قالَ الامام علی(علیه السلام): اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ کَریمَةٌ، وَ الاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِکْرَةُ مِرآةٌ صافِیَةٌ، وَ الاْعْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ کَفى بِکَ أَدَباً تَرْکُکَ ما کَرِهْتَهُ مِنْغَیْرِکَ.
فرمود: علم; ارثیه اى با ارزش، و ادب; زیورى نیکو، و اندیشه; آئینه اى صاف، و پوزش خواستن; هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود. و براى با أدب بودنت همین بس که آنچه براى خود دوست ندارى، در حقّ دیگران روا نداشته باشى.
أمالى طوسى : ج 1، ص 114 ح 29، بحارالأنوار: ج 1، ص 169، ح 20.
امام علی علیه السّلام فرمودند:
▪️ثَلاثُ عَلاماتٍ لِلْمُرائى: یَنْشِطُ اِذا رَأىَ النّاسَ وَ یَکْسِلُ اِذا کانَ وَحْدَهُ وَ یُحِبُّ اَنْ یُحْمَدَ فِى جَمیعِ اُمُورِهِ؛
ریاکار را سه نشانه است:
1- هرگاه مردم را ببیند، به نشاط مى آید،
2- هرگاه تنهاست، بى حال و تنبل است،
3- و دوست دارد که در همه کارهایش، او را ستایش کنند.
اصول کافى، ج 2، ص 295
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
مَن عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعرِفَتِها فَقَد أدرَکَ لَیلَةَ القَدرِ ؛
هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد، بى تردید شب قدر را درک کرده است .
بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 65
روزى حضرت على علیه السلام به حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند: آیا غذایى در خانه هست تا بخورم؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند:
… ما کان شَیْىءٌ اُطْعِمْناهُ مُذْ یَوْمَیْنِ اِلاّ شَیْىٌء کُنْتُ اُو ثِرُکَ بِهِ عَلى نَفْسى وَ عَلى ابْنَىَّ هذَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ. فَقالَ عَلِىٌّ علیهالسلام: یا فاطِمَةُ اَلاّ کُنْتِ اَعْلَمْتینى فَاَبْغیکُمْ شَیْئا؟ فَقالَت علیهاالسلام: یااَبَاالْحَسَنِ اِنّى لَأَسْتَحى مِنْاِلهى اَنْ تُکَلِّفَ نَفْسَکَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ؛
آنچه که در دو روز گذشته خوردهاید غذایى بوده که من و دو فرزندم ـ حسن و حسین ـ نخورده و براى شما نگه داشته بودیم.
حضرت على علیه السلام گفتند: چرا به من اطلاع نداده بودی تا براى شما غذایى تهیه کنم؟
حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند: اى ابوالحسن! من از خداى خود شرم دارم که خودت را به خاطر آنچه که نسبت به آن توانایى ندارى به زحمت اندازى.
تفسیر فرات کوفى: 83
حضرت فاطمه علیها السلام
امام على علیه السّلام فرمودند:
به خدا سوگند، هرگز ملتى در زندگىِ مرفّه و پر نعمتى نبوده اند و نعمت و رفاه از آنان زائل نشده است، مگر به سبب گناهانى که مرتکب شده اند، چرا که خداوند به بندگانش ظلم نمى کند. اگر مردم به هنگامى که بلاها و سختى ها بر آنان فرود مى آمد و نعمت ها از دستشان مى رفت، با نیت هاى خوب و دلى مشتاق به پروردگارشان پناه مى بردند، بى گمان هر از دست رفته اى به آنان باز مى گشت و هر فاسدى اصلاح مى شد.
نهج البلاغه، از خطبه 178 .
اخلاق و توصیه ها
داریم قدم قدم میرسیم به روز آمدنش
مردی که پدر است برای این امت!
شناسنامه است برای این ملت!
مردی که مثل او زندگی کردن،
مانند او بودن مَثَل است برای مردم …
مردی که اگر پهلوان باشی مولای توست،
و اگر ضعیف باشی آقای تو …
برایش فرق نمیکند!
علی وار زندگی کردن آرزوی همه است …
ولی یک نفر است که مانند او زندگی میکند؛
برایش فرق ندارد که هستی، مهم اینست که،
بندهی خدایی و مرید امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام …
این روزها؛
روزهای شادی یادگار حیدر کرار است،
کاش به لبخندی شادش کنیم …
آقا جان؛
ای یادگار حضرت علی (علیهالسلام)
امام على علیه السّلام فرمودند:
ألا وإنَّ الظُّلمَ ثلاثةٌ:فَظُلمٌ لا یُغفَرُ ، وظُلمٌ لا یُترَکُ ، وظُلمٌ مَغفورٌ لا یُطلَبُ ، فأمّا الظُّلمُ الذی لا یُغفَرُ فالشِّرکُ بِاللّه … وأمّا الظُّلمُ الذی یُغفَرُ فَظُلمُ العَبدِ نفسَهُ عندَ بعضِ الهَناتِ ، وأمّا الظُّلمُ الذی لا یُترَکُ فظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا .
بدانید که ظلم بر سه گونه است: ظلمى که هرگز بخشیده نمى شود ، ظلمى که بازخواست مى شود و ظلمى که بخشوده مى شود و بازخواست نمى گردد . امّا ظلمى که هرگز بخشیده نمى شود ، شرک ورزیدن به خداست … اما ظلمى که بخشوده مى شود ، ستمى است که بنده با ارتکاب بعضى گناهان کوچک به خود روا مى دارد و امّا ظلمى که بازخواست خواهد شد ، ستم بندگان به یکدیگر است .
نهج البلاغة: الخطبة 176 منتخب میزان الحکمه: 350
رذایل اخلاقی
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
قم فصل فان فی الصلوة شفاء؛
بر خیز نمازبه جا آور! پس همانا در نماز شفا است .
جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 28
اخلاق و توصیه ها-وضو ، اذان و نماز
حق الناس؛ حق الناس؛ حق الناس
به اندازه یک گندم از حسناتم کم شد
مرد بسیار متدینی از دنیا رفت، به قدری محبوب بود که اول صبح جنازه او را برداشتند و بر اثر ازدحام جمعیت، دفن او تا شب طول کشید.
بعد از دفن، او را خواب دیدند. به او گفتند: با این همه مقام و احترامى که از تو به عمل آمد، خداوند با تو چه کرد؟ و چه عملى انجام داد؟
در جواب گفت: بحمدالله خدا مرا بخشید و احسان زیادى به من کرد، ولى از همه چیز حساب کشیده می شود حتی یک دانه گندم.
روزى با حالت روزه به آسیاب دوستم که مشغول آرد کردن گندم هاى خود بود رفتم، هنگام افطار بدون اجازه دوستم، یک دانه گندم برداشتم و آن را دو نیم کردم و باز گندم را میان گندم ها انداختم.
دوستم گفت: اینها مال من نیست.
وقتى از دنیا رفتم، خداوند به حسابم رسیدگى کرد و حتى از آن یک دانه گندم هم، حساب کشید و از من مطالبه حق دوستم را نمود و از حسناتم به اندازه قیمت آن دانه گندم برداشته و به رفیقم داد.
از این جا معناى آیه
«فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره»
معلوم مى شود.
خداوند مى فرماید: «کسى که به اندازه ذره اى کار خیر انجام داده باشد، آن را مى بیند و کسى که به اندازه ذره اى شر و کار ناپسند انجام داده باشد، آن را مى بیند».
پس اى بندگان خدا! مواظب باشید «حق الناس» را ضایع نکنید، و تا فرصت دارید اگر حق کسى پیش شماست به صاحبش برسانید؛ زیرا در قیامت با دقت به حساب بندگان رسیدگى مى شود.
#_استفتائات_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
س 1042: آیا انسان میتواند در شهر دیگری معتکف شود؟
ج: اگر مسافر باشد نمیتواند مگر اینکه نذر کرده باشد در سفر روزه بگیرد؛ و بنا بر احتیاط واجب این نذر باید قبل از شروع سفر انجام گیرد.
منبع: سایت رسمی امام خامنه ای
پنج اخلاق بد که شادی زندگی شما رو کم مےکند
عیب جویی
مسخره کردن
تنبلی کردن و به تعویق انداختن کارها
پرخاشگری
قضاوت درباره دیگران
غفران پاک کننده است،،،،
وقتی تواز خداوند غفران می خواهی و استغفار می کنی،،،،،،
بااین اعتقاد همراه هستی که توزمین و دریا و آسمان هارا با ذنب وفسق و کفرت آلوده کرده ای،،،،،،
وبراین اعتقاد هستی که خداعزت وقدرت پاک سازی نظام را دارد،،،،،،
واین دستگاه رابه گونهای ساخته که آلودگی هارا تبدیل کندو بپوشاند!!!
آنچه که یک عمر خسارت انسان راجبران می کند،،،،
همین غفران و پاک سازی خداست!!!!
انسان درجریان سلوک خودبه این حالت میرسدکه؛
نه برعلم خود،نه برمعرفت ویقین خویش!
ونه برایمان وعمل خویش!
تکیه نمی کند!!!!!!
چون اینهابه اندازه ی خودماهستند!!!!
نه به اندازه ی راه ومقصدما!!!‼️
این ها بی ارزش نیستند!!!!
بلکه مرکبند!‼️
ولی مقصدچیزدیگریست!‼️
“ومالی بعدان حکمت علی نفسی الافضلک”
سوال:
اعتکاف در چه مکان هایی جایز است؟
پاسخ:
- اعتکاف در غیر از مساجد چهارگانه (اعم از جامع و غیر آن) به قصد رجاء مطلوبیت (به امید اینکه مطلوب خداوند واقع شود) مانعی ندارد.
1 - مساجد چهارگانه: مسجد الحرام، مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلّم)، مسجد کوفه و مسجد بصره
2- مسجد جامع، مسجدی است که برای اجتماع عامه مردم شهر، بنا شده، بدون این که اختصاص به گروه و محله خاصی پیدا کند.
3 - اعتکاف در مساجد دانشگاههای به قصد رجاء اشکال ندارد.
4- پشت بام مسجد در حکم مسجد است مگر اینکه احراز شود که هنگام وقفِ مسجد، پشت بام آن از وقف خارج شده است.
5- اعتکاف در حیاط مسجد اگر جزو مسجد نباشد، اعتکاف صحیح نیست.
6 - بنا براحتیاط واجب گذاردن وسائلی مانند کیف موجب حق سبقت میشود به شرط آن که از زمان گذاردن آن وسیله تا آمدن شخص زیاد فاصله نشود، به نحوی که منجر به تعطیلی مکان شود.
مطابق فتوای مقام معظم رهبری
اندازه مهر و محبّت خدای عالم به بندگانش
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
زیارت رسول اکرم حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم آرزوی او بود. برای ابن کار تصمیم گرفت به «مدینه» برود. در راه، چند جوجه ی پرنده دید. آن ها را برداشت تا به عنوان هدیه برای پیامبر خدا رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ببرد. مادرِ جوجه ها پرواز کنان از راه رسید. جوجه هایش را در دستِ مرد، اسیر دید. به دنبالِ مرد به راه افتاد. پرنده، پرواز کنان او را دنبال می کرد.
مرد به مدینه رسید. یک سره به مسجد رفت. پس از زیارت رسول خدا نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، جوجه ها را نزد ایشان گذاشت. پرنده ی مادر که به دنبالِ جوجه هایش پرواز کرده بود، به سرعت فرود آمد. غذایی را که به منقار گرفته بود، در دهانِ یکی از جوجه ها گذاشت و دور شد.
رسول خدا نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و اصحاب ایشان، این صحنه را می نگریستند. ساعتی گذشت. جوجه ها در وسط مسجد قرار داشتند. مسلمانان دورِ آن ها را گرفته بودند. در همین لحظه، دوباره پرنده ی مادر رسید. فرود آمد. غذایی را تهیّه کرده بود. آن را دهانِ جوجه ی دیگر گذاشت. پرواز کرد و دور شد.
در این هنگام، رسول گرامی اسلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم جوجه ها را آزاد فرمود.
آن گاه رو به اصحاب کرده و فرمود: « … مهر و محبّتِ این مادر را نسبتِ به جوجه هایش چگونه دیدید؟!».
اصحاب عرض کردند:« بسیار عجیب و شگفت انگیز بود ».
پیامبر خدا رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: « … قسم به خداوندی که مرا به پیامبری برگزید، مهر و محبّت خدای عالم به بندگانش، هزارانِ مرتبه از چیزی که دیدید، بیشتر است ».
منبع:
توحید و نبوّت/شهید دستغیب/ ص 133-132
شیطان هیچ وقت نمی آید انسان مومن را با بدی به سمت خود جذب کند!
یعنی هیچ وقت به یک مؤمن نمی گوید بیا شراب بخور!
بلکه در روایات داریم ممکن است به یک فرد اهل عبادت این طور تلقین کند که :
بیشتر عبادت کن یا وقتی تصمیم به استمرار در انجام عمل صحیحی را داشته باشید شیطان یک عمل بزرگتر و بهتر را پیش روی شما قرار می دهد تا از این عمل کوچک و دائمی دست بردارید…
چون شیطان خوب می داند که عمل بزرگ ، دوامش برای انجام دادن کم است.
اما انجام یک عمل مداوم اما کوچک خیلی برای شیطان سنگین است.
شیطان نگران استمرار کارها و اعمال نیک است
فرازی از فرمایشات آیت الله بهجت (ره)
زُراره از امام باقر (ع) می پرسد: خداوند کار شما را به صلاح آورد، اداى نمازها در اول وقت آن بهتر است، یا در وسط وقت، یا در آخر وقت؟ امام (ع) فرمود: در اول وقت. رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند عزّ و جلّ، کارهاى نیک را موقعى دوست دارد که در انجام آن تعجیل شود».
الکافی، ج 3، ص 274
خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود:
با زبانی که گناه نکرده ای مرا بخوان تا اجابت کنم!
موسی عرض کرد:
کدام زبان است که گناه نکرده؟!
فرمود:
تو با زبان دیگران گناه نکردی ،بگو برایت دعا کنند.
همدیگر را دعا کنیم، التماس دعا.
دانستنیهـــــــــاے مهـــــــــدویت
دین فروشــــــى
یکى علائم آخر الزمان این است که مردم از دین خارج مى شوند.
روزى امام حسین (علیه السلام) نزد امیر مومنان (علیه السلام) آمد. گروهى در گرداگرد حضرت (علیه السلام) نشسته بودند.
ایشان به آنان فرمود:
“حسین پیشواى شماست. رسول خدا او را سیّد و سرور نامیده است.
از نسل او مردى ظهور خواهد کرد که در اخلاق و چهره، شبیه من است.
او دنیا را پر از عدل و داد مى کند، چنان که پر از ستم و جور شده است.”
سؤال شد: این قیام در چه زمانى خواهد بود؟
فرمود: “افسوس! هنگامى که از دین خارج شوید.”
همچنین پیامبر گرامى اسلامى درباره ى اهمیت دین دارى در آخر الزّمان فرموده است:
“… گروهى دین خود را به بهاى ناچیز و متاع اندک مى فروشند.
کسى که در آن روز به دین خود چنگ زده و پاى بند است،
همانند کسى است که گلوله اى از آتش را در دست گرفته یا بوته اى از خار را در دست مى فشرد.
ألـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج
#دانستنیهای_مهدویت
یکى از دعاهاى حضرت فاطمه علیها السلام این بود:
اِلهى اَصْلِحْ دینى اَلَّذى هُوَ عِصْمَةُ اَمْرى وَاَصْلِحْ لى دُنْیاىَ الَّتى اِلَیْها مَعادى وَاجْعَلِ الْحَیاةَ زِیادَةً لى مِنْ کُلِ خَیْرٍ وَاجْعَلِ الْمَوْتَ راحَةً لى مِنْ کُلِّ شَرٍّ؛
بارالها! دینم را که ملاک و محور کارهاى من و دنیایم را خانه تلاش و معاش من و آخرتم را که سرانجام من به سوى آن است اصلاح فرما، و زندگیم را وسیله برکت و خیر و مرگم را وسیله رهایى و راحتى از هر شرّ و بدى قرار ده.
[فلاح السائل: 238.]
گهرهای فاطمی علیها السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
کنفرانس علما بغداد!
* ملک:
جناب آقای علوی، شما گفتید که ابوبکر اسائه ادب نمود به فاطمه زهراء دختر رسول خدا صلی الله علیه و اله؟چه اسائه و بی ادبی نموده به فاطمه؟
علوی:
ابوبکر بعد از اینکه با زور شمشیر و تهدید از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و خالد بن ولید و ابو - عبیده جرّاح با چند نفر منافق دیگر را فرستاد بدرب خانه علی و فاطمه علیهما السّلام و عمر دستور داد، هیزم آوردند و آتش زد درب خانه فاطمه را، خانه ای که چه بسیار میشد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله درب آن میایستاد و میفرمود:
السّلام علیکم یا اهل بیت النبوّه، “"سلام بر شما ای خاندان نبوّت “”
و گاهی آن قدر میایستاد تا اذن ورود داده میشد، یک چنین خانه ای را آتش به دربش زد و هنگامی که فاطمه پشت درب خانه آمد تا عمر و همراهیانش را ردّ کند، عمر، فاطمه را بین درب و دیوار چنان فشاری سخت داد که منجر به سقط جنین شد و میخ درب خانه به سینه مبارکه حضرتش فرو رفت و صدای ناله بی بی حضرت فاطمه بلند گشت و فرمود:
ابتاه یا رسول اللّه انظر ما ذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافة
عمر نگاهی باطرافیان خود کرد و گفت: بزنید فاطمه را!همراهیانش با او هجوم آوردند و آن قدر با تازیانه زدند به حبیبه رسول خدا صلوات اللّه علیهما که بدن مقدّسش ورم کرد (و پهلوی مبارکش) شکست) و آن چنان شدّت یافت که بی بی بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد و سخت علیله و محزون گردید، تا پس از اندک مدّتی شهیده شد به دست عمر
عباسی:
جدّا، عجب دروغ بزرگی؟
علوی:
آنچه را میگویم همه و همه راست و صحیح و با دلیل، به شهادت تاریخ.
* ملک: (با یک چهره درهم شده توام با شگفتی) از وزیر پرسید:
آیا صحیح است آنچه را که آقای علوی بیان داشت؟
وزیر:
بلی، من در تاریخ دیدهام آنچه را که آقای علوی ذکر نمودند و لکن ندیدهام در تاریخ که عمر فاطمه را میانه در و دیوار فشار داده باشد؟
* ملک: نگاهی به آقای علوی نمود و گفت:
از کجا این مطلب را گفتید و چه مدرکی دارید بر صحّت آن؟
قسمت سی و سوم
ادامه دارد…..
_________________
#راهی_به_سوی_حقیقت
_________________
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
دانستنیهـــــــاے مهــــــــدویت
ویژگیهای یاران خاص حضرت مهدی (عج)
نخستین بیعت کنندگان
امام صادق(ع) فرمود: إِنَّ أَوَّلَ مَنْ یُبَایِعُ لالْقَائِمَ(عج) جَبْرَئِیلُ(ع)؛ [1] نخستین کسی که با قائم بیعت میکند جبرئیل است.
امام باقر(ع) در بارة نخستین کسانی که پس از فرشتة وحی بیعت میکنند فرمود:
یُبَایِعُ الْقَائِمَ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ نَیِّفٌ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فِیهِمُ النُّجَبَاءُ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ الْأَخْیَارُ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَیُقِیمُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یُقِیمَ؛[2]
[1]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص671، ح 18.
[2]. طوسی، کتاب الغیبة، ص476.
برگرفته از درسنامه مهدویت استاد سلیمیان
آداب معامله
رسول خدا “ص” فرمودند:
هر کس که خرید و فروش میکند، باید پنج چیز را رعایت کند و الا با او معامله نکند.
1. ربا در کارش نباشد.
2. قسم نخورد.
3. چیزی را که میفروشد عیبش را بگوید.
4. اگر چیزی را میفروشد، آن را تعریف نکند.
5. اگر میخرد، آن را مذمت نکند.
#پیامبر_اعظم “ص”
#مکاسب_به_زبان_ساده_و_روان
بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی علیه السلام و ترک دنیاى حرام!
ضرار بن ضمرة ضبایى از یاران امام به شام رفت بر معاویه وارد شد .
معاویه از او خواست از حالات امام بگوید ،
گفت على علیه السلام را در حالى دیدم که شب ، پرده هاى خود را افکنده بود ، و او در محراب ایستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مار گزیده ، به خود مى پیچید ، و محزون مى گریست و مى گفت :
اى دنیا ! اى دنیاى حرام! از من دور شو ، آیا براى من خود نمایى مى کنى ؟
یا شیفتة من شده اى تا روزى در دل من جاى گیرى ؟
هرگز مبادا غیر مرا بفریب ، که مرا در تو هیچ نیازى نیست ، تو را سه طلاقه کرده ام ، تا بازگشتى نباشد ، دوران زندگانى تو کوتاه ، ارزش تو اندک و آرزوى تو پُست است .
️ آه از توشة اندک ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قیامت !
هیْهَاتَ غُرِّى غَیْرِى لَا حَاجَةَ لِى فِیکِ قَدْ طَلَّقْتُکِ َلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِیهَا فَعَیْشُکِ قَصِیرٌ وَ خَطَرُکِ یَسِیرٌ وَ أَمَلُکِ حَقِیرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ .
حکم نهج البلاغه
______________________
#داستان
______________________
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
ﺩﺭﻭﻏﻬﺎﻯ ﺣﺮﺍﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻬﻞ ﺍﻧﮕﺎﺭﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭﻭﻏﻬﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﻬﻞ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ، ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: ﻛﺴﻰ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ ﺑﺮ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﻛﻞ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﻜﻠﻴﻒ ﻛﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﻭ ﺍﻭ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﻳﺪ: ﺍﺷﺘﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ (ﺑﺪﻭﻥ ﻏﺮﺽ ﺻﺤﻴﺢ ﺷﺮﻋﻰ، ﻣﺜﻞ ﺁﻧﻜﻪ: ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﻡ ﺩﺍﻧﺪ.)
ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭﻭﻏﻬﺎﻯ ﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﻛﻪ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺷﺪﻳﺪﻩ، ﻭ ﻏﺎﺋﻠﻪ ﺁﻥ ﻋﻈﻴﻢ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺧﺪﺍﺧﻠﺎﻑ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ. ﻭ ﺍﺯ ﻋﻴﺴﻰ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: «ﺍﻳﻦ ﺍﻋﻈﻢ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ».
? #معراج_السعاده
یک نکته یک پند
شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلابی آمد و گوسفندان و اموالش را برد. وی به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد؟ پسر گفت: ای پدر! این آبی است که در شیر داخل می کردی که اندک اندک جمع شد و هر چه داشتیم برد.
«وَ ما أصَابَکُم مِن مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَت أیدیکُمْ…»؛ «هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده اید.»
امروز : دروغ
>>> کار اهل جهنم
مردی به حضور وجود مقدس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد و از کار اهل جهنم پرسید.
پیغمبر فرمودند : دروغ گفتن.
اگر اهل جهنم راست گو و با حقیقت بودند به آتش جهنم نمی سوختند. دروغ گو –آبروی خود را می برد- و از حق دور می شود و به گناهان بسیار ، آلوده می گردد و کسی که چنین شد، آتش خشم خدای در انتظار او خواهد بود.
سخن آسمانی در موضوع دروغ
1- حضرت امام محمد (باقر علیه السّلام) می فرمایند :
إنَّ الکِذبَ هُوَ خَرابُ الایمان.
براستی که دروغ ، ویران کننده ی ایمان است.
(بحارالأانوار : 72/247/8 – منتخب میزان الحکمه : 484)
2- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند :
حَسبُکَ مِنَ الکِذبِ أن تُحَدِّثَ بِکُلِّ ما سَمِعتَ.
برای دروغگویی، تو را همین بس که هرچه می شنوی بازگو کنی.
(تنبیه الخواطر : 2/122 - منتخب المیزان الحکمه : 486)
3- حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) می فرمایند :
اِعتیادُ الکِذبِ یُورِثُ الفَقرَ.
اعتیاد به دروغگویی ، فقر می آورد.
(بحارالأنوار : 72/261/36 – منتخب المیزان الحکمه : 486)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
آفَةُ الجَمالِ الخُیَلاءُ ؛
آفت زیبایى غرور است .
بحار الأنوار : 77 / 59 / 3
رذایل اخلاقی
کشور را با نیروهای نظامی نمیشود اداره کرد
اهل فاکتورسازی و روغنمالی نباشید
آیتاللهالعظمی جوادیآملی در جلسه درس اخلاق این هفته:
مطمئن باشید که خواندن بعضی از این دعاهای نورانی ماه رجب، یک سواد دقیقتری میخواهد، یک علم بیشتری میخواهد، این دعای نورانی پُربرکت ماه رجب، این طور نیست که با هفت هشت سال درس خواندن حل بشود، این یک جان کَندن میخواهد.
حضرت امیر فرمود: مظلوم هیچ کسی را ندارد، در ناله و در دعا موحّد است، دعای هیچ موحّدی بیاجابت نیست. هیچ کس نگفت خدا که دستش خالی برگردد، ذات اقدس الهی از مظلوم حمایت میکند.
این بیان از لطایف ادعیه ائمه(علیهم السلام) است، دعای خالصانه هیچ ممکن نیست اجابت نشود؛ حالا یا عین آن مطلب اجابت میشود اگر حکمت است، اگر مصلحت نیست مشابه آن به این شخص داده میشود. اینکه وجود مبارک امام سجاد هم می فرماید ما دستی را که به دعا بلند می شود، سپس به صورت میمالیم برای این است که این دست از جای بلندی آمده و هرگز خالی برنگشت.
یک بیان نورانی دیگر حضرت امیر دارد که یک ملت باید آزاده باشد، سیلیخور و سنگخور دیگری نباشد، اما هر جا سنگ آمد فوراً همانجا برگردانید، مگر نمیخواهید مستقل باشید؟! حضرت می فرماید: امضا کردن ستم, زیر بار ظلم رفتن، در مرام ما نیست. حضرت فرمود شما در برابر ظلم ساکت نباشید نه اهل ادهان باشید نه اهل ایهان; ادهان یعنی روغنمالی, این همه قاچاق که وارد میشود برای اینکه اینها روغنمالی میکنند. فرمود اهل فاکتورسازی و روغنمالی نباشید در کارتان جدّی باشید و مسامحه نکنید.
کشور را با نیروهای نظامی نمیشود اداره کرد بلکه با عقل و عدل میشود اداره کرد. یاد خدا، نام خدا،در هر قیام و قعودی آن کشور را اداره میکند. در قرآن خداوند فرمود در نام من و یاد من, سُستی به خود راه ندهید. در این نامه هم حضرت فرمود اگر کسی مظلوم واقع شد این یک آه میکشد بین آهِ او و رسیدن به بارگاه ملکوتی خدا هیچ حجابی نیست، لذا این دعا اثر دارد. ظلم گر چه همه جا حرام است و جزء گناهان کبیره است، اما آن ظلمی که به مظلومی میشود که هیچ پناهی جز خدا ندارد، از آن باید بترسید چون او که آه میکشد، جز خدا کسی را نمیخواهد.
انسان براى رسیدن به کمالات مادى و معنوى، به غیر خودنیازمند است و باید به یک مبدا خبیر و قادر تکیه کند ، آن حقیقت ثابت و پایدار و همیشگی ،ذات پاک خداوند است که هیچ چیز نمی تواند قدرتش را محدود کند، و هر کس که تکیه بر ذات پاکش کند تکیه بر جای مطمئنی کرده است.
در بیان بلند امام جواد علیه السلام آمده است:
تکیه بر خدا بهای هر متاع گران قیمت و نردبان هر مقام متعالی و متکاملی است: ألثِّقة بِالله ثَمنْ لِکلّ غالٍ وسُلّم إلی عالٍ
دل در گرو دوست داشتن و اسیر عشق کوی او بودن خوش است
امام جواد (ع) در این زمینه می فرماید:
اَلقَصدُ اِلی اللّهِ تَعالی بالقُلُوبِ اَبلَغُ مِن اِلقابِ الجَوارِحِ بِالاَعمالِ ،
آهنگ خدا را در دل داشتن، رساتر است از آن که اعضاء و بدن را با انجام اعمال به رنج و زحمت اندازیم،
و فرمود: لاتکن وَلِی اللّهِ فِی العَلانیه وَ عَدُوّاً لَهُ فِی السِّرِ ،
نباش دوست خدا در آشکار و علنی و دشمن خدا در (باطن) و پنهان (یعنی با زبان اظهار دوستی، ولی با رفتار خود، اظهار دشمنی کنی).
امام محمد تقی (علیه السلام):
برترین عمل شیعیان ما انتظار فرج است. هر کس این امر را بداند و آن را بشناسد، با همین انتظار در کارش گشایش و فرج مىشود
-بحارالانوار، ج 52، ص 110?
#مناجات
وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَیَّ بِالْکَرَامَةِ لَدَیْکَ، وَ الصَّلاةِ مِنْکَ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
خدایا پدر و مادر مرا به کرامت نزد خود و درود از جانب خود مخصوص گردان. اى ارحم الراحمین.
صحیفه سجادیه ، دعای بیست و چهارم
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
کنفرانس علما بغداد !
* ملک توجهی به عباسی کرد و گفت:
چه میگویی درباره قضیه خالد بن ولید ؟
عباسی گفت:
ابوبکر مصلحت چنان دیده که مانع حدّ خوردن خالد شود.
علوی:
جدّا تعجب است، حقّا تعجّبست ؟ سبحان اللّه، چه مصلحتی اقتضا داشت که خالد، یک نفر شخص نیکوکار جلیل القدر را بقتل برساند و با همسر او بلا فاصله زنا کند و بدون حدّ و عقوبت بماند و در حمایت ابوبکر قرار گیرد ؟
بنوعی که او را سرپرست و رئیس لشکر نماید و درباره اش بگوید:
سیف سلّه اللّه
خالد شمشیریست که خداوند او را کشیده
آیا شمشیر خدا، کفّار را میکشد، یا مؤمنین را میکشد و آیا شمشیر خدا حفظ مینماید حیثیت و آبروی خانوادگی و ناموس مسلمان را، یا عمل نامشروع انجام میدهد با ناموس مسلمانان؟
عباسی:
معذرت میخواهم جناب آقای علوی، همه میدانیم که ابوبکر خطا و اشتباه بزرگی را مرتکب شد و لکن عمر جبران کرد اشتباه او را.
علوی:
بلی، آقای عباسی، جبران اشتباه آنست که حدّ زنا بزند به خالد و سپس او را بکشد برای آنکه مسلمانان با ایمان را کشته و میدانیم که عمر چنین نکرد، پس عمر خطا کرد همانند ابوبکر که مرتکب خطا شد ! !
قسمت سی و دوم
ادامه دارد…..
_________________
#راهی_به_سوی_حقیقت
_________________
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
بسم الله الرحمن الرحیم
از دوستی با شرور پرهیز کن!
الإمام الجواد علیه السلام
إیّاکَ ومُصاحَبَةَ الشِّرّیرِ ، فَإِنَّهُ کَالسَّیفِ المَسلولِ یَحسُنُ مَنظَرُهُ ویَقبُحُ أثَرُهُ .
امام جواد علیه السلام
از همنشینى با شرور بپرهیز؛
چرا که مانند شمشیر آخته ، خوشْ منظر و زشتْ اثر است…
الدرّة الباهرة : ص 40 .
____________________
#حدیث_اخلاقی
_____________________
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
احادیث ارزشمند از امام جواد علیه السلام
_ امام جواد علیه السلام : مؤمن به سه چیز محتاج است: 1 ـ توفیق الهى، که کارها را بخوبى به پیش ببرد. 2 ـ واعظ درونى که هرلحظه او را پند و انذار دهد. 3 ـ پذیرش نصحیت کسى که او را پند مى دهد. تحف العقول، ص 729
_ امام جواد علیه السلام فرمود: سه چیز است که اگر در کسى باشد سبب خوشنودى خداست: زیاد استغفار کردن و همنشینى خوب زیاد صدقه دادن و سه چیز است که هرکس دارا باشد پشیمان نمى شود : پرهیز از عجله و شتاب مشورت در کارها توکل بر خدا وقتى تصمیم به انجام کارى گرفت. الفصول المهمه 274/275
_ امام جواد علیه السلام فرمود: از رفاقت با تبهکار بپرهیز که مانند شمشیر، ظاهرى خوب واثرى زشت دارد. بحار، ج 17، ص 214
امام جواد علیه السلام فرمود: هر کس بدون آگاهى کار کند، بیش از آنکه درست کند، خراب مى کند. بحار 78/346
ولادت با سعادت امام جواد علیه السلام بر شما مبارک
#شهید_هادی_ذوالفقاری
#شوخ_طبعی
همیشه روی لبش لبخند بود. نه از این بابت که مشکلی ندارد. من خبر داشتم که او با کوهی از مشکلات در خانواده و… دست و پنجه نرم می کرد که اینجا نمی توانم به آنها بپردازم.
اما هادی مصداق واقعی همان حدیثی بود که می فرماید: مومن شادی هایش در چهره اش و حزن و اندوهش در درونش می باشد.
بار اولی که هادی را دیدم، قبل از حرکت برای اردوی جهادی بود. وارد مسجد شدم و دیدم جوانی سرش را روی پای یکی از بچه ها گذاشته و خوابیده.
رفتم جلو و تذکر دادم که اینجا مسجد است، بلند شو. دیدم این جوان بلند شد و شروع کرد با من صحبت کردن. اما خیلی حالم گرفته شد. بنده خدا لال بود و با اَده اَده کردن با من حرف زد.
خیلی دلم برایش سوخت. معذرت خواهی کردم و رفتم سراغ دیگر رفقا. بقیه بچه های مسجد از دیدن این صحنه خندیدند!
چند دقیقه بعد یکی دیگر از دوستان وارد شد و این جوان لال با او همانگونه صحبت کرد. آن شخص هم خیلی دلش برای این پسر سوخت.
ساعتی بعد سوار اتوبوس شدیم و آماده حرکت، یک نفر از انتهای ماشین با صدای بلند گفت: نابودی همه علمای اس…
بعد از لحظه ای سکوت ادامه داد: نابودی همه علمای اسراییل صلوات
همه صلوات فرستادیم. وقتی برگشتم باتعجب دیدم آقایی که شعار صلوات فرستاد همان جوان لال در مسجد بود!
به دوستم گفتم: مگه این جوان لال نبود!؟
دوستم خندید و گفت: فکر کردی برای چی توی مسجد می خندیدیم. این هادی ذوالفقاری از بچه های جدید مسجد ماست که پسر خیلی خوبیه، خیلی فعال و در عین حال دلسوز و شوخ طبع و دوست داشتنی است. شما رو سرکار گذاشته بود!!
بهبهانه سالگرد شهادت آیتالله صدر
نبوغ علمی و فکری شهید صدردر ده سالگی
#حوزه /دستاوردهای فکری و عملی عمر 46ساله شهید سیدمحمدباقر صدر آنقدر شگفت و خارقالعاده است که برای آشنایان راهی جز اینکه او را نابغه بخوانند، باقی نگذاشته است.
خبرگزاری «حوزه» در آستانه سالگرد شهادت شهید صدر در ١٩فروردین، چکیدهای از نشانههای نبوغ علمی و فکری این شهید را در عرصههای مختلف منتشر می کند.
او هنوز به ده سالگی نرسیده بود که سه کتاب نوشت؛ یکی در علم منطق، یکی درباره زندگی ائمه و دیگری درباره اعتقادات اسلامی به نام «العقیدة الالهیة فی الإسلام». شوربختانه هیچ کدام از این کتابها به دست ما نرسیدهاند، اما خود او در کتاب «فدک فی التاریخ» از کتاب «العقیدة الإلهیة» نام میبرد و مینویسد: «حق آن است که همه مراتب علم و صورتهای ادراک شده، مجرد هستند؛ اما مراتب تجرید آنها تفاوت دارد…ما این رویکرد را در کتابمان «العقیدة الالهیة فی الاسلام» توضیح دادهایم». «فدک فی التاریخ» نیز که نمونهای کمنظیر در روش بحث از مسائل اختلافی میان مذاهب است در سیزدهسالگی شهید صدر به رشته تحریر درآمده است.
شهید صدر هنوز به بلوغ نرسیده بود که به اجتهاد رسید و از جمعی از اساتیدش تا پیش از چهاردهسالگی اجازه اجتهاد گرفت. بعدها به برخی از شاگردانش گفته بود که من هیچ گاه در دوران تکلیفم تقلید شرعی نکردم. برای اولین بار در ١٩سالگی نظرات اصولیش را در کتاب «غایة الفکر» به چاپ رساند. ٢4 ساله بود که تنها در ده ماه، برای مبارزه با شیوع کمونیسم در جهان اسلام و ارائه جهانبینی اسلام در برابر مکاتب شرقی و غربی، دست به نگارش «فلسفتنا» زد؛ کتابی که مورد استقبال شگفت علمای جهان اسلام واقع شد و هنوز هم از کتابهای کمنظیر در معرفی اندیشه اسلامی است.
کتاب بینظیرش یعنی «اقتصادنا» را در ٢5سالگی تألیف کرد؛ کتابی که به اذعان کارشناسان اقتصادی با گذشت 6٠سال از تألیف آن همچنان در عرصه نظامسازی و ارائه نظریه اسلام در اقتصاد بیمانند است. این دو کتاب از همان زمان در سراسر جهان اسلام مورد استقبال قرار گرفت و همه نواندیشان مسلمان را با هر مذهبی به خود جذب کرد. در همان دوران عالمی سنیمذهب چون شیخ محمد المبارک، با نقد کتابهای بزرگانی مانند سید قطب و ابوالأعلی مودودی، در مدح اقتصادنا چنین مینویسد: «اقتصادنا، اثر اندیشمند و پژوهشگر اسلامی سید محمدباقر صدر، اولین و در نوع خود یگانه تلاش علمی است که برای استخراج نظریه اقتصادی اسلام از شریعت و از رهگذر بررسی و ارائه تفصیلی احکام دینی، انجام شده است. نویسنده در این اثر اصالت فقهی را با مفاهیم و اصطلاحات علم اقتصاد، جمع کرده است…».
شهید صدر در کنار تلاشهای علمی از جامعه برکنار نبود و همزمان به فعالیتهای سیاسی نیز میپرداخت. برای نمونه در٢٣سالگیاش در کنار شخصیتهایی چون شهید سیدمهدی حکیم و علامه عسکری، حزبالدعوة را تأسیس کرد و در همان سالها مبانی قانون اساسی در حکومت اسلامی را برای حزب به نگارش درآورد.
این مختصر، تنها چکیدهای از نشانههایی است که میتواند نشاندهنده نبوغ علمی و فکری شهید صدر در عرصههای مختلف باشد. اما برای دریافتی کامل از این نبوغ باید به آثار شهید صدر در ریاضیات، فلسفه، اصول، فقه، تفسیر، تاریخ و دیگر علوم مراجعه کرد. 1
شهید صدر در کلام رهبر معظم انقلاب دامظله:
مرحوم آقای صدر به معنای واقعی کلمه یک نابغه بود. ما در زمینهی مسائل فکری و اسلامی و در زمینهی فقه و اصول و بقیهی چیزها آدمهای پیشرفته زیاد داریم؛ منتها نابغه خیلی نادر است. ایشان جزو نادرهایی بود که حقیقتاً نابغه بود. ذهن و فکر ایشان فراتر از کارهایی که دیگران میکنند، حرکت میکرد…
در میان چهرههای برجستهی حوزههای علمیه در دهههای اخیر مرحوم آیتالله شهید سید محمدباقر صدر (قدس الله روحه) یکی از ممتازترین و شگفتانگیزترین آنهاست.
او بیشک یک نابغه و یک ستاره درخشان بود. از جنبه علمی، جامعیت و تحقیق و نوآوری و شجاعت علمی را یکجا دارا بود. در اصول، در فقه، در فلسفه و در هر آنچه با این دانشها ارتباط مییابد در زمره بنیانگذاران و صاحبان مکتب محسوب میشد.
استعداد خارقالعاده و پشتکار کمنظیر او از وی عالم ذوفنون و ژرفنگری پدید آورده بود که دید نافذ و ذهن جستجوگرش در آفاق علوم متداول حوزهها محصور نمانده و هر آنچه را که برای یک مرجع بزرگ دینی در دنیای متنوع امروز سزاوار است به حیطه تحقیق و مطالعه کشیده بود و سخنی نو و فکری بکر و اثری ماندگار در آن میآفرید.
1. محمدباقر الصدر؛ السیرة والمسیرة فی حقائق ووثائق.
منبع: پژوهشگاه تخصصی شهید صدر
#صدر
نسخه ای برای رفع مشکلات حل امور دنیوی و اخروی
از :شیخ بهایی
از مرحوم شیخ بهایی نقل شده است که هر کس را امور مهم دنیوی یا اخروی پیش آمده باشد
_به مدت ده روز بعد از نماز صبح قبل از آن که با کسی تکلم کند این دعا را ده بار بخواند:
یا مُفَتِّحَ الابْوابِ یا مُقَلِّبَ القلوبِ و الاَبصارِ یا دَلیلَ المُتَحَیِّرین یا غِیاثَ المُستَغیثین اَغِثْنی،تَوَکَلّتُ علیک یا ربِّ و اُفَوِّضُ امری اِلیک،لا حولَ ولا قوّةَ الاّ بااللّٰهِ العلیِّ العظیم،اللّٰهمُ صلّ علی روحِ محمّدٍ بینَ الارواحِ و علی جَسَدِهِ بینَ الاجسادِ و علی قَبرِهِ بینَ القُبورِ وعلی اِسمِهِ بینَ الاسماءِ،برحمتک یا ارحم الراحمین و صلّی اللّٰهُ علی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ
_سپس به سجده رود و حاجت خود را ذکر کند؛همانا خدای مهربان سریعاً حاجتش را اجابت می فرماید.
منبع:رهنمای گرفتاران،ص 26
رفع اختلال فکر و حواس
در «حلیه المتقین» آمده:
حضرت امام جعفر صادق (ع) به شخصی که دچار اختلال فکر و حواس گردیده بود فرمودند:
هر شب هنگام خواب این دعا را بخوان:
«بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ، اَمَنتُ بِاللهِ وَ کَفَرتُ بِالطّاغُوتِ ، اَللهُمَّ احفَظنی فی مَنامی وَ فی یَقَطَتی، اَعُوذُ بِعِزِّهِ اللهِ وَ جَلالِهِ مِمّا اَجِدُ وَ أَحذَرُ».
منبع: حلیه المتقین
قومی که عمر جاوید خواستند (مرگ)
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
در روزگاران گذشته، قومی نزد پیامبر خود آمدند و گفتند: از خداوند بخواه مرگ را از میان ما بردارد. آن پیامبر دعا کرد و خداوند استجابت فرمود و مرگ را از میان آنان برداشت. با گذشت ایام، به تدریج جمعیت آنها زیاد شد، به طوری که ظرفیت خانه ها گنجایش افراد را نداشت. کم کم کار به جایی رسید که سرپرست یک خانواده صبح زود از خانه بیرون می رفت تا برای پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ و دیگر افراد تحت تکلفش، نان و غذا تهیه و به ایشان رسیدگی کند. این مسئله موجب شد که افراد فعال، از کار و کسب و طلب معاش زندگی باز بماندند. ازاین رو، ناچار نزد پیامبر خویش رفتند و از وی خواستند آنها را به وضع سابقشان باز گرداند و مرگ را میان آنان برقرار کند. پیامبر دعا کرد و خداوند دعای او را اجابت فرمود و مرگ و اجل را در میان ایشان برقرار کرد
بحارالانوار، ج 6، ص
امام جواد علیه السلام:
هر کس برادرش را پنهانی پند دهد، او را آراسته است و هر که او را آشکارا موعظه کند، بدنام و بی آبرویش کرده است.
کشف الغمّه، ج 2، ص 350
حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی
برنامه #سمت_خدا ، مورخ 95/02/08
فلسفهی غیبت چیست؟ اولا عرض میکنم که ما معلوم نیست همهی فلسفهها و رازهای مسائل را بدانیم، راز پنهان زیستی امام زمان چیست، آیا ما باید همه اش را کامل بدانیم؟ خیلی از اوقات ممکن است درک فلسفهی یک موضوع در سطح مخاطب نباشد یا صلاح نباشد حضرت موسی با آن مقامش وقتی که حضرت خضر میآید فلسفهی این که جناب خضر این کشتی را سوراخ میکند نمیداند پیش خودش هم یک قضاوتی میکند که چه کار میکنی کشتی مردم را سوراخ میکنی سوارکرده سوراخ هم میکنی؟ یا وقتی جناب خضر میآید میگوید این دیوار را اصلاح بکنید روستایی که به ما غذا ندادند بیرونمان کردند حالا مزدشان بدهیم؟ در ارتباط با حضرت حجت هم کلیتش در روایات ما گفته شده است که این قصه سرّی از اسرار الهی است مثل خیلی از اسرار دیگر که ما نمیدانیم یا عقلمان قد نمیداند یا صلاح نیست این موضوع بیان شود.
تعجب عزرائیل
حضرت سلیمان (علیه السلام) روزی نشسته بود و ندیمی با وی.
ملک الموت (عزرائیل ) درآمد و تیز در روی آن ندیم می نگریست.
پس چون عزرائیل بیرون شد، آن ندیم از حضرت پرسید که این چه کسی بود که چنین تیز در من می نگریست؟
حضرت گفت ملک الموت بود.
ندیم ترسید.
از حضرت خواست که باد را فرمان دهد تا وی را به سرزمین هندوستان برد تا شاید از اجل گریخته باشد.
حضرت سلیمان (علیه السلام) باد را فرمان داد تا ندیم را به هندوستان برد.
پس در همان ساعت، ملک الموت باز آمد.
حضرت از وی پرسید که آن تیز نگریستن تو در آن ندیم ما، برای چه بود؟
گفت عجب آمد مرا که فرموده بودند تا جان وی، همین ساعت در زمین هندوستان قبض کنم.
حال آن که مسافتی بسیار دیدم میان این مرد و میان آن سرزمین.
پس تعجب می کردم تا خود خواست بدان سرعت، به آنجا رود.
کشف الاسرار و عدة الابرار، رشید الدین میبدی
#نشاط دل، چگونه؟
امروزه گلایه داریم که #مهر و #محبت ها کم شده است. راهکار #اهل_بیت علیهم السلام:
ملاقات همدیگر،
نیکو سخن گفتن.
امام #صادق(ع) خطاب به #شیعیان فرمود:
به #دیدار همدیگر بروید تا دلها #نشاط گیرد و در آنجا سخنان ما را نقل کنید؛ زیرا سخنان ما مایه #مهربانی شما خواهد بود.
کلینی، کافی، ج2، ص186
یـــــــــــک تلنـــــــــــگر
چگونه ظهور را به تعویق نیندازیم؟!
یه جمله رو قاب کنیم بزنیم گوشه ی ذهنمون
هر وقت خواستیم عملی انجام بدیم?
یه نگاهی به این تابلو بندازیم
…….دونه……..
……….دونه……….
…………..گناه ……….
…………….."من"……….
……………….لحظه ……….
……………………لحظه…………
……………….ظهور…………..
…..مهدی فاطمه…………
.روعقب………………..
میندازه…………….
#حدیث روز
امام على علیه السلام:
مَن أکَلَ الطَّعامَ عَلَى النَّقاءِ، وأجادَ الطَّعامَ تَمَضُّغاً، وتَرَکَ الطَّعامَ وهُوَ یَشتَهیهِ، ولَم یَحبِسِ الغائِطَ إذا أتى؛ لَم یَمرَض إلاّ مَرَضَ المَوتِ.
هرکس در گرسنگى کامل، غذا بخورد،
غذا را خوب بجَوَد،
درحالىکه هنوز میل خوردن دارد، غذا را واگذارد و
چون احساس قضاىحاجت کرد، آن را محبوس ندارد،
بههیچ بیمارىاى جز بیمارى مرگ، مبتلا نمىشود.
مکارمالأخلاق، ج1، ص314، ح 1003
_____________
پوست نازک و تحمل آتش
امام على علیه السلام:
اعلَموا اَنَّهُ لَیسَ لِهذَا الجِلدِ الرَّقیقِ صَبرٌ عَلَى النّارِ، فَارحَموا نُفوسَکُم فَإِنَّکُم قَد جَرَّبتُموها فى مَصائِبِ الدُّنیا. أَفَرَأَیتُم جَزَعَ أَحَدِ کُم مِنَ الشَّوکَةِ تُصیبُهُ وَالعَثرَةِ تُدمیهِ وَالرَّمضاءِ تُحرِقُهُ؟! فَکَیفَ إِذا کانَ بَینَ طابِقَینِ مِن نارٍ ضَجیعَ حَجَرٍ، وَقَرینَ شَیطانٍ؟
بدانید که این پوست نازک تحمل آتش را ندارد، پس به خودتان رحم کنید، شما در مصیبتهاى دنیا آزمایش کرده اید که وقتى خارى به بدن یکى از شما میرود و یا به زمین میخورد و خونى میشود و یا شنهاى داغ پایش را میسوزاند چگونه بیتابى میکند؟! پس، چگونه خواهد بود اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد و هم بسترش سنگ و همدمش شیطان باشد؟!
#نهج البلاغه، خطبه183
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
هرکس یک مساله شرعی از احادیث ما پیرامون حلال و حرام و مسائل دینی اش را بیاموزد خدای تعالی هزار گناه او را بیامرزد و شهری از طلا به وسعت دنیا برایش در بهشت بنا کند و به عدد هر موئی که در بدنش قرار دارد برایش حج مقبول می نویسند.
بحارالانوار جلد 1 صفحه 214
علم و دانش
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
ثلاثة لایتقبل الله - عز و جل - لهم بالحفظ، رجل نزل فى بیت خرب ، و رجل صلى على قارعة الطریق و رجل ارسل راحلته و لم یستوثق منها ؛
سه طایفه هستند که خداوند دعاى آنها را براى حفظ و سلامتى نمى پذیرد:
1 - کسى که زیر دیوار و سقف شکسته منزل کند.
2 - کسى که در وسط جاده نماز بخواند.
3 - کسى که مرکب خود را رها کند و آن را نبندد.
الخصال ، ج 1، ص 141 ؛ بحارالانوار، ج 76، ص 157
وضو ، اذان و نماز-دعا، نیایش و زیارت
امام علی علیه السّلام فرمودند:
اَلنّاسُ فِی الدُّنْیا عامِلانِ: عامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیا لِلدُّنْیا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْیاهُ عَنْ آخِرَتِهِ، یَخْشی عَلی مَنْ یَخْلُفُهُ الْفَقْرَ وَ یَأْمَنُهُ عَلی نَفْسِهِ فَیُفْنی عُمُرَهُ فی مَنْفَعَةِ غَیْرِهِ وَ عامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیا لِما بَعْدَها، فَجاءَهُ الَّذی لَهُ مِنَ الدُّنْیا بِغَیْرِ عَمَلٍ، فَاَحْرَزَ الْحَظَّیْنِ مَعا وَ مَلَکَ الدّارَیْنِ جَمیعا، فَاَصْبَحَ وَجیها عِنْدَ اللّه ، لا یَسْاَلُ اللّه حاجَةً فَیَمْنَعُهُ.
مردم در دنیا دو گونه کار می کنند: یکی تنها برای دنیا کار می کند، تا جایی که کار دنیا او را از آخرت باز می دارد. او با این که خودش بی نیاز است، نگران فقر بازماندگان خود است و عمرش را در راه سودرسانی به دیگران فنا می کند. دیگری در دنیا برای آخرت کار می کند و روزی دنیایی بدون تلاش برایش می رسد و از بهره دنیوی و اخروی با هم برخوردار شده، هر دو دنیا را با هم دارد. در نتیجه در پیشگاه خداوند آبرومند است و هر حاجتی از خدا بخواهد، بر می آورد.
نهج البلاغه، قصار 269
اوصاف و اقسام مردم
جایگاه خود را نزد امام زمان علیه السلام، چگونه تشخیص دهیم؟
عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ علیه السلام: لَا تَنْسَنِی مِنَ الدُّعَاءِ! قَالَ: أَ وَ تَعْلَمُ أَنِّی أَنْسَاکَ؟ قَالَ: فَتَفَکَّرْتُ فِی نَفْسِی وَ قُلْتُ هُوَ یَدْعُو لِشِیعَتِهِ وَ أَنَا مِنْ شِیعَتِهِ. قُلْتُ: لَا، لَا تَنْسَانِی. قَالَ: وَ کَیْفَ عَلِمْتَ ذَلِکَ؟ قُلْتُ: إِنِّی مِنْ شِیعَتِکَ وَ إِنَّکَ لَتَدْعُو لَهُمْ. فَقَالَ: هَلْ عَلِمْتَ بِشَیْءٍ غَیْرِ هَذَا؟ قَالَ: قُلْتُ: لَا. قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَا لَکَ عِنْدِی فَانْظُرْ إِلَى مَا لِی عِنْدَکَ.
حسن بن جهم گفت: به حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام عرض کردم: ما را از دعا فراموش نفرمایید!
فرمود: آیا فکر می کنی که تو را از دعا فراموش می کنم؟
حسن گفت: با خودم فکر کردم که این بزرگوار برای شیعیانش دعا می کند، من هم که از شیعیانش هستم، پس برای من نیز دعا می کند، لذا به حضرت عرض کردم: من فکر نمی کنم که شما مرا از دعا فراموش کنید.
فرمود: از کجا فهمیدی که تو را از دعا فراموش نمی کنم؟
عرض کردم: من شیعه شما هستم، شما هم برای شیعیانتان حتما دعا می کنید، پس من را هم دعا می کنید.
فرمود: آیا راه دیگری نیز به نظرت می رسد که از آن طریق بدانی که من تو را دعا می کنم؟
عرض کردم: نه، راه دیگری به نظرم نمی رسد.
حضرت فرمود: هر وقت خواستی بفهمی که نزد من چه مقامی داری، پس بنگر که من نزد تو چگونه هستم.
کافی، ج2، ص652
