فقیر و ثروتمند فقیری که محتاج و صاحب عیال بود، به طلب رزق و روزی از خانه بیرون آمد. نمی دانست کجا برو؛ اتفاقا گذرش به مسجدی افتاد که واعظی بالای منبر بود و مجلس را گرم کرده و مردم را تشویق و ترغیب به صلوات می کرد. آن مرد فقیر همان جا ایستاد و گوش به حرف… بیشتر »
