علی را
ما که ندیدیم فرق خونین مولا را
ما که ندیدیم جگر تکه تکه ی حسن را. ..
ما که ندیدیم تن بے سر حسین را. . .
ما که ندیدیم بیقرارے رباب را
ما که ندیدیم بدن اربا اربای اکبـر را. . .
ما که ندیدیم دو دست افتاده بر خاک کربلا را
ما که ندیدیم دستان بسته ی زینب را
ما که ندیدیم گریه هاے رقیه در فراق بابا را
ما ندیدیم….
ما ندیدیم و فقط شنیده ایم و بارها هم آرزوی #مرگـــــــ می کنیم !!
.
آقــــــــا !!
کـــــوه هم اگر باشد از هم می پاشد با دیدن این صحنه ها !
آخ که تو چی میکشی یابن الحسن. . .
.
◥وَ ایَّّدَهُ بِجنودٍ لَم تَرَوها◣
خداجان !؛
مرا هم جزو محافظین مهدی قرار بده !
می خواهم سپری شوم برای مهدی
بجای قلب مهـــــــدی کاری کن که قلب من زخمی شود. .
برای آقا دیدن مادرش با پهلــوی شکسته و قد خمیـــده کافیست. . .
*
| ختم کلام |
#یاســـــتارالعیـــــوب…
اعمال بد مرا بپوشان
خجالت مے کشم آقا میان گریه هایش برای جدش، به یاد گناهان من هم اشک بریزد. . .
خدایا بپوشان بدی هایم را
نگذار بی آبرو شوم. . .
#التماس_دعای_فرج

امام باقر علیه السلام:
جهنم به شهوات و لذت ها پوشیده شده؛ و شهوات، انسان را به دوزخ می کشاند.
?کافی،ج2،ص89

بر چهره ی دلگشای مهدی صلوات
بر قامت دلربای مهدی صلوات
بر جلوه ی روی ماه مهدی صلوات
بر جذبه ی هر نگاه مهدی صلوات
ما را نبود چو هدیه ای در خور او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
«حضرت مهدی(عج)»:
فَاِنّا یُحیطُ عِلمُنا بِأَنبائِکُم و لایَعزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن اَخبارکُم.
ما از اوضاع شما کاملاً باخبریم و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست.
?بحار، ج ٥٣، ص ١٧٥

امام باقر علیه السلام فرمودند:
یاران قائم علیه السلام سیصد و سیزده تن از فرزندان عجم هستند، آنان با نام و نام پدر و نژاد وخصوصیّاتشان شناخته مى شوند. در هنگام ظهور حضرتش برخى از آنها به هنگام روز روى ابرها به سوى حضرت برده مى شوند. و برخى دیگر در رختخواب خود در حال استراحت بودند که بدون اطّلاع قبلى و وعده، خود را در مکّه خواهند دید.
?الغیبة نعمانى رحمه الله،ص315،ح 8
?بحار الأنوار: ج369/52،ح 157
الهی
یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحَمَد
یا عالیُ بِحَقِّ علی
یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطمه
یا مُحْسِنُ بِحَقِّ الحسن
یا قدیمَ الاِ حسان بِحَقِّ الحُسَیْن
عجل لولیک الفرج صاحب العصر والزمان

خـــدایابه تو پناه میبرم…
از اینکـه در آراستن صورتم چنان مشغول شـوم که از اصلاح سیرتم باز بمانـم
خـــــدایا…
سیرت را تو میبینی وصورت را دیگران
شـــرم دارم از اینکه محبوب دیگـــران باشم و منفور تو
پس خــــــــدایا…
تو خوش صورت وخـوش سیـرتم کـن که اول محبوب تو باشم بعد دیگـران…

ﺍمام ﻋَﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ فرمودند:
در حضور هفت گروه، 7 کار را مخفی کن تا سعادتمند گردی:
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻘﯿﺮ، ﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎلت ﻧﺰﻥ
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺳﻼﻣﺘﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻧﮑﺶ
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﻗﺪﺭﺕﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪﺩﺍﺭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ نکن
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺁﺯﺍﺩی ﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻠﻮه نمایی نکن
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ بی بچه، ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ یتیم، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﮕﻮ
? ﺗﺤﻒ ﺍﻟﻌﻘﻮﻝ، ص 167

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله :
قالَ اللّه ُ عزّوجلّ : لا أطَّلِعُ على قَلبِ عَبدٍ فأعْلَمُ مِنهُ حُبَّ الإخْلاصِ لِطاعَتی لِوَجْهی وابْتِغاءَ مَرْضاتی إلّا تَولّیتُ تَقویمَهُ وسیاسَتَهُ .
خداوند عز و جل فرماید : هرگاه دل بنده ام را بنگرم و دریابم که از روى اخلاص و براى خشنودى من طاعتم را به جا مى آورد، اصلاح و تربیت او را خود به عهده گیرم.
بحار الأنوار : 85/136/16
#برخورد_صحیح (خاطره شهید ابراهیم هادی)
پاییز 1361 بود. با موتور به سمت میدان آزادی میرفتیم. میخواستم ابراهیم رو برای عزیمت به جبهه به ترمینال غرب برسونم.
یه ماشین مدلبالا از کنار ما رد شد. خانمی کنار راننده نشسته بود که حجاب درستی نداشت. نگاهی به ابراهیم انداخت و حرف زشتی زد.
ابراهیم گفت: سریع برو دنبالش! من هم با سرعت به سمت ماشین رفتم. بعد اشاره کردیم بیا بغل، با خودم گفتم: این دفعه حتماً دعوا میکنه.
اتومبیل کنار خیابون ایستاد. ما هم کنارش توقف کردیم.
منتظر برخورد ابراهیم بودم. ابراهیم کمی مکث کرد و بعد همینطور که روی موتور نشسته بود با راننده سلام و احوالپرسی گرمی کرد.
راننده که تیپ ظاهری ما و برخورد خانمش رو دیده بود، توقع چنین سلام و علیکی نداشت. بعد از جواب سلام، ابراهیم گفت: من خیلی معذرت می خوام، خانم شما فحش بدی به من و همه ریشدارها داد. میخوام بدونم که …
راننده حرف ابراهیم رو قطع کرد و گفت: خانم بنده غلط کرد، بیجا کرد!
ابراهیم گفت: نه آقا اینطوری صحبت نکن. من فقط می خوام بدونم آیا حقی از ایشون گردن بنده هست؟ یا اینکه کار نادرستی کردم که با من اینطور برخورد کردند؟!
راننده اصلاً فکر نمیکرد ما اینطوری برخورد کنیم. از ماشین پیاده شد. صورت ابراهیم رو بوسید و گفت: نه دوست عزیز، شما هیچ خطایی نکردی. ما اشتباه کردیم. خیلی هم شرمندهایم. بعد از کلی معذرتخواهی از ما جدا شد.
این رفتارها و برخوردهای ابراهیم، اون هم در اون مقطع زمانی برای خیلیها عجیب بود؛ اما با این کارها راه درست برخورد کردن با مردم رو به ما نشون میداد. همیشه میگفت: در زندگی، آدمی موفقتر است که در برابر عصبانیت دیگران #صبور باشد و کار بیمنطق انجام ندهد.
این رمز موفقیت او در برخوردهایش بود. نحوه برخورد او مرا به یاد این آیه میانداخت: «بندگان (خاص خداوند) رحمان کسانی هستند که با آرامش و بیتکبر بر زمین راه میروند و هنگامیکه جاهلان آنان را مخاطب سازند (و سخنان ناشایست بگویند) به آنها سلام میگویند.»
#خاطره_شهید_ابراهیم_هادی
