امام حسین(علیه اسلام) چند همسر داشت واسامی آنان چه بود؟ آیا در کربلا حضور داشتند و اهل چه شهری بودند؟
مورخان در مورد همسران امام نوشتهاند: حضرت چند همسر داشت ،بدین شرح:
1ـ لیلی دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا،
2ـ شهربانو(شاه زنان) دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(علیه اسلام)،
3ـ رباب دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع،
4ـ ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.
5- قضاعه ، که از او فرزندی به نام جعفر داشت.(1)
اوّلی از قبیلة ثقیف (طایفه ای در طائف)، دومی ایرانی، سومی از قبیله کلبیه و چهارمی از تیم بود.(2)
در مورد این که شهربانو جزء همسران امام بوده، اختلاف است.(3)
در مورد این که همسران در کربلا بودند، یا نه، برخی از مورخان نوشته اند: تنها رباب در کربلا حضور داشت. او به همراه دیگر زنان و فرزندان به کوفه و سپس به شام به عنوان اسیر برده شد و بعداً به همراه کاروان به مدینه بازگشتند.
وی پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) وقتی به مدینه آمد، بزرگان مدینه از او خواستگاری و درخواست ازدواج کردند اما در پاسخ آنان فرمود: «بعد از آن که افتخار وصلت با خاندان پیامبر نصیبم شد، با فرد دیگری وصلت نخواهم کرد». در مدینه یک سال عزاداری کرد و در این مدت روزها زیر سقفی نمیرفت و مدام در مظلومیت حسین(ع) میگریست تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.(4)
در مورد شهربانو افسانه های نقل شده که صحت ندارد . از جمله این که پس از عاشورا از دست دشمن فرار کرد و چون دشمن در تعقیب او بود ، در بین راه به کوه معروف بی بی شهربانو رسید و کوه شکافته شد و او را در خود جای داد. کسانی که نام یکی از همسران امام را شهربانو و دختر یزدگرد ثبت کرده اند ، اذعان دارند پس ازتولد امام سجاد با فاصله اندکی از دنیا رفت.(5)
پی نوشتها:
1- ارشاد مفید،ج2 ،ص135؛ اعیان الشیعه ،ج2 ،ص389.
2- سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 389.
3-استاد مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، ص131-132
4- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 88؛ ابن جوزی، المنتظم، ج 6، ص 9.
5- زندگانی علی بن الحسین، سید جعفر شهیدی، ص 11.
تاسوعا و عاشورا به چه معنا است وآیا قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام)تاسوعا و عاشورا وجود داشت؟
عاشورا از ریشة عشر به معنای ده و دهم و تاسوعا از ریشه تسع به معنای نه و نهم است .
این لفظ فقط بر نهمین و دهمین روز محرم اطلاق شده است.
به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد، این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام در فرهنگ مسلمانان به ویژه شیعیان از جایگاه خاصی بهره مند شد.
ابن اثیر در کتاب «نهایه» میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی است» .(1)
همین مطلب را طریحی در «مجمع البحرین» گفته است. (2)
البته پیش از واقعه کربلا ، هم پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و هم حضرت علی(علیه السلام) شهادت امام حسین(علیه السلام) را در کربلا پیشگویی کرده بودند. امام حسین(علیه السلام) نیز شهادت خود را پیشگویی کرده، به برخی از پیامبران پیشین نیز شهادت آن حضرت وحی شده بود. (3).
پس از آن که حضرت امام در کربلا به شهادت رسید، روز عاشورا میان مردم به روز حزن و اندوه شناخته شد و شیعیان علی(علیه السلام) آن روز را روز عزا و عزاداری قرار دادند . از این رو به نام عاشورای حسینی شهرت یافت.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: و أمّا یوم عاشورا فیوم أصیب فیه الحسین(علیه السلام) صریعاً بین أصحابه و أصحابه حوله صرعی عراة؛(4) عاشورا روزی است که حسین(علیه السلام) میان یارانش کشته شد و بر زمین افتاد. یاران او نیز پیرامون او به خاک افتاده و عریان بودند.
روز نهم محرّم، تاسوعای سال 61 هجری امام حسین و یارانش در محاصرة نیروهای دشمن بودند. در این روز دشمن آب را به روی اهل بیت امام حسین(علیه السلام) و یاران او بسته بود.
این روز به دلیل این که بر اهل بیت سخت گذشت و شاید یکی از روزهای بسیار سخت و مصیبتبار برای خاندان پیامبر بود،به عنوان تاسوعای حسینی، مورد توجه شیعیان قرار گرفت.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «تاسوعا روزی است که حسین(علیه السلام) و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه شامیان بر ضد آنان گرد آمد. ابن زیاد و عمر سعد از فراهم آمدن آن همه سوار خوشحال شدند و آن روز، حسین(علیه السلام) و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند دیگر برای او یاوری نخواهد آمد و عراقیان او را پشتیبانی نخواهند کرد».(5)
در مقابل شیعیان، بنی امیه و پیروانشان روز عاشورا را روز جشن و سرور قرار دادند. به تدریج دشمنان درباره عاشورا احادیثی ساختند تا آن روز را با فضیلت نشان بدهند، در حالی که آن روز، روز غم و اندوه و مصیبت است. روزی است که بهترین انسان را کشتند، جگر رسول خدا را پاره کردند و زنان و کودکان پیامبر را به اسارت بردند، آیا این روز میتواند روز مبارکی باشد؟!
امام صادق(علیه السلام) در همین باره میفرماید: بنی امیه و همراهان آنان از شامیان، نذر کردند که اگر امام حسین کشته شد و به سپاهیان (بنیامیه) آسیبی نرسید و حکومت در خاندان ابی سفیان تثبیت شد، روز عاشورا را عید قرار دهند و به شکرانه پیروزی خود، روزه بگیرند. این عمل، به صورت روش و سنتی میان مردم تاکنون ادامه دارد، که ریشه آن از خاندان ابوسفیان است. در این روز، مردم روزه میگیرند و با شادی، با خویشان و بستگان خود،رفتار میکنند.(6) از این رو در زیارت عاشورا آمده است:
«اللّهم ان هذا یوم تبرّکت به بنو امیّة وابن آکلة الاکباد».(7)
از جمله روایتی که در متون روایی و تاریخی راه یافته آن است که گفته اند: علت نامگذارى روز دهم محرّم به عاشورا آن است که ده نفر از پیامبران به ده کرامت در این روز مورد گرامیداشت الهى قرار گرفته اند.(8) ، در حالی که این سخن صحیح نیست . ابن درید میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی» است و در دوره جاهلیت به این نام معروف نبود. (9)
شیخ عباس قمی با اشاره به همین حدیث به نقل از نویسنده «شفاء الصدور» میگوید: بنی امیه روز عاشورا را مبارک میدانستند. در این روز برای خود خرید میکردند و خرید را در آن روز سنّت کرده بودند.آنان در این روز مراسم عید بر پا میکردند، آن روز را روزه میگرفتند و در آن روز طلب حوائج را مستحب میدانستند، برای همین درباره روز عاشورا فضایل و مناقبی ساخته اند و حتی دعائی هم درباره آن درست کرده اند که اولش این است: «یا قابل توبة آدم یوم عاشورا، یا رافع ادریس الی السماء یوم عاشورا، یا مسکّن السفینة یوم عاشورا یا غیاث ابراهیم من النار یوم عاشورا». اینها را ساخته اند تا امر مشتبه شود. آنان در سخنرانی های خود میگویند: هر نبیّ وسیله و شرفی دارد و در روز عاشورا این شرف زیاد میشود، مانند خاموش کردن آتش نمرود برای ابراهیم، قرار گرفتن سفینه نوح کوه جودی، غرق ساختن فرعون در دریا و نجات حضرت موسی از دست فرعون، نجات حضرت عیسی از دست یهودیان.
شیخ عباس قمی در ادامه میگوید: شیخ صدوق از میثم تمار نقل کرده امت پیامبر، فرزند پیامبر را میکشند و روز عاشورا که فرزند پیامبر را کشته اند، روز مبارک قرار میدهند! راوی
میگوید: به میثم گفتم: چگونه آن روز را روز مبارک قرار میدهند؟ گفت: آنان در فضیلت آن حدیث جعل میکنند و میگویند: روز عاشورا روزی است که خداوند توبه آدم را پذیرفته با اینکه توبه آدم در ذی حجه پذیرفته شده است.آنان میگویند: در عاشورا، یونس از شکم ماهی نجات یافته، در حالی که در ذی قعده از شکم ماهی نجات یافته است. میگویند: روز عاشورا روزی است که کشتی نوح کنار کوه جودی قرار گرفت در حالی که روز هیجدهم ذی حجه قرار گرفت. آنان میگویند: روز عاشورا دریا برای موسی شکافته شد در حالی که در ربیع الاول شکافته شده بود (10).
حضرت امام رضا(علیه السلام) میفرماید: «کسی که در روز عاشورا از انجام کارهای مورد نیاز خویش پرهیز نماید، خداوند، حوائج دنیا و آخرت او را برآورده کند و کسی که روز عاشورا را، روز حزن و اندوه و مصیبت و گریه خود قرار دهد، خداوند روز قیامت را، روز شادی و سرور او گرداند و چشمش با دیدن ما در بهشت، روشن گردد.(11)
—————-
طنز جبهه
“ریش قلابی”
عملیات بدر را با همه مشکلاتش پشت سر گذاشته بودیم. هنوز گرد غمبار فراق دوستان سفر کرده را در سر داشتیم که سفر مشهد را برای تجدید روحیه مهیا کردند.
در راه برگشت، برای شادابی دوستان و همسفران دست به کار ریش مصنوعی خود که همیشه همراهم بود شدم. در مکانی بین راه ایستادیم تا استراحتی کنیم. از فرصت استفاده کرده و در اتاقکی ریش مصنوعی را بر چهره چسبانده، شال سبزی بر کمر و دستاری بر سر از اتاقک خارج شدم.
در همان لحظه چشم نگهبان پارک که بمن افتاد، ناباورانه دستها را به سینه چسباند و با بغضی در گلو و چشمی اشکبار رو بمن کرد و گفت : “یا صاحب الزمان”
در حالی که دست و پای خود را گم کرده بودم، پرسید:
از کجا تشریف آوردید آقا؟
“، بیخبر از برداشت او گفتم:
” از بالا آمدم."?
این بار دست ها را بر سر گذاشت و صلوات پشت صلوات میفرستاد.
تازه متوجه برداشت او شده بودم.
بچههای گردان کم کم دور ما حلقه زده و لبخندزنان️ نگاهمان میکردند. خواستم او را رها کنم و بروم که گفت:
” کجا آقا! مگر من میگذارم”
هرچه میگفتم پدر جان اشتباه گرفتی، زیر بار نمیرفت تا اینکه لبه ریش مصنوعی را در جلو دیدگان دوستانی که قرار بود غافلگیرشان کنم پایین زدم و گفتم:"پدرم ببین اشتباه گرفتی!!
برای لحظاتی با دهان باز فقط نگاهم میکرد و مات و مبهوت اشتباه خود و بازیگوشی ما مانده بود.
و قهقهه بچهها که این بار مرا در غافلگیری میدیدند.
راوی : کاظم هویزه
گردان کربلا

به روایتی از همسر شهید :
محمود انسان وارستهای بود،
هیچگاه از مسئولیت خودش
سوءاستفاده نکرد، یادمه بعضی
اوقات که بچهها دچار بیماری
میشدند، محمود با ماشین سپاه
آنها رو به بیمارستان نمیبرد!
شبانه آنها را بغل میکرد و با
وسیله کرایهای به بیمارستان
میرسوند.
هر وقت ازش میپرسیدم، توی
سپاه چی کار میکنی؟
پاسخ میداد: «جارو میکنم»
یه روز از طریق دوستانش متوجه
مسئولیتش شدم، اما او باز هم
بدون اینکه در مورد کارش توضیح
بده ، گفت: «مگه برای تو فرقی
میکنه، من چه کاره هستم؟»
هر مقرراتی که افراد عادی ملزم
به انجام اون بودند، خودش هم
رعایت میکرد،
اونقدر در زندگی اخلاص داشت
که بالاخره خدا او را نزدخودش
پذیرفت.
شهید محمود قلی پور

فرازی از وصیت نامه
مرگ پلی است به سوی جهان ابدیت و انشالله این پل باشهادت رقم بخورد صبر درمصیبت اجر عظیم الهی را دارد در مصیبتها فقط برای امام حسین(علیه السلام) گریه کنید.
* قبل از تیر خوردنش میگفت حاجی دعا کن شهید شم ، میگه برگشتم بهش گفتم اگه قسمتمون باشه شهید میشیم ، به چند دقیقه هم نرسید که تیر بهش اصابت کرد ، بعد از تیر خوردنش بچه ها اومدن به کمکمون که دیگه خیلی خون ازش رفته بود فقط برگشت به یکی از رفقا گفت ، بلندم کن رو زانوهام بشینم ، میگه برگشتم بهش گفتم واسه چی خون زیادی ازت رفته ، که آقا سجاد گفت اربابم اومده میخوام بهش سلام بدم ، اسلام علیک یا ابا عبدالله حسین.
شهید سجاد عفتی
راوی همرزم شهید

روایتی از همسر شهید :
گاهی که می خواستیم به مهمونی بریم کمی،چند لقمه غذا می خورد و می گفت :
_باشد که فقط برای رضای خدا برویم نه برای شکممان
این اخلاص عمل رو از علی بن ابی طالب (علیه السلام) آموخته بود
چون حدیثی از حضرت علی در این باره نقل شده است که قبل از رفتن به مهمانی مقداری طعام میل می فرمودند و می گفتند : می خواهم فقط برای رضای خدا به مهمانی بروم نه به خاطر غذا خوردن
* ائمه و علما و مراجع رو بسیار
دوست داشت و زندگی و احوال
بزرگان رو مطالعه می کرد?
باوجود اینکه تحصیلات حوزوی
نداشت، به تمام کتاب های اهل
سنت و احادیث متواتر آشنا بود
چنان از فضایل آقاامیرالمونین
نقل می کرد که شنونده مجذوب
می شد?
خیلی از فضایل امیرالمونین
(علیه السلا) رو می دونست و
ذکر می کرد
به احکام دینی و مسائل شرعی
هم کاملا مسلط بود ✌️
به طوری که در فامیل هرکسی
سوال شرعی داشت ، از
ایشون می پرسید
ایشون هم با نهایت فروتنی جواب
می داد.
معلوماتش انقدر زیاد بود که
دوستان و همکارانش شیخ صداش
می کردند ☺️✋
شهید_نعمت_الله_نجفی

دلمان شهادت طلب است
در سینهام دوباره غمی جان گرفته است
« امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است »
تا لحظهای پیش دلم گــــور سرد بود
اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

کلام شهید ابراهیم هادی :
سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید
تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آنچنان که خداوند، اسلام و امامان میخواهند، انجام داده باشید
این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی شود.

خاطرات شهید حمید سیاهکالی مرادی به روایت همسر شهید.
* در مدتی که به سوریه رفته بود، چند بار تماس گرفت، آخرین بار بسیار خوشحال بود واز زیارت حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) تعریف میکرد.
* 12 ساعت بعد به شهادت رسید، آنطور که هم رزمانش تعریف میکنند، خمپارهای به نزدیکی همسرم و چهار نفر از همرزمان برخورد میکند که شهید سیاهکالی از همه نزدیکتر بوده و پای راستش بهشدت مجروح میشود، پای چپ نیز میشکند و سرو صورتش نیز آسیب میبیند، در لحظات آخر چند ثانیه دستش را بر پیشانی قرار میدهد و نام امام زمان(عج) و سیدالشهدا(علیه السلام) را میبرد تا به شهادت میرسد.
* دیدار بعدی ما در معراج شهدای قزوین، سخت تر از سخت بود… در تمام لحظات قبل از این دیدار به خودم می گفتم چیزی نشده، رفتن حمید دروغ است، حمیدم که سه روز پیش با او تلفنی صحبت کردم، اتفاقی برای او نیفتاده است.
* حتی وقتی از پله های معراج بالا رفتم و پیکرش را دیدم با خود می گفتم الآن دست می زنم و می بینم که تمام این لحظات که عمری بر من گذشت خواب است؛ اما وقتی دیدم و لمسش کردم بدن و صورت سردش را یاد افتادم که همیشه دست های سردش را به من می داد و می گفت فرزانه جان با دست هایت گرمم کن؛ و من در آن لحظه تصمیم گرفتم با دست هایم گرمش کنم.
* به یاد گریه شب آخر افتادم که حمید به من گفت «فرزانه دلم را لرزاندی اما ایمانم را نمی توانی بلرزانی». برای همین سرم را کنار صورتش بردم و گفتم مرا ببخش که در شب آخر دلت را لرزاندم…
* پیکرش را می بوسیدم و با گریه می گفتم دوستت دارم عزیزم؛ یادت هست همیشه وقتی از مأموریت به خانه برمی گشتی برای من گل می خریدی، حالا ازاین پس من باید برای تو گل بیاورم.
* هنگام خاک سپاری خاک مزارش را می بوسیدم و می گفتم ای خاک تا ابد همسرم را از طرف من ببوس.
ادامه

عید غدیر که می شد خیلی ها عزا می گرفتند. لابد می پرسید چرا…؟ به همین سادگی که چند تا از بچه ها با هم قرار می گذاشتند، به یکی بگویند؛ سید …البته کار که به همین جا ختم نمی شد.?
ایستاده بودیم بیرون چادر، یک دفعه دیدیدم چند نفر دارند دنبال یکی از برادرها می دوند?. می گفتند: وایسا سید علی کاریت نداریم! و او مرتب قسم می خورد که من سید نیستم ولم کنید.? تا بالاخره می گرفتندش و می پریدند به سر و کله اش و به بهانه بوسیدنش آش و لاشش می کردند?.
بعد هم هر چی داشت، از انگشتر، تسبیح، پول، مهر نماز تا چفیه و گاهی هم لباس، همه را می گرفتند و از تنش به بهانه متبرک بودن در می آوردند …?
جالب اینجاست که به قدری جدی می گفتند؛ سید که خود طرف هم بعد که ولش می کردند، شک می کرد و می گفت: راستی راستی نکند ما هم سید هستیم? و خودمان خبر نداریم، ?گاهی اوقات کسی هم پا پیش می گذاشت و ضمانتش را می کرد: قول می دهد وقتی آمد تو چادر، عیدی بچه ها یادش نرود؛ حتی اگر سکه ٢٠ ریالی باشد و او هم سکه را می داد و غر می زد که: عجب گیری افتادیم، بابا ما به کی بگیم ما سید نیستیم …؟???
یــــاد بــــاد آن روزگاران یاد باد نشر معارف شهدا.

درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى شود:
1- موقع بارش باران.
2- زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى نگرد.
3- هنگام گشوده شدن در کعبه.
4- هنگام برپایى مراسم عقد و عروسى.

راه جذب قلب همسر
محبّت یک امری است که باید زمینه آن را فراهم کرد و زمینهاش این است که دختر سعی کند اعتماد شوهرش را به خود جلب کند، پسر هم سعی کند اعتماد زنش را به خود جلب کند.
رهبر انقلاب⇦22/9/79

پای یک عشــق در میـان اسـت…!
إذا مَرِضَ المؤمنُ أوحَى اللّه ُ عَزَّوجلَّ إلى صاحِبِ الشِّمالِ :
لا تَکتُبْ على عَبدی مادامَ فی حَبسی ووَثاقی ذَنبا.
ویُوحی إلى صاحِبِ الیَمینِ أنِ اکتُبْ لِعَبدی ما کُنتَ تَکتُبُهُ فی صِحَّتِهِ مِن الحَسَناتِ .
امام کاظم علیه السـلام
هرگاه مؤمن بیمار شود، خداوند عز و جل به فرشته دست چپ او وحى فرماید :
براى بنده ام، (تا زمانی که بیمار است)، گناهى منویس .
و به فرشته دست راست او وحى مى فرماید که همان حسناتى را که در زمان سلامتى بنده ام مى نوشتى، برایش بنویس.
الکافی ج٣ ص١١٤
#حدیث_روز

یکی از راههای افزایش محبت
بین شما و همسرتون اینه که؛
وقت کافی برای صحبت کردن با هم وشنیدن حرفهای همدیگه بذارین
بخصوص خانمتون که با دردو دل کردن و
حرف زدن به آرامش میرسه

بسم الله الرحمن الرحیم
بد بنده اى است، بنده اى که دورو و دو زبان باشد……
…امام کاظم علیه السّلام فرمودند…
بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَذا لِسانَیْنِ یُطْرى اَخاهُ اِذا شاهَدَه
ُ…وَیَأْکُلُهُ اِذا غابَ عَنْهُ؛
…بد بنده اى است، بنده اى که دورو و دوزبان است، هرگاه برادر دینى اش را مى بیند، او را مى ستاید و تملّق مى گوید
…و پشت سرش (بابدگویى) او را مى خورد!
?بحارالانوار، ج 75 ، ص 310
#حدیث_روز

شوهرتون یه سری پنهان کاری داره که باید اونا رو بشناسید.
* مثلا گاهی دوست داره در آغوش شما جا خوش کنه؛حتی اگر حوصله رابطه جنسی رو هم نداشته باشه دوست داره نوازشش کنید.
* به همسرتان نشان دهید که تغییر کرده اید گفتن من عوض میشوم دردی را دوا نمیکند اعمال شما قدرت تاثیرگذاری بیشتری نسبت به گفته هایتان دارد.
*برای خانمها مهم است بعد از دلخوری، شوهرشان از آنها عذرخواهی کند
آنها دوست دارند تاسف شما را ببینند و بعد از این دلخوریها مورد دلجویی قرارگیرند
غرورتان راکنار بگذارید
انتظار جواب منفی از همسر را هم داشته باشید.
* نکته بعدی و اصلیترین مورد برای انجام کار از سوی مردان این است که آنها را در جواب منفی دادن آزاد بگذاریم. معمولاً زنها وقتی میخواهند خواستهای را مطرح کنند از قبل جواب آن را پیش بینی میکنند و سعی میکنند به نحوی مرد را لای منگنه بگذارند.
* برخی از زنها هم که حساستر هستند، وقتی از قبل حس کنند که با تمام خواهشها باز هم قرار است جواب منفی بگیرند، اصلا از بیان درخواست خود صرفه نظر میکنند. ولی به همین جا ختم نمیشود. زن از عدم درخواست خود و هم چنین جواب احتمالی شوهر ناراحت و عصبی است و شوهر از همه چیز بیخبر نمیداند علت کجاست.
* خانمهای عزیز تمرین کنید معنی اصلی کلمه «نه» را بفهمید. باور کنید «نه» گفتن شوهر هیچ ربطی به میزان عشق و علاقه همسرتان به شما ندارد. وقتی همسر شما در حال تلویزیون دیدن است و شما تقاضایی میکنید؛ مسلماً باید انتظار شنیدن جواب «نه» را هم داشته باشید.
پاسخ سریع به محبت.
جواب محبت آدمها را به موقع بدهید! محبتهای تاریخ گذشته عطر و طعم اصلی را نخواهد داشت…!

خواسته های صریح و کوتاه به همسر.
خانمهای عزیز لطفاً درخواست خود را کوتاه و صریح بیان کنید. به جای گفتن اینکه «وای از صبح تا حالا میوهها تو صندوق عقب ماشین جا مونده؟!!!» بهتر است خواستهی خود را صریح بیان کنید و بگویید: «ممنون میشم اگه میوهها را از صندوق عقب ماشین بیاری»
توجه کنید که جملهی اول برای مردها یک جمله خبری توام با تقصیر از جانب آنها تفسیر میشود نه یک درخواست!
نمیدانم چرا آدمها با یکدیگر حرف نمیزنند؟ چرا هنگام ناراحتی سکوت یا قهر میکنند؟!!!
* باور کنید تمام سوتفاهمها، از همین حرف نزدنها شروع میشود…!
* به یکدیگر اجازهی حرف زدن بدهیم. بگذاریم مشکلمان را کلمهها حل کنند…!
* باور کنید هیچ چیز به اندازهی حرف زدن روی قلب و احساس و فکر ما تاثیر ندارد…!
* کلمهها قدرتی دارند که میتوانند کوههای درون فکر ما را جا به جا کنند و دیوارهای بین ما را از بین ببرند…!
* به یکدیگر اجازه حرف زدن بدهید؛ در این روزگار، افسردگی و سکوت فقط ما را از یکدیگر دور میکند!!!

#حدیث_روز
زیاد گله مکن که این کار، کینه میآورد و به نفرت میانجامد. زیاد گله کردن، از بیادبی است…
“امام علی (علیه السلام)”

تاثیر کارکردن مردان در خانه.
مردانی که در خانه کار میکنند؛ طول عمر بیشتری دارند! طبق تحقیقات، انجام کارهای خانه ونظافت درمردان سبب حفظ سلامت و افزایش طول عمرشان میشود!

چطور جذب خواستگار کنیم؟
یکی از مهمترین مسایلی که میتواند به جذب خواستگار برای دخترها کمک کند، اخلاق نیکو و پسندیده خود و خانوادهشان است.
هر اندازه دختر و خانوادهاش خوش اخلاقتر باشند و کمتر عصبانی بشوند و بداخلاقی کنند، بر تعداد خواستگاران دختر افزوده میشود.
سعی کنید با اطرافیان، همسایگان و آشنایان با روی باز و گشوده برخورد نمایید تا دیگران هم بتوانند راحتتر با شما صحبت کنند.

باهم مهربان باشیم
وقتی میمیریم ما را به اسم صدا نمیکنند و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند :جنازه کجاست ؟
وبعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست ؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم بعد از مرگ فراموش میشه
مدیر ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس…
پس فروتن و متواضع باشیم…نه مغرور و متکبر…
پس به چی مینازید؟؟؟!!!!!
عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!!!
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!!!
تاکه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!!!!
بردرخانه نوشتند؛ درگذشت...
پس تا هستیم با هم خوب و مهربون باشیم!

امیرالمؤمنین
سپاه پلکهایش چند لشکر را تکان می داد
علی با خطبه خوانی قلب منبر را تکان می داد
به وقت زُهد سلمان را کرم می کرد و حاتم را؛
عیار راستگویی اش اباذر را تکان می داد
خودش نه پلک بر هم می زد و اینگونه بی پیکار
دل هر مالکی مانند اشتر را تکان می داد
به یک ضربه سرش را می بُرید از تن به آسانی
به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می داد
و جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس می داد
علی بن ابیطالب فقط سر را تکان می داد
همیشه بعد دیدار علی از بس تحیُر داشت
یکی باید می آمد دوش قنبر را تکان می داد
میان گرد و خاک جنگ تا او را ببیند هم
علی بود آن که از جایش پیمبر را تکان می داد
نه در دنیا دل ما را که نام مرتضی قطعاً
به وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان میداد
محمد رضا حدادپور جهرمی

امامت محرکی به سوی عمل نه دستاویزی برای تنبلی
در مسئله ولایت و امامت، طرز فکر ما به صورت عجیب و معکوس درآمده است!
️آیا این عجیب نیست که ما مقتدایانی مثل اهل بیت پیغمبر داشته باشیم آنگاه به جای اینکه وجود این پیشوایان محرّک و مشوّق ما باشد به عمل، وسیله تخدیر ما و تنبلی ما و گریز ما از عمل شده است؟! تشیع و دوستی اهل بیت پیغمبر را وسیله قرار دادیم برای اینکه از زیر بار اسلام بیرون بیاییم!
امامت و ولایت این حقیقت عالی، وسیله تنبلی شده، وسیله هیچ کار نکردن با انتظار اینکه همه کارها را مولی کرده، در قیامت هم مولی میکند!
? استاد شهید مطهری، ده گفتار، ص155 (با تلخیص)

مرد زن آراسته را می پسندد.
زن پر جاذبه، همیشه تمیز و مرتب است و از عطر ملایمی استفاده می کند. اگر این کار را هر زنی برای جلب توجه شوهر خود انجام دهد موفق خواهد شد.?
آقایان از تغییر و تحول بدشان نمی آید. تنوع در وضع ظاهر زن برای شوهر دلچسب تر و پرجاذبه تر خواهد بود.
در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاظر نشوید و خود را برای شوهرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را برای او بپوشید.?

“دختر خانمها با دقت بخوانند”
پسرانی که به قصدی غیر از ازدواج با شما ارتباط برقرارمی کنند بدنبال طولانی کردن زمان رابطه هستند تا شما را بخود وابسته کنند.
اگر پسری به شما علاقمند شود خیلی زود مسئله را خانوادگی میکند?

آقایان باید بدانند که:
“"همــــسر خوبی باش و هرگز …."”
زنت را تحقیر نکن!
چون بار بیماری اش را سالها باید به دوش بکشی.
به زنت بی اعتنایی نکن!
چون سالها باید بی توجهی اش را تحمل کنی.
هرگز به زنت پرخاش نکن!
چون سالها سکوت مرگبارش را باید طاقت بیاوری.
هرگز از محبت به روح او غافل نباش!
چون سالها باید در بستری سرد بخوابی

“نسبـت به ناراحتـی همسـرت؛ بیتفاوت نباش”
وقتی بحثتون میشه و دلخوری پیش میاد؛ نزار دلخوری به روز بعد بکشه از دلش دربیار و بیتفاوت نخواب. این حس بیتفاوتی، از تلخترین احساسهاست که روح و روان همسرتون رو آزار میده.
همون شب ناراحتی رو چال کن تا روز بعدتون رو با شادی و رضایت ازهم شروع کنید و گرنه روزی که با ناراحتی از شب قبل شروع بشه، اون روز هم هدر میره.
حیف هستند روزای عمر و جوونیتون. نزار به کام خودت و شریکت تلخ بمونه، با مهربونی و از خودگذشتگی. نترس کوچیک نمیشی.
بازم میگم اگه گذشت آدم رو کوچیک میکرد؛ خدا با این همه گذشتش انقد بزرگ نبود. چه خوشبختند زن و شوهرهایی که حتی تو لحظات ناراحتی و دلخوری کنار هم هستن و جاشون رو از هم جدا نمیکنند.

“چگونه خواستهی خود را به شوهرم بگویم؟!”
بیان درخواست در زمان مناسب، خیلی مهم است. زمانی که برای بیان درخواست خود انتخاب میکنید بسیار مهم است.
وقتی که همسرتان روی موضوعی متمرکز است، قطعا نباید انتظار داشته باشید که به تقاضای شما فوراً پاسخ دهد. چرا که مردها وقتی روی موضوعی دقیق میشوند، فقط بر روی همان موضوع تمرکز دارند و نمیتوان به یکباره آنها را از آن موضوع بیرون کشید.
اگر بخواهید با زور آنها را از آن موضوع دور کنید، ممکن است با عصبانیت و در نتیجه بداخلاقی آنها مواجه شوید. بهتر است بدانید آن ها در این مواقع اصلا شوخی ندارند.
“چرا بعضی از دوستیها، صمیمانهتر از بیشتر ازدواجهاست؟!!!”
پاسخ در تمایل به کنترل کردن ماست. ما در روابط دوستانه نیازی به کنترل و تغییر دیگری نمیبینیم. او را میپذیریم و سعی میکنیم با عیب و حسن او کنار بیاییم و از بودن در کنارش لذت ببریم.
ولی در زندگی مشترک اغلب زوجها به شدت تمایل به کنترل و تغییر دیگری دارند تا با خواستهها و ایدهآلهایشان نزدیکتر شود. غافل از این که ما قادر به کنترل و تغییر یکدیگر نیستند.
همین تلاش دائمی برای کنترل و تغییر دیگری باعث میشود ما نتوانیم حقیقتا از بودن در کنار یکدیگر لذت ببریم.
روزی که متوجه بشویم این موضوع از توان ما خارج است و دست از کنترل دیگری برداریم، صمیمت به رابطه ما برمیگرده!
بوی خوش زن در خانه که باشد مرد ریشه میدهد ، تنومند میشود
زن را باید مثل دسته ای آلاله بغل زد
باید مثل پروانه دورش بچرخی
باید به زن رسید تا عطرش در خانه بپیچد.

همسر شما همانی میشود که دائما بطور مستقیم و غیرمستقیم در گوشش میخوانید
پس همیشه او را سلطان قلبم، باگذشت، خانواده دوست و فداکار بنامید…
مردها فقط جهت کسب اطلاع صحبت میکنند اما زنها برای تخلیه هیجانات صحبت میکنند
اینکه گاهی زن به رازدار نبودن و مرد به سنگدل بودن متهم میشود از همین تفاوت سرچشمه میگیرد

“"وظیفه ی همسران سادات در عید غدیر"”
کسانی که همسر سادات شده اند باید بدانند که آنان در روز عید غدیر که یکی از بزرگترین اعیاد شعیان است وظایفی برعهده دارند، از جمله اینکه هدیه بخرید
یکی از سنت های عید غدیر عیدی دادن سادات به افراد عام است اما خوب است که همسران سادات به شکرانه ی اینکه همسرشان از نوادگان پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) است، برای وی هدیه ای هر چند کوچک بخرد.
هدیه دادن حتی اگر بدون دلیل باشد حس خوبی را ایجاد می کند و باعث صمیمت بیشتر می شود حال چه دلیلی بهتر از هدیه دادن در روز شادی همچون غدیر؟

توصیه امیرالمومنین علیه السلام درباره آداب غدیر.
1. برای اهل و عیال خود دست و دل بازی کنید و به برادران و دوستانتان نیکی کنید.
2. در مقابل این نعماتی که به شما داده خدا را شکر کنید.
3. دور هم جمع شوید تا خدا کارهایتان را سامان دهد.
4. به یکدیگر نیکی کنید تا خداوند دلهایتان را بههم پیوند دهد.
5. نعمتهای الهی را به هم هدیه دهید، خدا ثواب هر عمل در این روز را چندین برابر عمل در اعیاد دیگر قرار داده.
6. نیکی در این روز اموال را زیاد میکند و عمر را میافزاید.
7. مهربانی به همدیگر در این روز، رحمت و رأفت خداوند را جلب میکند.
8. تا جایی که در توان دارید از آنچه خدا که به شما داده به برادران و خانوادهتان رسیدگی و پذیرایی کنید.
9. در میان یکدیگر خوشرو باشید.
10. در دیدار یکدیگر، اظهار شادمانی کنید.
11. به کسی که به خیر شما امید دارد، افزون بر آن بدهید.
12. به ناتوانان همچون خود و هرقدرکه از دستتان برمیآید و برایتان امکان دارد، بخورانید.
13. خرج کردن یک درهم در این روز، پاداش 100هزار درهم در روزهای دیگر و حتّی بیشتر دارد.
14. اگر کسی از آغاز دنیا تا پایانش، روزها را روزه و شبهایش را احیا بگیرد، به پای ثواب روزۀ این روز- اگر خالصانه باشد- نمیرسد.
15. هرکس که در این روز پیش از درخواست برادرش به یاریش بشتابد و از سر رغبت به او نیکی کند، پاداش کسی را دارد که این روز را روزه و شبش را احیا گرفته است.
16. هر کس مؤمنی را افطار دهد انگار به یک میلیون نبی و صدیق و شهید افطار داده.
17. و هرکس برای برادرانش قرض بگیرد(برای حل مشکل آنها واسطه شود) و به آنها کمک نماید، من از سوی خدا ضامنم که اگر زنده بماند، بدهیاش را بپردازد و اگر قبضِ روحش کند، خداوند، خود قرض او را به عهده بگیرد.
18. چون همدیگر را دیدید، دست بدهید و سلام کنید و نعمت امروز را به هم تبریک بگویید.
19. این سخنان را حاضران به غایبان و شاهدان به آیندگان برسانند
20. توانگر به دیدن فقیر برود و نیرومند به دیدن ناتوان برود.
آداب غدیر

چرا عید غدیر از همهی اعیاد بالاتر است؟
رهبرانقلاب: اینکه در بعضی از تعبیرات گفته شده است که عید غدیر عیداللهالاکبر و از همهی اعیاد بالاتر است، علّت این و وجه این چیست؟ خب، در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئلهی غدیر به مسئلهی دیگری قابل تطبیق نیست.
همین آیهی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً» که در اوایل سورهی مائده است، با غیر مسئلهای در وزن و اهمّیّت و اندازهی مسئلهی غدیر، قابل تطبیق نیست.
امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ …این تعبیر دربارهی نماز، زکات و جهاد نیامده است.
پس این یک قضیّهی دیگری غیر از احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟ قضیّهی رهبری جامعهی اسلامی؛ قضیّهی نظام حکومت و امامت در جامعهی اسلامی.
95/06/30
استاد فاطمی نیا:
️مقابله با ولایت و امامت
مقابله با امامت و ولایت درطول تاریخ ابعاد مختلفی داشته است.
گروه نخست که مقابله کردند، کسانی بودند که با زور شمشیر به این امر پرداختند.
درهمان ساعات نخستِ بعد از وفات پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) ،عده ای با زورِ شمشیر و دار و دسته ، به مقابله با ولایت برخاستند تا جایی که درب خانه ی دختر پیامبر را به آتش کشیدند!
آنها پایه گذار نرسیدن امیرالمومنین علیه السلام به خلافت ظاهری بودند وکار را به دست عده ای دیگر رساندند و نتیجه این شد که هر فرد ناشایستی جرأت پیدا کرد ادعای خلافت کند و لقب امیرالمومنین به خود دهد!
گروه دوم برای مقابله با ولایت وامامت، جعل احادیث و روایات بود.
این کار توسط عده ای از راویان فرمایشی صورت میگرفت. اینها افرادی بودند که برای تقویت جایگاه خلفا ، در ازای دریافت مزد، به جعل احادیث و بیان فضائل دروغین برای دشمنان اهل بیت می پرداختند.
پاسخ دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی به اظهارات رحیم پور ازغدی:
* او متأسفانه هیچ آگاهی از وضع حوزۀ علمیه ندارد
* مایل نبودیم این مسائل تلخ بازگو شود اما اصرار جمعی از پرسشگران ما را وادار کرد.
* تعبیر به بیسوادی در مورد فضلا و مدرسین حوزه توهین آشکاری است.
* آیا تعبیر به «کارخانه انبوه تولید مرجع تقلید» توهین به مرجعیت محسوب نمی شود؟!
* سخنان او یک نوع بی اعتنایی به فقه جواهری است که مورد توجه امام راحل(قدس سره) و همه علما بوده و هست
بنّایی که واسطه حضرت امیر (علیه السلام) و علامه امینی شد
حجتالاسلام سید محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف، ملازم علامه امینی بود، گفته است: علامه امینی میفرمود: در یک شب جمعه، زائر حرم حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و مشغول زیارت و دعا بودم، از خدا میخواستم به خاطر حضرت امیر علیهالسلام کتاب «درالسمطین» را که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر به آن نیاز داشتم، برای من مهیا کند.
* در این هنگام، یک عرب ساده و بیآلایش برای زیارت حضرت مشرف شد و از حضرت میخواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد، یک هفته گذشت ولی کتاب را پیدا نکردم؛ بعد از آن، دوباره برای زیارت مشرف شدم، از حسن اتفاق در وقتیکه مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد به حرم مشرف شد و از حضرت تشکر کرد که حاجت او را برآورده کرده است.
* وقتی من کلام آن مرد را شنیدم، محزون شدم، چون دیدم امام، حاجت او را برآورده کرده، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.
* خطاب به حضرت (علیهالسلام) عرضه داشتم: جواب این مرد را دادی و حاجتش را برآورده کردی! اما من مدتی است به خدا متوسل میشوم و شما را شفیع قرار میدهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده، آیا من کتاب را برای خودم میخواهم، یا به خاطر کتاب شما؟
* آنگاه گریه برایم مستولی شد و با حالت ناراحتی از حرم بیرون آمدم، آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم، در عالم خواب دیدم که مشرف به خدمت حضرت امیر (علیهالسلام) شدهام و حضرت در آن حال، به من فرمود:
* آن مرد، ضعیف الایمان بود و نمیتوانست صبر کند ولی تو باید صبر داشته باشی.
* از خواب بیدار شدم، صبح سر سفره بودم که در زده شد، در را باز کردم، دیدم همسایهای که شغلش بنایی بود، داخل شد و سلام کرد و گفت: من خانه جدیدی خریدهام که بزرگتر از این خانه است، بیشتر اثاث خانه را به آنجا منتقل کردهام و این کتاب را در گوشه آن خانه پیدا کردم، خانمم گفت: این کتاب به درد تو نمیخورد، آن را به شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن، شاید او استفاده کند.
* من کتاب را گرفتم، غبارش را پاک کردم و دیدم همان کتاب خطی «در السمطین» است که دنبالش بودم. در این هنگام، بر این نعمت، سجده شکر کردم.
? با اقتباس و ویراست از کتاب علامه امینی جرعه نوش غدیر علامه حسنزاده آملی

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
ما زاده شدیم از تراب تو علی!
آباد دلی که شد خراب تو علی
گویند حساب خلق در دست علی است
خوردم همه جا می به حساب تو علی!

شهید حسن قاسمی دانا
تعریف می کرد تو حلب شبها با
موتور حسن غذا و وسائل مورد
نیاز به گروهش میرسوند .
ما هر وقت می خاپوستیم شبها
به نیروها سر بزنیم با چراغ خاموش
میرفتیم
یک شب که با حسن میرفتیم غذا به
بچه هاش برسونیم چراغ موتور
روشن می رفت
چند بار گفتم چراغ موتور رو خاموش
کن امکان داره قناص ها بزنند
خندید
من عصبانى شدم با مشت تو
پشتش زدم و گفتم مارو می زنند
دوباره خندید
گفت: مگه خاطرات شهید کاوه رو
نخوندى
که گفته. شب روى خاک ریز راه
می رفت.و تیر هاى رسام از بین
پاهاش رد میشد
نیروهاش میگفتن فرمانده بیا پایین
تیر میخورى
در جواب می گفت اون تیرى که
قسمت من باشه هنوز وقتش
نشده
و شهید مصطفى می گفت: حسن
می خندید و می گفت: نگران نباش
اون تیرى کخ قسمت من باشه هنوز
وقتش نشده
و به چشم دیدم که چند بار چه
اتفاقهایی براش افتاد.
و بعد چه خوب به شهادت رسید
راوی:شهید صدرزاده

️ ارزش انسان به چیست؟
قَالَ علی (علیه السلام): قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُ.
امام علی علیهالسلام فرمود:
ارزش هرکس به اندازه کارهای خوبی است که انجام میدهد.
?تحف العقول،ص201
#حدیث_روز

آسان ترین راه قدردانی، یک تشکر ساده است. به شرطی که خالص وصمیمانه باشد.
اگه نمیتونی به زبون بیاری! روی کاغذ برای همسرت بنویس.
اثرفوق العادهای دارد.
* همسر مناسب همسری است که انسان بتواند در کنار او خوشبخت شود.
دین و اعتقاد خود را حفظ کند, بلکه تکمیل و مستحکم تر کند…
شهید بابایی
زیبایی مرد به اخلاق؛
زیبایی زن به مهربانی؛
زیبایی زندگی به خوشبختی؛
زیبایی خانه به احترام و محبت؛
و زیبایی کنارهم بودن؛
به صمیمیت و صداقت است …

بعضی وقتها کوتاه آمدن هم خودت را نجات میدهد… هم دیگران را….?

سادات چه کسانی هستند؟
سادات همانهایی هستند که به فرموده امام صادق(علیه السلام) روز قیامت، خود خداوند آنها را مورد خطاب قرار میدهد که ای سادات دوستان و ارادتمندان خود را شفاعت کنید، و وقتی سادات کسی را شفاعت، کند شفاعت آنها رد نخواهد شد.
سادات همانهایی هستند که امام صادق(علیه السلام) فرمود پیامبر در روز قیامت، ندا میدهد، ای مردم هرکس سادات را احترام کرده، پناهشان داده و به آنها نیکی کرده بیاید تا تلافی کنم… و خدا ندا میدهد، ای رسول پاداش آنها با خودت، هر کجا میخواهی منزلشان بده… و رسول خدا آنها را در “وسیله” (محلی دربهشت) جا میدهد که در دیدگاه پیامبر و خانوادهاش هستند و آنها را میبینند.
سادات همانهایی هستند که امام زمان(عج) به سید شهاب الدینی فرمود: قدر سید بودنت که به مادرم فاطمه زهرا منسوب میشود را بدان.
و این فقط ذرهای از تأکید احترام به کسانیست، که خون فاطمه اطهر سلام الله علیها در رگهایشان جاریست…

علی مع الحق و الحق مع علی
سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست ، من بر جادّه حق می روم ، و دشمنان من بر پرتگاه باطلند.
خطبه 197 نهج البلاغه
#حدیث_روز

فضایل عجیب روز غدیر
حجت الاسلام پناهیان:
اساساً شاد بودن به شادی اهلبیت(علیهم السلام) ثواب بیشتری هست تا غمگین شدن به مظلومیت اهلبیت(علیهم السلام)؛ چون رنج اهلبیت(علیهم السلام) دیده میشود و اگر کسی عقلش به دیدهاش باشد مظلومیت اهلبیت(علیهم السلام) را لمس میکند، متأثر میشود و تأثر خودش را نشان میدهد اما نمیتواند فرح و سرور جایگاهی مثل عید غدیر را ببیند. شاد شدن به شادی اهلبیت(علیهم السلام) دشوارتر است تا غمگین شدن در عزای اهلبیت(علیهم السلام).
در روایت میفرماید: مؤمنین در عید غدیر مورد عفو و بخشش و مغفرت و رحمت قرار میگیرند، بیش از ماه مبارک رمضان و شب عید فطر-شب عید فطری که هر کسی در ماه رمضان بخشیده نشده باشد در شب عید فطر بخشیده میشود-و بیش از تمام طول سال.(فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَةً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَةِ الْفِطْرِ؛ تهذیبالاحکام/6/24)
میفرماید: کسی که عید غدیر را گرامی بدارد تا وقتی گناه کبیرهای انجام نداده اگر از دنیا برود «مات شهیدا!»(فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَةٍ عَمِلَهَا صَغِیرَةً أَوْ کَبِیرَةً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَةً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَات مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیدا؛ اقبالالاعمال/1/464) در عید غدیر شما هر کاری از ثواب انجام میدهید، ثواب هشتاد ماه عبادت را به شما میدهند! در روز عید غدیر هر بِرّی، هر قدمی برای برادران دینی برداشته شود «لا تُعدّ و لا تُحصی» است.
امام صادق(علیه السلام) در روایتی میفرماید: اطعام به مؤمنین مانند اطعام همۀ انبیاء و صدیقین است! (وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِین؛ اقبالالاعمال/1/465)
امام رضا(علیه السلام) سنتشان این بود که عید غدیر هر کسی به خانۀ ایشان میآمد او را برای شام، نگه میداشت و وقتی میخواست برود، به او هدایای متنوعی-از انگشتر تا پارچه تا هدایای مختلف-میداد تا برای بچههایش ببرد.
* امام صادق(علیه السلام) میفرماید: غدیر در آسمانها شناختهشدهتر و مشهورتر از زمین است (قَالَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ؛ تهذیب الاحکام/6/25) و آنجا جشن ویژه می گیرند.
* هر یک درهمی که شما در راه خدا صدقه بدهی، انفاق کنی یا صله بدهی-در روزهای عادی-دهبرابر حساب میشود، اما روز عید غدیر اگر این کار را انجام دهی، دویست هزار برابر برایتان حساب میشود! (فَالدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَتَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِیدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛ اقبالالاعمال/1/463)
* در روز عید غدیر خدا چهکار میکند؟ «فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَةً» خدا گناه شصت سال را میبخشد «وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَةِ الْفِطْرِ»(تهذیبالاحکام/6/24) و خدا در روز عید غدیر دوبرابر شب قدر، دو برابر شب عید فطر، دوبرابر ماه مبارک رمضان، از آتش جهنم نجات میدهد.
* میفرماید: «وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّات»(تهذیبالاحکام/6/24) اگر مردم فضل این روز را به حقیقتش درک کنند، ملائکه-نه فقط در روز عید غدیر بلکه- در طول سال هر روز ده مرتبه با آنها مصافحه میکنند! دیگر چهطور باید به ما بگویند که «مهم است»؟!

غلونکرده ایم اگربگوئیم:
گذشتن مااز هوا نفس دنیامدار
سخت تراست ازطی موانع و سیم های خاردار!
وسلاح مان هم فقط زرهی ازجنس تقوا
آن تقوا که با یک تق وانرود
جزیره مجنون

️غدیر؛ مایه وحدت اسلامی
رهبرانقلاب: مسأله غدیر میتواند مایه وحدت باشد؛ همچنان که مرحوم آیةاللَه شهید مطهری مقالهای با عنوان «الغدیر و وحدت اسلامی» دارد.
* او کتاب الغدیر را - که درباره مسائل مربوط به غدیر است - یکی از محورهای وحدت اسلامی میداند که درست هم هست. ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما واقعیت مطلب همین است.
خودِ مسأله غدیر، غیر از جنبهای که شیعه آن را به عنوان اعتقاد قبول کرده است - یعنی حکومت منصوب امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام از طرف پیامبر که در حدیث غدیر آشکار است - اصل مسأله ولایت هم مطرح شده است.
*این دیگر شیعه و سنی ندارد.
*اگر امروز مسلمانان جهان و ملتهای کشورهای اسلامی، شعار ولایت اسلامی سر دهند، بسیاری از راههای نرفته و گرههای ناگشوده امت اسلامی باز خواهد شد و مشکلات کشورهای اسلامی به حل نزدیک خواهد گشت.
79/01/06

