داستان قحطی بنی اسرائیل
زمانی قحطى، قوم بنى اسرائیل را فرا گرفت. حضرت موسی(ع) براى طلب باران مناجات کرد.
خداوند به موسى وحى فرمود:
من دعاى تو و کسانى که با تو هستند را اجابت نمیکنم. چون در میان شما سخن چینی هست که کارش همیشه سخن چینى است.
موسى عرض کرد:
خداوندا، آن شخص کیست؟ معرفى کن تا از میان خود بیرون کنیم.
خداوند فرمود: اى موسى، مگر مىشود من شما را از سخن چینى منع کنم و خودم سخن چین باشم؟
پس بگو همه اینهایى که در مصلا هستند توبه کنند، تا من با باران آنها را سیراب کنم.
(الجواهرالسنیة- کلیات حدیث قدسى ،ص160 نقل از شهید ثانى در کتاب الغیبه)
نکته: از آن طرف هم دقت کنیم ؛ اگر سخن چین برای ما خبری آورد، ابتدا تحقیق کرده و سپس تصمیم بگیریم خداوند می فرماید:
إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا … اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید …
(حجرات آیه6)
?
داستان قحطی بنی اسرائیل
